ترازوی عقل 

برای حکایات گذشته وبه دست آوردن اطلاعات تاریخی دوروش وجود دارد وروش سومی برای آن نیست :یاازکسی باید شنیدیا هم باید درکتاب خواند.البته شرط روش اول این است که گوینده باید مورد اعتماد وراستگو باشد.همچنینن باید عقل به درستی آن روایت تاریخی راگواهی دهد .قرآن نیز باید آن را تایید کند که گفته اند : "راست مشمارازخبرها آنچه بااندیشه وخرد مطابقت نمی کند."روش دوم که کتاب است نیزهمین گونه است .باید نوشته های تاریخی یک کتاب نیز گونه ای باشد که عقل آنر رارد نکند؛خواننده آن را باور کند وخردمندان وفتی آن را می شنوندبپذیرند وقبول نمایند.

""همانا عقلها راترازوها ومیزانهائی است که به وسیله آن راستی وکمال کارهارادرک خواهند کرد.آن ترازوها همانا تجربه هاست.""

این مطلب راازکتاب "تاریخ بیهقی که نویسنده آن ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی است وحدود ده قرن پیش درزمان حکومت غزنویان نوشته و آقای دکترسید شاهرخ موسویان درقرن پانزدهم قمری بازگردان نموده است."" انتخاب کرده ام وبه خوانند های عزیز هدیه می کنم .باشد که ما ازفرهنگ گذشته خود درس های صدافت ،امانت داری وثبات شخصیت بیاموزیم .