X
تبلیغات
حکمت

حکمت

دل نوشته ها ؛یادداشت ها؛خاطرات؛تصاویر؛عکس های ازطبیعت وبعضی ازکارهای کوتاه پژوهشی

باقهرمان توحید حضرت ابراهیم ع بیشترآشناشویم(بخش سوم)

همانطوریکه درصفحات قبل پیرامون ویژگی های شخصیتی آن حضرت ازقول قران کریم مطالبی عنوان گردیدحضرت ابراهیم درعرصه های مختلف اعتقادی -معرفتی -اخلاقی  -عبادی خصلت های بی بدیل وستودنی داشتند.ازجمله اینکه درعرصه های عمل به احکام الهی وتبلیغ رسالتی که بردوش اوگذاشته شده بود  بسیارجدی ومقاوم بودند. ازویژگی های اخلاق عملی وتبلیغاتی آن حضرت که درآیات قران مجید به صراحت آمده است می توان موارذیل رانام برد.

و-ویژگی های تبلیغاتی وروش های دعوت مردم به دین خدا

قران کریم درآیه  ۱۲۵سوره نحل خطاب به پیامبراکرم ص می فرماید:

ادع الی سبیل ربک باالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن ان ربک هواعلم بمن ضل عن سبیله واعلم بالمهتدین

"مردم" راباحکمت وفرزانگی وموعظه وپندواندرزنیکو به سوی راه خدای خود دعوت کن وباآنهابه مجادله نیکوواحسن صحبت کن هماناپروردگارتوآکاه تراست به کسی که ازراه اوگمراه شده است وآکاه تراست به هدایت یافتگان

به فرمایش استادمرتضی مطهری شیوه تبلیغات اسلامی پیامبراکرم وبسیاری دیگرازانبیاء واولیاء الهی به چهارشکل بوده است .حکمت واستدلال -موعظه وپند وآن هم پندواندرزنیکو-مجادله احسن -خطابه

هرکدام ازاین روش ها ویژگی هاوقوانین خاص خودش رادارد.حضرت ابراهیم ع هم درتبلیغات خود ازروش های مذکوراستفاده می کرده است .البته ازمضامین آیات قران مجید نمی توان استنباط کرد که آن حضرت ازروش خطابه استفاده کرده باشد. ولی سه روش دیگربه وضوح درنحوه تبلیغ ایشان به چشم می خورد.

۱-روش حکمت واستدلال وبکارگرفتن منطق درتبلیغات (خداوند به اوقدرت استدلال داره بودتابرقوم خود فائق شود.

۲-روش پندواندرزناصحانه به نیکوترین شیوه ای که درشان آن ولی خدابوده است

۳-روش مجادله وجدال که معمولاآن حضرت بردشمنان ومشرکان غالب می شده است.روش جدال آن حضرت ممدوح بود

۴-درشیوه های تبلیغی ازویژگی اخلاقی وشخصیتی خود سودمی برد.مانند لین وآرام بودن درگفتارورفتار-صادق بودن-شجاعت -احترام به دیگران-شفاف بودن-جدی بودن -عامل بودن به توصیه های خود-حق گرابودن-دلسوزومهربان بودن-وفای به عهدداشتن -حلیم بودن-صبورودریادل بودن-مودب بودن-انتقاد پذیربودن-معلم خیروخوبی بودن -عاطفی بودن-ایثاروگذشت داشتن-

۴-ایجاد فرصت تفکروتامل برای کسانی که موردخطاب آن حضرت بودند

ذ- عمل کردن به اعتقادات خودوآنچه که ادعا داست ویابه دیگران توصیه می کرد.

حضرت ابراهیم ع درراه تبلیغ دین خدا ودورکردن مردم ازشرک وبت پرستی وکشاندن به وادی علم ومعرقت همچنین برای عمل کردن به ادعای خود هم ازویژگی های بدنی وقدرتی برخورداربودوهم ازتدبیروعزم واراده لازم برخورداربود. 

۱-حضرت ابراهیم آمربه اوامرالهی وناهی به نواهی ومنکرات الهی بود

۲-درانجام رسالت الهی شجاع ونترس بود.

۳-جوان بود

۴-نیرومندبود

۵-قدرت بحث واستدلال ومجادله داشت وازهمه فرصت هائی که پیش می آمد شجاعانه ومقاوم و جدی به بحث می پرداخت وازتهدیدات دشمنان هیچ ترسی نداشت.

۶-درآزمون های سخت خداوند ازفبیل قربانی کردن فرزند -درآتش انداختن آن حضرت -شکستن بت های مشرکین ودیگرموارد باسرافرازی قبول گردید.

۷-معمار خانه خدابود

۸-خادم وپاک کننده خانه خدابود

۹-ساجدبود

۱۰-اطعام مسکین می کرد

۱۱-نمازشب می خواند

۱۲-میهمان نوازبود وسخاوت داشت

۱۳-به سائلین کمک می کرد

۱۴-بسیارجدی وبه دون وقفه برائت کلامی وعملی ازمشرکین داشت.

۱۵-بافرشتگان خدا برسرحق مجادله احتجاج داشت

۱۶-به تنهائی یک امت بود(درتفاسیرآمده است که یکی ازمعانی امت دراین جا به معنی این است که یک تنه دربرابرمشرکان ودشمنان قیام می کرد .دشمنان آن حضرت ازمیان هم جاهلان بود وهم ازمیان آگاهان بود.

۱۷-دردنیااهل حسنه بود .محسن بود

۱۸-فرزندان خود راتربیت الهی کرد

۱۹-مهاجرالی الله بود .تفاوت مهاجرت بامسافرت این است که مسافرت رفت وبرگشتی است.ولی مهاجرت رفتنی است وبه دنبال برگشت نیست.همانند مهاجرین صدراسلام که همراه پیامبرص ازمکه به مدینه مهاجرت کردندودرمدینه ماندگارشدند.البته برخی گفته اند احتمالااین فرمایش انی مهاجرالی الله راحضرت لوط ع گفته است.

بسیاری ازویژگی های عملی واقدامی آن حضرت درسرفصل ها وعناوین

 گذشته آمده است که دراین جانیازبه تکرارنیست

بادرنظرداشتن  خصوصیات اعتقادی-معرفتی -اخلاقی -عبادی وعملی آن حضرت وعنایات والطاف ویژه الهی نسبت به ایشان وتوفیق عبورازگردنه های سخت ماموریت وآزمون های مختلف الهی وفرازونشیب هائی که درمسیرتبلیغ دین الهی داشتندمی توان گفت سوالی که دراول این تحقیق اسنادی برای محقق پیش آمد به راحتی پاسخ داده می شود.

به مصداق کلام خداوند درآیه۶۹ سوره عنکبوت که می فرماید والذین جاهدوافینالنهدینهم سبلنا -هرکس که بانیت الهی درمسیرخداوند مجاهدت وکوشش نمایدخداوندوعده هدایت درراه خودش رابه اومی دهد.وهرکس که درمسیرمستقیم الهی قدم برداشت وارتباط خود ش راباخالق حکیم جهان هستی محکم کردموردلطف وعنایات ویژه حضرت حق جل وعلا قرارمی گیرد.خداوند ازاین انسان های بزرگوارراضی وخرسندمی شود.ودرآن صورت انشقاق قمر ویاعروج درشب معراج ویاچون ابراهیم درمیان همهمه دشمنان وهجمه شعله آتش سردوایمن نشستن کارسخت ودورازحقیقت نیست.واین حداقل پاداشی است که به پاس بندگی واخلاص به این انسان های خداگونه داده می شود.وابراهیم این چنین پدیده ای بود درعالم هستی که باخدای خود عهدغلیظی بست وازعهده پیمان خود به درستی برآمد.واکنون می توان باورکرد وبه ایقان قلبی رسیدکه خداوند فرموده است یانارکونی برداوسلاماعلی ابراهیم آتش برخلاف ذات خود وبه امرخداوند حکیم سردوسلامت به میزبانی ابراهیم نشست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 16:30  توسط غفارمحمدی  | 

باقهرمان توحید(حضرت ابراهیم ع)بیشترآشناشویم (بخش دوم)

ادامه مطلب قبل

ازجمله ویژگی های حضرت ابراهیم مقام وجایگاهی است که خداوندکریم به اوبخشیده است.همچنین به موازات مقامات عالیه ای که خداوند رحمان به اوعطاکرده است  مسئولیت های سنگینی است که به اوواگذارکرده است.مسئولیت هائی ازقبیل رسول خداوندبودن که ابراهیم درمسیرانجام این رسالت سختی هاوصعوبت های زیادی دیدند.آزمون های بسیارسختی ازوی به عمل آمدکه ازاین آزمون هاباموفقیت بیرون آمدوخداوندمنان به اودرجات رفیعی عنایت فرمودند.

ه- مقام هاومسئولیت های ابراهیم

-نبی بود

-علم لدنی داشت

۳-موردموهبت خداوندبود

۴-موردرحمت ومغفرت حضرت حق بود

۵-بین مردم حال وآینده لسان صدق داشت.خداوند به اولسان صدق داده بود.(لسان صدق به معنی خوش نامی وداشتن نام نیک بین مردم است.)

۶-به رشدوکمال رسیده بود.انسان کامل بود.(خداوند به اورشدوکمال داده بود)

۷-مورد پشتیبانی مستقیم حق تعالی بود.

۸-خداوند اوراازشردشمنان نجابت داد.

۹-موردعطاوعنایت خداوندبود.

۱۰- رسول بود

۱۱-امام بود

۱۲-معصوم بود

۱۳-دردنیاوآخرت ازصالحین بود.

۱۴-مقام ومحل ایستادن ابراهیم برای ساختن خانه خدا جایگاه مصلین است.درحقیقت خاک پای ابراهیم مکان سجده نمازگزاران وموحدین شد.

۱۵-برگزیده خدابود(مصطفی) .خانواده اوبرگزیده بود.

۱۶-خداوند به اوکتاب داد.

۱۷-ملک عظیم وپادشاهی داشت (اطاعت مردم رادرپی داشت)

۱۸-دوست وخلیل خداوند بود.((به فرمایش معصوم ع خلیل بود چون بسیارسجده می کرد-اطعام مسکین می کرد-اهل تهجدونمازشب بود-به سائل کمک می کرد-میهمان نوازبود-))

۱۹-هدایت شده بود

۲۰-درجات رفیع داشت (خداون به اودرجات رفیع داده بود)

۲۱-فرشتگان به سلام می دادند

۲۲-خداوند به اوسلام می داد

۲۳-سخاوت داشت ومیهمان نوازبود.

۲۴-مشمول برکت خدابود

۲۵-منعم کامل بود.خداوند به اتمام نعمت کرده بود.

۲۶-به تنهائی یک امت بود.به فرمایش معصوم علیه السلام یک امت بود چون به اندازه یک امت خیروخوبی وکمال داشت--معلم خیربود--یک تنه دربرابرمشرکان وجاهلان وآگاهان قیام کرد.(درحقیقت هرکدام ازاین عناوین می تواند یکی ازمعانی امت باشد)

۲۷-درصراط مستقیم بود. خداوند اورادرجاده وصراط مستقیم گذاشته بود.

۲۸-موردمهرومحبت خداوند بود

۲۹-خداوند کمال احترام رانسبت به اوداشت.

۳۰-پدرانبیاء بود (فرزندان اوجملگی نبی شدند

۳۱- خود تربیت شده خداوند بود

۳۲-هادی به راه راست بود.

۳۳-خداوند بااومیثاق غلیظ داشت .وابراهیم ازاین مسئولیت سنگین موفق بیرون آمد.

۳۴-مناسک بزرگ حج یادگاراوبود.

۳۵-بنده خدابود

۳۶-معجزه داشت.(معجزه سردشدن آتش ومعجزه آمدن گوسفند قربانی بهشتی)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391ساعت 0:37  توسط غفارمحمدی  | 

باقهرمان توحید(حضرت ابراهیم ع) بیشترآشناشویم ؟(بخش اول)

خداوندحکیم درآیه ۶۹سوره انبیاء درحمایت ازنبی ورسول خود حضرت ابراهیم ع درمقابل مشرکان جاهل وآگاه خطاب به آتش می فرماید:

قلنا یانارکونی برداوسلاما علی ابراهیم 

ماگفتیم ای آتش بر ابراهیم سرد،سلام و امین باش 

.سوالی که درذهن خواننده  شکل می گیرداین است که ابراهیم دارای چه مقام وارزشی است که خداوند بزرگ درمقابل ظلم وستم دشمنان ، این چنین ازاوپشتیبانی وحمایت می کند.ویژگی های شخصیتی این پیامبرخدا چیست که خالق هستی به خاطراحترام وتکریم اوبه آتش دستورمی دهد تابرخلاف ذاتش  که سوزندگی است ابراهیم رانسوزاند.به قول یکی ازبزرگان علوم قرآنی ، خداوند هم سبب سازاست وهم سبب سوزاست.ودرهردوحالت حکمت اوایجاب می کند که دریک جا سبب سازباشد،مثل قضیه زنده کردن میت توسط حضرت عیسی علیه السلام که آن جاسبب سازشدودریک جا هم سبب سوزمی شود وآن درماجرای حضرت ابراهیم است که سبب راازعنصرآتش می گیردوابراهیم راازگرماوسوزندگی آتش مصون می دارد.درتفاسیراست که اگرخداوند بلافاصله نمی فرمود سلاما آن قدرآتش سردمی شدکه بردوت هواموجب یخ زدن استخوان های حضرت ابراهیم می شد.علی ایحال سوال این است که حضرت ابراهیم  چه امتیازاتی وبرتری هائی بردیگران دارد که خداوندبااواین چنین مهربانانه رفتارمی کندودستورسردی وسلامت به آتش می دهد.برای فهمیدن که ابراهیم چه کسی است وشخصیت اودارای چه ویژگی هائی است به سراغ کتاب خدا یعنی قرآن مجید می رویم تاشایدباکمک آیاتی که باداستان زندگی وفرازونشیب های حیات آن حضرت مربوط است برخی از ویژگی های شخصیتی آن بزرگواراکشف کنیم .حضرت ابراهیم درطول حیات طیبه خودشان برای انجام رسالتی که خداوند برعهده اوگذاشته بود سختی های بسیارزیاد کشید وازبسیاری ازآزمایش هاسربلند بیرون آمدوازطرف پروردگاررحمان  کارنامه قبولی گرفت.درصحنه ایثاروفداکاری آن چنان موفق وسرافراز حضورپیدا کردکه تاهمیشه تاریخ یک الگویکامل ایثاروازخودگذشتگی  برای بشریت  است.

درسایه لطف وعنایت خداوند متعال وحکیم انسان هدایت یافته ورشیدوکاملی شدتاتابلوی تمام نمائی ازهدایت وکمال باشدبرای همه انسان هائی که درگذشته وحال وآینده قصدحرکت به سوی رشدوکمال رادارند.

در قرآن کریم 66بارنام مبارک آن حضرت به صورت مستقیم آمده است ودربسیاری ازآیات بدون اینکه نامی ازوی آمده باشد داستان زندگی وماجراهای سراسرعبرت وپند آن حضرت دنبال شده است.

ازمفاهیم آیات قران کریم تفریباصدویژگی ازخصوصیات شخصیتی آن حضرت استخراج گردیده است که به منظورسهولت کارواستفاده بهترخوانندگان گرامی این یکصد ویژگی درهفت عنوان دسته بندی شده وارائه گردیده است.لازم به توضیح است که این تقسیم بندی اختیاری است .می توان عناوین راکمترویابیشتدرنظرگرفت .حتی می توان برخی ویژگی هاراازذیل برخی عناوین جابجا کرد.

الف :ویژگی های اعتقادی :

ازآن جائیکه بسیاری ازخصلت هاوفضائل اخلاقی وشخصیتی حضرت به دلیل اصول محکم اعتقادی وداشتن معرفت والای ایشان است جداکردن این ویژگی هاازمبانی اعتقادی کارسختی است ولی به جهت رعایت عناوین تقسیم بندی شده وممانعت ازاعتشاش اذهان خوانندگان عزیز این فضائل رازیرعناوین دیگرآورده شده است.

۱-نسبت به لطف وعنایت خداوند رحمان امیدورجای کامل داست.

۲-قهرمان ترویج توحید ویگانه پرستی بود

۳-حنیف وحق گرابود

۴-معصوم بود

۵-هیچگاه مشرک نبود

۶-اهل یقین بود

۷-برائت ازمشرکین داشت

۸-موردتفضل خداوند بود. ازجمله معانی فضل خداونددر این جا ویژگی توحید ویکتاپرستی حضرت است.

۹-فرمانبردارمحض خداوندبود

۱۰-شاکربود

۱۱-تسلیم خدابود

۱۲-اهل دعاودرخواست ازخداوندبود

۱۳-شیعه نوح وولی لوط بود

۱۴-قلب سلیم داشت

۱۵-مومن بود

۱۶-مسلمان حنیف بود

بسیاری دیگرازویژگی های آن حضرت می تواند زیرگروه عنوان اعتقادی قراربگیردکه به دلیل سهولت کارذیل عناوین دیگرآورده شده است.

 

ب :ویژگی هاوخصائل اخلاقی حضرت ابراهیم

۱-صدیق بود .بسیارراستگوبود

۲-نسبت به پدرومادرخودمهربان بود

۳-دلسوزخانواده وبشریت بود

۴-شجاع بود

۵-عمل سوء دیگران راجبران به مثل نمی کرد

۶-حق گرابود

۷ـوفای به عهدداشت

۸-اهل سلام وتواضع بود

۹-اهل سخاوت بود

۱۰-میهمان نوازبود

۱۱-شهامت درابرازعقیده داشت

۱۲-انتقاد پذیربود

۱۳-معلمی خیربود

۱۴-دردنیااهل حسنه بود .محسن بود

۱۵-عاطفی بود

۱۶-مودب بود

۱۷-صبورودریادل بود

۱۸-ایثاروگذشت وفوق العاده داشت

۱۹-ازخداوند راضی بود

۲۰-لین ونرم خوبود

۲۱-جدی بود

۲۲-اسوه حسنه بود

۲۳-اطعام مسکین می کرد

۲۴-دست ردبرسینه سائل نمی زد

ج -ویژگی های معرفتی وعقلانی

۱-اهل فکرواندیشه وتعقل بود

۲-اهل تدبیربود

۳-اهل حکمت و استدلال بود

۴-دراحتجاج وارائه برهان موفق بودوعقلای قوم مشرک رامغلوب کرد

۵-دعوت کننده به اندیشه ورزی وتعقل بود

۶-آئین وکیش اوویژه کسانی است که تعقل کنند . درمقابل دین وکیش آن حضرت سفیهان وابلهان قراردارند.

۷-خداوند حکیم به اوحکمت داد

۸-خداوند بصیربه اوحقیقت ملکوت آسمان هاوزمین رانشان داد

۹-بینا وبصیربود

۱۰-آینده نگروآخرت اندیش بود

د-ویژگی های عبادی حضرت ابراهیم ع

۱-بسیارسجده می کرد (روایت ازمعصوم ع)

۲-اهل نمازشب وتهجدبود(روایت ازمعصوم ع)

۳-ازجهل وشرک مشرکان به خداوند مهربان پناه می برد

۴-اواه بودیعنی اینکه بسیاردعاکننده وتوبه کننده بود.اهل تضرع بود.بسیارآه می کشید.

۵-منیب بود .بسیارانابه وتوبه می کرد.

۶-بسیارتسلیم خدابود.

۷-اهل دعاودرخواست ازخداوندبود.مثلاازخدا وند درخواست حکمت وکسب مقام صالحین ولسان صدق داشت.

۸-ازخداوند درخواست حکمت وفرازنگی داشت

۹-ازخداوندخود درخواست لسان صدق داشت .لسان صدق به معنی نام نیک وخیردربین حال وآیندگان است.

۱۰-ازخداوند درخواست الحاق به صالحین راداشت.

۸-ازخداوند درخواست به ارث رسیدن جنت نعیم راداشت.

۹-درخواست قلب سلیم داشت.

۱۰-عبدوبنده خدابود

۱۱-مسلمان حنیف بود

۱۲-فرزند خودرابه قصد وقربت قربانی شدن تاقربانی گاه عشق برد.درحقیقت فرزند خودش راقربانی کردولی خداندمهربان قربانی اوراقبول کردوبرای اوگوسفندی ازبهشت فرستاد.

 

 

ادامه داردی......

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 21:24  توسط غفارمحمدی  | 

سازمان های ارزش مدارو خلاق (2)

 ارزش های سازمانی

۱-تعریف اصطلاحی ارزش

درفرهنگ لغات وبستربه نقل ازکتاب"چشم انداز،ارزش ومامووریت سازمانی "تالیف دی اسکات ترجمه خانقائی وهزارخانی "ارزش رااین چنین تعریف می کند:یک کیفیت یااستاندارد اصولی ،که به طورذاتی ارزشمند ویامطلوب تلقی می شود.ریشه این لغت درانگلیس به معنی قدرت واستحکام است.ارزش ها منابع قدرت هستند.زیرابه انسان ها قدرت عمل کردن می دهند.ارزش ها،عمیق وعاطفی هستند وغالباتغییرآن هادشواراست.

 2-شناسائی ارزش ها

ارزش ها ،معمولا زیربنای باید ها ونبایدهای فکری ورفتاری یک شخص رامشخص می کنند.این که چه چیزی خوب است ویا بداست به باورها وارزش های یک فرد برمی گردد.ارزش های یک انسان باهمدیگرمرتبط و تضمین کننده همدیگرهستند.فارغ ازاینکه یک نفردرمنزل ،محل کارویادرجامعه باشد ،همواره ارزش های اوبرنگرش وعمل آن تاثیرمی گذارد .ارزش هاواعتقادات اشخاص راهنمای خوبی است برای شناسائی انگیزه های وتعلقات درونی افراد.ازآن جائیکه کاردرسازمان هامستلزم کارگروهی است ،واعضاء ی یک گروه دارای ارزش های متفاوتی هستند،لذاشناسائی این ارزش هابه منظورهدایت آنهادرجهت کارهدفمند گروهی وسازمانی بسیارضروری است.اگرمدیران سازمان هادرشناسائی معیارهای اخلاقی کارکنان وهدایت آنها درمسیرسازمانی موفق نباشند،دررهبری نیروی انسانی سازمان درجهت دستیابی به اهداف سازمان موفق نخواهند بود.گردآوری کارکنان یک تشکیلات باارزش های متفاوت،ووادارکردن آنها به یک کارجمعی ،نیازبه درایت وتدبیرمدیرسازمان دارد.انگیزه بخشی به کارکنان یک شرکت ویاسازمان ،فرایندبسیار مهم وتااندازه ای پیچیده می باشد. درک شخصیت کسانی که دریک کارجمعی همراه وهمکارماهستندوهرگونه رفتاروبرخوردآنهامستقیمابرنتیجه کارجمع تاثیرمی گذاردازالزامات اولیه یک مدیرمی باشد.کسانی که دراین حوزه تجربه دارندمی دانند درصورتیکه مدیربتواند به نحوی صحیح به نیروهای دراختیارخودانگیزه داده وشوق حرکت ایجاد کند،اتفاقات خوبی دررفتاروتلاش مجموعه برای رسیدن به اهداف پیش بینی شده رخ خواهدداد.

 3-ضرورت شناخت وساماندهی ارزش های اخلاقی کارکنان

-ارزش ها شالوده چشم اندازوبرنامه استراتژیک هستند

-ارزش هابه کاروزندگی معنا می دهند

-تدوین ارزش های سازمانی واعلام به کارکنان ،ازجمله شروط اولیه برای  حرکت منسجم وهدفمند یک گروه است.

-پیونددادن ارزش های فردی به گروهی ودرنتیجه به ارزش های سازمانی

-نشان دادن راه به احاد یک جامعه وکارکنان سازمانی

اگرچه دربسیاری ازتعاریف ارزش هارابه معنی بایدهاونبایدهائی درحوزه رفتار انسانی می دانند ،ولی بایداذعان داشت که مفهوم ارزش ها بیشترازاین تعریف می باشد.درحقیقت ارزش دست آورد میراث فرهنگ بشری هستند .ارزش ها موجب انگیزه والهام برای انسان می شود.برای عبورازگردنه های زندگی وطی طریق مسیرپرفراز ونشیب زندگی ،نیازبه چیزی بیشترازبایدها ونبایدهاداریم .

-ارزش هامی توانند جایگزین مقررات شوند

ازجمله ویژگی های سازمان های خلاق ونواندیش ،درک ارزش های کارکنان وایجادبرقراری توافق اخلاقی بین آنها می باشد.دراین گونه سازمان ها ازشدت وحدت مدیریت مکانیکی  کم شده وبرانگیزه های خودگردانی وخودناظری کارکنان افزوده می شود.

4-همسو کردن ارزش ها

5-تبدیل ارزش هابه عمل

6-کم کردن تعارضات انسانی درسازمان

-تعارضات سازمانی تازمانی که موجب چالش اذهان وانگیزه بخشی می شود ،ابزاری مفید برای خلاق کردن گروه های کاری وسازمان می باشند.اماوقتی که ازحدمتعارف وبه اصطلاح ازبالای تپه منحنی نرمال به پائین لیزخوردند به عواملی تخریب کننده تبدیل می شوندکه سازمان رابه رکود ودرجازدن ودارمی کنند.همسوکردن ارزش های اخلاقی وکاری کارکنان درهدایت این مولفه دوکارکردی ،بسیارموثرمی باشند.

ادامه دارد.....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 16:37  توسط غفارمحمدی  | 

سازمان های ارزش مداروخلاق (1)

امروزه بیش ازهرزمان دیگر سازمان هانیاز به نوشدن ونواندیشیدن دارند.شرایط بسیارمتغیرمحیطی ،ورود رقیبان فراوان باتوانائی های متفاوت ،سرعت دگرگونی درعرضه وتقاضا، وتغیرسلائق مصرف کنندگان ازیک طرف ومتحول شدن شرایط کارفردی وجمعی درسازمان ها وورود تکنولوژی اعم ازسخت افزارها ونرم افزارها در شیوه اداره سازمان ها ازطرف دیگر،همه وهمه موجب می شود تادرتعریف ویابازتعریف  چشم اندازسازمان ها وتدوین برنامه های کاری جدید، آنهم بانگرش ورویکردی اقتضائی ،سازمان ها وکارکنان سازمانی رابرای ورودبه یک فضای پرازچالش وانگیزه آماده کنیم.

سازمان های ارزش مداروخلاق ،برای کسب موفقیت  و دستیابی به اهداف سازمانی خود ،همواره نیاز به مدیران مدبر،توانا،نواندیش وخلاق می باشند. یک مدیرآگاه ،با درنظرداشتن شرایط زمانی ومکانی، نه تنها ازفرصت های پیش آمده حداکثراستفاده رامی کند،بلکه دائما به دنبال ایجاد فرصت های تازه وابتکاری است.مدیرارزش مداربامطالعه وبررسی ارزش های فردی وگروهی کارکنا ن نسبت به تدوین ارزش های سازمانی درجهت شکوفائی وپویائی سازمان اقدام می کند.مدیرخلاق اهمیت انگیزه کارکنان رادرحرکت وسرعت بخشیدن به اموربه خوبی می داندوبارهبری وهدایت سازمان به نحوی عمل می کندکه کارکنان بین ارزش های فرد ی وگروهی خودشان وپیشرفت سازمان هماهنگی وهمسوئی ببینند.داشتن انگیزه کاری، نیازبه چالشی بودن فرایند امورومعنادارکردن سعی وتلاش کارکنان  وشرکت دادن آنها درفرآیند تصمیم سازی وتصمیم گیری دارد واین مهم جز بارهبری هدفمندوهوشیارانه مدیرویامدیران یک سازمان میسرنخواهدشد .

ازجمله راه کارهائی که می تواند درمحیط کاری چالش ایجاد کرده وکارکنان یک سازمان رابه چالش مثبت بکشاند،بررسی وضعیت موجود سازمان ودیدن ضعف ها وقوت ها بادید کاملا انتقادی وسوال برانگیزاست.طرح سوالات نووجدید ،اذهان کارکنان ومدیران رابه چالش کشیده ودرآنها نوعی همگرائی مثبت ومفید ایجاد می کند.نیروهای های خسته، منزوی وبی انگیزه رابیدارمی کند.استعدادهای راکد رابه میدان می آورد.توجه پرسنل سازمان رابه اهداف سازمانی وسیاست های مدیریت بیشترمی کند.

به قول دانشمند بزرگ غرب آلبرت اینشتین :

مطرح کردن سئوالات جدید وپیدا کردن فرصت های جدیدونگریستن به مسائل قدیمی اززاویه جدید،نیازمند تخیل خلاق ونشانه ی پیشرفت واقعی درعلم است.

همانطوریکه درگفته های این دانشمند علوم تجربی آمده است ،اگرچه موضوع سازمان ومدیریت سازمانی درحیطه علوم انسانی است وخود دارای اصول وپیشینه روشنی است،ولی می توان استنباط کردکه امروزه مدیران سازمان ها بدون اینکه مجهز به اطلاعات ودانش موردنیازباشند،امکان ورود فعال به عرصه خلاقیت وایجاد حرکت هوشمندانه در سازمان های خود راندارند.

یکی ازراه های اصولی برای دستیابی به یک سازمان خلاق وارزش مدار،تهیه  چشم اندازسازمان است.منظورازچشم اندازه سازمان، همان فرآیندچشم اندازپردازی است.

برای تهیه فرآیندچشم اندازپردازی لازم است قبل ازآن مراحلی راطی کرد.قبل ازعنوان نمودن این مراحل ،تعریف مختصری ازچشم اندازارائه می شود ،سپس به مراحل تهیه وتدوین آن به صورت کوتاه اشاره می شود.

چشم  اندازپردازی، تصویر سازی وضعیت مطلوب وآرمانی است ازاهداف یک سازمان.درحقیقت بهترین وضعیتی راکه می توان برای آینده سازمان پیش بینی کرد ومی خواهیم به کمک کارکنان سازمان به آن وضعیت برسیم چشم اندازسازمان گفته می شود.

چشم انداز،تصویری جذاب وزیباولی واقعی وقابل دسترس  ازیک سازمان است.

درواقع چشم اندازپردازی یک روش کاری است برای ایجاد انگیزه درکارکنان درجهت  رسیدن به اهداف سازمانی .برای ترسیم چشم اندازناچاریم تعریفی واقعی ازوضعیت موجود سازمان وامکانات ،توان نیروی انسانی ،ضعف هاوقدرت هاوفرصت ها وتهدیدات سازمان داشته باشیم.باید ماموریت سازمان تعریف ویابازتعریف شود.ارزش هاوباورهای افراد وسازمان مشخص ودسته بندی شود.اخلاق کاری کارکنان درحیطه سازمان تعریف شود.

الف -مراحل پنج گانه ایجاد چشم انداز(چشم اندازپردازی) درسازمانها

1-ارزش های سازمان راشفاف کنید

2-وضعیت موجود راتعریف کنید

3-ماموریت سازمانی راتعریف کنید

4-یک چشم اندازواقعی برای سازمان تدوین کنید

5-چشم اندازرابه مرحله اجرادربیاورید

پس ازتدوین چشم اندازسازمان ،واردمرحله بسیارمهم وعملیاتی می شویم .این مرحله همان تدوین برنامه ها ومراحل اجرا،نظارت وکنترل است.

ب -مراحل تهیه وتدوین برنامه به شرح ذیل است.

1-تهیه وتدوین برنامه استراتژیک سازمان

2-تهیه وتدوین برنامه های کوتاه مدت وسالانه

3-تهیه سیاست های کاری ،راه کارها وتدوین آئین نامه ها ،دستورالعمل ها وبخشنامه ها برای چکونگی اجرای برنامه ها ی تهیه شده

4-نظارت

5-ارزشیابی وتزریق بازخودربه سیستم

6-بازتعریف برخی ازفرآیندهای کاری ،درصورت ضرورت

7-مستند سازی عملکمرد سازمان درحین اجرای برنامه ها

برای تهیه واجرای هرکدام ازمراحل عنوان شده دربخش الف وب نیازبه اقداماتی است که به ترتیب پیرامون آنها توضیحات لازم داده خواهدشد.

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1391ساعت 10:2  توسط غفارمحمدی  | 

زمین کتاب خداست تاتوسدره نشین باغ ملکوت شوی

افحسبتم انما خلقناکم عبثا وانکم الینا لاترجعون   آیه 115 سوره مومنون

آیاپنداشتید همانا شماراعبث وبیهوده خلق کردیم وشما به سوی مامراجعت نمی کنید

  زمین کتاب خداست وچمن سجاده ای است گسترده درباغ هستی وسروناز قلمی است دردست کاتب پیر روزگارکه به امرخالق خود،دائم بر حاشیه بوستان می نویسد:قدقامه الصلوه ،وآنگاه سرواین عروس سبزینه پوش باغ تسبیح، قامت به نمازی می بندد که قنوتش سرشب ورکوع وسجودش هنگامه سحردروقت گذربادصباست .وصبا آن پیک بزم وصفا، درصبح صادق می آید واین زاهد شب زنده دارچمن رابه رکوع وسجودی ملکوتی می خواند.

زمین کتاب خداست ورودخانه ها، پیامبران زلال وجاری طبیعتند که برگرده خاک،کلام تکوین پروردگار حکیم را می نویسند، وآبشاران منادی عشق وعرفانند درسرزمین معرفت گیاه ودرخت ،وپرستوهای مهاجرپیک حضر ت حق ،که برحاشیه آبی آسمان قوسی ازکمان آیات خدامی کشندودرذرات معلق آب آبشاران غسل طهارت می کنندوبرکمرکش کوه برسرسجاده دوست می نشینند.

زمین کتاب خداست ودرختان وجنگل درشب پرستاره ای که ماه به سجده رفته است،درسکوتی مقدس ،به نمازعشق ایستاده اندوبافرشتگان آستان ربوبیتش مناجات شبانه را زمزمه می کنند .

به قول سعدی علیه الرحمه :

دولت جان پرورست صحبت آمیزگار             خلوت بی مدعی سفره بی انتظار

برگ درختان سبز درنظرهوشیار               هرورقش دفتری است معرفت کردگار

دفترفکرت بشوی گفته سعدی بگوی             دامن گوهربیاربرسرمجلس ببار

وبالاخره ،زمین کتاب خداست وآدم بهشت عدنی است پرازگوهرعقل وعشق ،وتو زبان ودست توانای  خدائی، درقرائت وفهم کلام اووپاشیدن بذر ذکرش درمزرعه حاصلخیز دلت که امانت بی بدیل اوست درعالم خاک ،تاذخیره حکمت ومعرفت کنی برای راهی شدن راهی که ابتدای آن اراده وهمت توست وانتهای آن معراج حقیقت وقرب پروردگارمهربان است.درآسمان شوق وعشق بابال جبریل عقل آن قدرپرمی کشی تابه جائی برسی که پرازمرغ عقل بریزد وبال فرشته مقرب بسوزد.

ای انسان ،ای که درهیاهوی زندگی گم شده ای،آبشخورتوزمین نیست ،اگرچه زمین آیت خداست و درهدایت توبه سوی نور،چراغی است درمسیر تاریک زندگی ،راهنمائی است درجاده پرخطر رفتن، پیامبری است درظلمتکده گمراهی وضلالت.

باید اینک، قدم درجاده رفتن بگذاری وسختی های عروج رابه جان ودل بخری تادردیگرمنزل ،تورابرسریرعزت بنشانندوملائک خداکمربه خدمت توبندند.

باورکن : توبیهوده آفریده نشده ای .توآن همای سعادتی که روزی سدره نشین خلقت خدابودی .وامروز پاسخ گوی عهدی هستی که دیروز روزی درالست بستی .

وزود باشد، که به سوی آن کس که توراآفرید برگردی ودرآینه ای که توخود می سازی به تماشای چهره ات بنشینی.

وبدان که خداوند تورازیباآفرید،پس سعی کن زیبابمانی ودرآینده ای که چندان ازتودورنیست به زیبائی  درمجلس زیبانشینان بنشینی وبه قول بزرگان همره وهمدم کلیم شوی .

شاعربزرگ مادراین خصوص می فرماید:

توچه پنداشتی که ایزد فرد                    ازپی بازیت پدیدآورد

عمرضایع مکن به بی خردی                 دورشو دورازصفات بدی

باددودیو چند هستی همنفس                   علم آموز تابه حق برسی

حکمت آموزتاحکیم شوی                      همره وهمدم کلیم شوی

 

 

آمیزگار: آمیزنده –خواهان معاشرت –بسیارمعاشرت کننده

فکرت: اندیشه

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1391ساعت 16:0  توسط غفارمحمدی  | 

خاک شوپیش ازآنکه خاک شوی

صدای گریه کارکنان تاطبقات بالاهم می آمد.یک نفرارباب رجوع که سراغ آسانسوررامی گرفت ،پرسیدکسی مرده؟خدمتگزاری که یک سینی چای رادردستانش محکم گرفته بودبه شوخی گفت نه،درقمارزندگی کسی میزی راازدست داده ودیگری به چنگ آورده ،کارمند دیگری که خیلی ناراحت به نظرمی ر سیداضافه کرد ،مدیری که دوست بچه هابودمی رود ومدیری دیگرمی آید.یکی دیگرازکارکنانی که به تازه گی ازاطاق مدیربیرون آمده بود،گفت ،خدابه وی سلامت بدهد،خیلی باکارمندان خوب بود.هرنیازمندی که وارددفترش می شدخوشحال وراضی بیرون می آمد.من نمی دانم ازنظرمدیریتی صحیح است یانه ؟ ولی به هرحال دست ردبرسینه هیچ ارباب رجوعی ویاکارمندی نمی زد.پدربیامرزخانه امید بچه ها بود.کارپردازسازمان درحالی که بسته ای کادوشده شده دردستش بودازراه رسیدودنباله حرف دوستانش راگرفت وادامه داد،بی خود نبود که خداوند به اوعمردوباره داد.تابه حال کسی نشنیده که مریضی ازاین بیماری جان سالم به دربرده باشد. پارسال دکترها ازاوقطع امیدکرده بودندولی دعای دوستان سلامت رابه اوبرگرداند.خداهرجاکه می رود به اوسلامتی وعزت بدهد.دراسانسوربازشد.همگی سوارشدند.صدای آنها ازداخل آسانسوربه گوش می رسید.یکی گفت که باهمه تعریفی که ازاین آقاکردندبازهم معلوم نشدرمزاین گریه هاچیست.دیگری درجواب گفت مردخوبی بود. خاکی بود.متواضع بود.اصلاکبرنداشت.مثل خیلی ازمدیران مغرورنبود.به قول امام جماعت سازمان پورپلنگ نبود.برعکس دلسوزبود.درد کارکنان رامی فهمید .مشکل مردم راحل می کرد.ودرحالی که این حرف هارامی زدصدای گریه اوشنیده شد.

....ومن دردفترچه خاطرات نوشتم :

لکل امه اجل ،اذاجاء اجلهم لایستاخرون ساعه ولایستقدمون.

اگرچه آیه شریفه درخصوص اجل وسرآمد امت ها وملت هاست ولی ازمضامین ومفاهیم بلندوملکوتی کلام خداوندمی توان استنباط کردکه  فرارسیدن اجل برای هرکاری است.درحقیقت دردستگاه خلقت خداوندحکیم وداناهرابتدائی راانتهائی است واین شامل همه پدیده هاست .پدیده کارومسئولیت هم ازاین قاعده مستثنی وجدانیست.

بنابراین،میزریاست هم اجل دارد.زمان دارد.وقتی که اجل آن برسدعقب وجلونخواهد شد.خوشابه حال کسی که درآمدنش ُبرلب ها،گل لبخند بنشیندودررفتنش چشم ها سرشک محبت بریزندوبدابه حالی کسی که به هرمجلس که درآید سرها به تاثربجنبدوازهرمحفل که رود چشم هاازاشک بخشکدوکمان ابروهابازشود.باری باافتادگی می توان سربلندشد.مردم انسان های خاکی وافتاده رادوست دارند.

به قول سعدی علیه الرحمه :

ای برادرچوخاک خواهی شد                             خاک شوپیش ازآنکه خاک شوی

راستی چه خوب بود مدیران مادرعین اینکه در انجام وظایف خود جدی ومحکم باشندولی درب دفترآنهابه روی همه بازباشد .گوش هایشان بسترآسوده ای باشد برای آرامش کلام خسته دیگران .زبانشان جزبه نصیحت وخیرخواهی بازنشود.خوب گوش بگیرند وکمتر نه بگویند .باب توجیهات رادربهانه دست ردبرسینه ارباب رجوع زدن ببندندوزمینه رابرای حل مشکلات مردم آماده کنند.به جای پناه بردن به روش های منجمدوبسته ُبه مشورت فکرکنندوبیندیشندکه می شود باهمفکری وتعامل با دیگران سینرژی وخلاقیت ایجادکرد.وبپذیرنددرعین اینکه می شود به اهداف سازمانی دست پیداکردمی توان انسان هم بود.می توان هم کارا وکارامدبودوهم اخلاق انسانی رارعایت کرد.یادبگیرند که می شود درعین قاطع وجدی بودن درکارها،ازابزارعاطفه واحساس درپبشبرداموراستفاده کرد.ودرنهایت به انسان ها بهابدهندودرحقیقت به خودشان احترام بگذارند.

ماجرای محبت و فضل وکرم این مدیرُمرابه یادحکایتی کوتاه ازاستادسخن شیخ اجل سعدی علیه الرحمه انداخت .

حکایت

حکیمی راپرسیدندازسخاوت وشجاعت کدام بهتراست؟گفت،آنکه راسخاوتست بشجاعت حاجت نیست

نماندحاتم طائی ولیک تاابد                                   بماند نام بلندش بنکوئی مشهور

زکوه مال بدرکن که فضله رزرا                                 چوباغبان بزند بیشتردهد انگور

نبشته است برگوربهرام گور                                   که دست کرم به زبازوی زور

ودرجائی دیگرمی فرماید:

گرت ازدست برآیددهنی شیرین کن           مردی آن نیست که مشتی بزنی بردهنی

اگرخود بردرد  پیشانی   پیل                         نه مردست آنکه دروی مردمی نیست

بنی آدم سرشت ازخاک دارد                        اگرخاکی نباشدآدمی نیست

به فرمایش معصوم علیه السلام:

اعسررُالعیوبِ اصلاحاً العجب واللجاجه  

دشوارترین عیبها برای اصلاح پذیری ،عجب ولجاجت است

این صفت مذموم برای مدیرانی که به دنبال موفقیت هستند به منزله یک تهدید جدی است.کارائی مدیران رابه شدت پائین می آورد.آنهارادردایره خشک ارتجاع فکری واستبدادرای واردمی کند.درنتیجه ازیکی از نعمات بابرکتی  که خداوند دراختیارانسان گذاشته است یعنی مشورت  محروم می شود.

پروردگارابه ما توفیقی عنایت فرماتاازمکایدشیطان رجیم که خودتجسم آشکار کبروغروراست نجات پیداکنیم وبه صفت زیبای تواضع که ازجمله صفت مومنان است مزین شویم .   آمین یارب العالمین                   

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1391ساعت 20:31  توسط غفارمحمدی  |