آن روزآسمان خندیدوازخنده اش گل واژه های عشق وایمان طراوید، زیراکه خسرو خوبان میهمان اوبود.

آن روز ناگهان بخل آسمان پاره شد ورسول آزادی ،چون رود خانه ای زلال دربسترشوروشادی امت جاری شد .

آن روز پیری آشنا آرام ومطمئن ،ازدل پرنده ای سفید ،قدم به جاده جان های  مشتاق ومنتظرنهاد.

دل های امتی می طپید ودست خدا ازآستین قلندری پاک باخته ،به شکرانه پایان یافتن شب هجر وطلوع صبح وصل درآسمان می رقصید.

نسیمی ازجنس محبت ،شادی وطرب رابه میان مردم آورده بود وچون تارهای نرم ولطیف گیسوی آبشاران ،به سر و روی منتظران می ریخت.

بغض وکینه ازسرزمین آدم هارفته بود وبرادری ودوستی، چون بوستانی پرازگل وشکوفه برسینه های ستبرمجاهدین روئیده بود.

خورشید حکمت وعلم ازآسمان ولایت می درخشیدواشعه نورانی اوتونل سیاه تاریخ راکه لانه ومخفیگاه شب پره های ظلم وجورشده بود روشن می کرد.

گرمای عشق وشهادت سرمای سرد کفروطغیان رااززمستان یخ زده امتی که سال ها طعم تلخ رنج وتحقیرراچشیده بودند می برد.

دریائی ازمشت های بهم فشرده ،بوستانهائی ازلبخند های برلب نشسته ودنیائی پرازاحساس خوب وفریادهای به آسمان رسیده ،به دور پیرومرادی که مرکب اوچون کشتی نوح به گل نشسته بود،حلقه می زدند.

آن روز مردم به پهنای وطن به خون نشسته خود،اشک شوق می ریختندورسول نورازراه رسیده ،چونان ابراهیم ،با تبری به قامت ذوالفقار،بت هارادرهم می شکست وبیرق توحید وانقلاب رابادستان فرزندان عاشق خود،برفرازکعبه وطن می افراشت.

درآن روزبانهیب مردانه امام وبافریاد عاشقانه امت ،کرکس های لاشه خواربیگانه پرست ،ازروی لاشه هزارساله دیو استبداد پریدند وکبوتران سفید آزادی واستقلال درآسمان آرزوی دیرینه ملت به پروازدرآمدند.

درآن روز تاریخ شاهد ازهم گسستن زنجیرهای اسارت وشکستن طلسم حقارت، ازدست وپای فرزندان مبارزومسلمان این مرزوبوم بودودرآن روزبودکه موسی کلیم درکنارکوه صبرومقاومت مردم ، نویدبه بارنشستن نهال حکومت اسلامی رابه مسلمانان داد.

وبالاخره درهمان روزبود که انقلاب به ثمررسیده اسلامی ،فرزند رشید "مردم سالاری دینی "رابه لاله های به خون نشسته ایران وجهان تقدیم کرد.

ودرآخراینکه این حماسه "عشق وخون" ونمایش "عقل وجنون "دربهمن 57به ملت هدیه شد.

دهه فجرانقلاب اسلامی ایران برشمامبارک باشد.