محمدعلی مکرم

دیوان شعر مکرم اصفهانی را باید خواند.این شاعر (1344-1265)که در زمان مشروطه بیست ساله بود دوران پهلوی اول و دوم را هم دید و حوادث زیادی را از سر گذراند.مکرم(بروزن خوردم)اول طلبه بود .بعد تحصیل کرد و وکیل عدلیه شد.روزنامه نگار هم بود و دو روزنامه صدای اصفهان و مکرم را منتشر می کرد.مردی متدین ودر عین حال متجدد بود.با جهل و عوام فریبی و خرافات و پیرایه بستن به دین بشدت مخالف بود و باصراحت نظر خود را ابراز می کرد.به همین دلیل یک بار اورا ترور کردند اما جان سالم به در برد.دیوا ن او پر است از هجو و هزل و نکوهش عوام به اصطلاح کالانعام و کسانی که به جهل مردم دامن میزدند.در واقع به قول استاد رسول جعفریان شعرهای مکرم را می توان تاریخچه غیر رسمی جهالت ان دوره دانست(نقل به مضمون).یکی از شعرهای مکرم معجزه هارون ولایت است که تا سال ها سر زبان های مردم اصفهان بود.استاد حسن وحید دستگردی نظامی شناس وسردبیر مجله ارمغان پاره ای از اشعار وی را در مجله اش چاپ می کرد که همین بر شهرت و اعتبار مکرم افزود.یک نمونه از مطالب دیوان او را در اینجا می آورم .

 رد شهود

 با اقای سید علی محمد مدرس وکیل عدلیه اعظم محاکمه ای داشتم. کار رسید به بازجویی محلی .در روز معهود شهود اقای مدرس دویست نفر رعیت بودند.بنده شاهد نداشتم و بیچاره شدم.قبلا یک شکل قلمی بر روی یک صفحه کاغذ ترسیم شده و شکل یک سواری نقش شده بود.رفتم جلو ورعایا و لوله کاغذ را باز کردم و گفتم هر کس از شماها هر گونه شهادتی بدهد حکم او را به این سوار واگذار کردم.پیرمردی که رییس ان ها بود برگشت و همه را با خود برد و گفت من با قمر بنی هاشم نمی توانم طرف شوم.آقای مدرس  هم عصبانی شد و هم خندید ولی بنده عصبانی نشدم و تا غروب خندیدم.

  
نویسنده : جعفرربانی ; ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ،۱۳٩٢
تگ ها :