اصول تعلیم وتربیت (قسمت اول)
اصول تعلیم وتربیت (قسمت اول)
تعریف :
اصول به معنای دسته ای از مبانی نظری وعقلی است که درتربیت انسان ها ملاک عمل قرارمی گیرند.(1)
گاهی اوقات اصول به معناومفهوم راهنمای فکردرحل مسائل تربیتی می باشد.(2)
آقای خسروباقری استادتعلیم وتربیت "اصول رابه معنای گزاره های تجویزی کلی برای راهنمایی فعالیت های تربیتی می داند."
به نوشته آقای عیسی ابراهیم زاده "اصول تعلیم وتربیت اصولی است که ازجهان بینی وایده ئولوژی وسایرعلوم یک جامعه برخاسته تاراهنماودلیلی باشد برای هدایت رفتارواعمال تربیتی یک جامعه"
اصول تعلیم وتربیت بامبانی نظری واهداف تعلیم وتربیت بسیارنزدیک است .به نحوی که برخی اوقات اصول رابیانی دیگرازمبانی نظری ویااهداف تعلیم وتربیت تلقی می کنند.
اگرچه باتوجه به مشترک بودن بسیاری ازصفات انسان وکنش واکنش هائی که درعرصه تعلیم وتعلم ازخود نشان می دهد برخی ازاصول تعلیم وتربیت درسطح جامعه بشری مشترک است.اما بیشتراصول تعلیم وتربیت هرجامعه ای ازجهان بینی ونوع نگاه مردم آن جامعه به هستی وانسان گرفته می شود.
برخی ازاساتید تعلیم وتربیت ،اصول کلی تعلیم وتربیت رابه شرح ذیل می دانند:
ا-اصل فعالیت
2-اصل کمال
3-اصل حدیث
4-اصل سندیت
5-اصل تفرد
6-اصل اجتماع
هرکدام ازاین اصول درجایگاه خود توضیحات خاص خودش رادارد ،که فعلا ازحوصله این نوشته خارج است ودرجائی دیگری به تفصیل توضیح داده خواهد شد.
اساتید ودانشمندان صاحب نظردرحوزه تعلیم وتربیت اسلامی ،هرکدام سعی کرده اند تابه تناسب مطالعات وبرداشت خود، اصول تعلیم وتربیت اسلامی راکه ویژه یک جامعه اسلامی است وضع وتعریف کنند.
باعنایت به چالش هائی که درحوزه تعلیم وتربیت و گسترش وبسط علوم، بویژه علوم انسانی درجامعه مسلمان ما وجوددارد،تعریف وتدوین اصول ومبانی تعلیم وتربیت توسط اولیاء اموربرای روشن شدن مسیر تربیتی جامعه بویژه جامعه فرهنگی بسیارضروری واجتناب ناپذیراست.
دراین جا عنواین اصول تعلیم وتربیت اسلامی که ازکتاب" نظریه اسلامی تعلیم وتربیت" خانم جمیله علم الهدی استخراج شده است ،به منظورتبیین موضوع وآشناشدن خواننده گان عزیزآورده می شود.دعوت می شود برای استفاده بیشتر به کتاب ایشان مراجعه شود.
لازم به توضیح است که سرکارخانم علم الهدی درتدوین سند ملی آموزش وپرورش همکاری داشته اند .بنابراین دانستن نظریات ایشان برای جستجوگران بویژه همکاران معلم مفید خواهد بود.
1-اصول ناظربه علم (تکرارناپذیربودن پدیده ها)مطالعه توضیحات نویسنده ذیل این اصول، درفهمیده نظرات ایشان لازم است.
2-اصول ناظر به عمل (تفاوت انسان مطلوب وانسان کامل...)
2-1-اصل حیات (تفسیری ازحیات وهستی ووحدت وجودو...)
2-2-اصل گفتگو (دراین اصل برتعامل کلامی باطبیعت تاکیدشده است.یسبح لله مافی السموات ومافی الارص ...)
2-3-اصل حضور (حضوردائمی درمحضرخداوند متعال وحی قیوم)
2-4-اصل سودمندی (درنظرگرفتن آخرت درکناردنیا واجربردن محسنین)
2-5- اصل وحدت (تاکید براینکه مربیان باتوجه به این اصل به اشتراک بیش ازتفاوت ها توجه کنند)
2-6- اصل تلفیق (مشاهدات ازاستقراء وازبرهان وقیاس متفاوت است )
2-7- اصل تغییر وتکامل
2-8- اصل غایتمندی ( آفرینش غایتمند است .اعتقاد به هدفداربودن دستگاه آفرینش درتربیت فردی وجمعی یک جامعه نقش اساسی دارد)
2-9-اصل تدریج وپیوستگی
2-10- اصل تاثیرمتقابل
2-11- اصل فعالیت (یاایهاالانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه ..)
2-12- اصل آزادی
2-13- اصل اعتبار (مبانی و نظریه های معتبردربرنامه های تربیتی باشد .بدون داشتن مبانی معتبر،هرنوع برنامه ریزی منجربه توفیق نخواهد شد. درتربیت اسلامی عقل مرجع نهائی خواهدبود )
2-14-اصل مشارکت (تعلیم وتربیت حقیقت جمعی دارد ....)
2-15- اصل نظارت وارزشیابی
2-16- اصل پاسخ گوئی
2-17- اصل عدالت
2-18- اصل تنوع
2-19- اصل مصلحت (...که درنهایت به اولویت بندی منجرمی شود)
ازآن جائیکه درتعلیم وتربیت اسلامی وقرآنی نقش اراده انسان وتوجه وعنایت حضرت باری تعالی درایجاد وتغییر رفتارانسان بسیارمهم واساسی است ،این دوامرمهم می تواند دورکن جدی درحرکت انسان ویاحاکم برتربیت دینی فراگیران باشد.بنابراین می توان این دواصل قرانی وبسیارمهم رابه این اصول اضافه کرد.
- اصل اراده انسان
- اصل عنایت خداوند
1- عیسی ابراهیم زاده "فلسفه تربیت "
2- دکترشریعتمداری "کتاب فلسفه تعلیم وتربیت"
ادامه دارد.........
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.