"نمی دانم" را"بدانیم "

یکی ازوظایف نظام آموزشی ما ، آموزش واژه "نمی دانم" به فراگیران می  باشد. آموزش این مهارت ،بویژه استفاده صحیح وبه جاازآن موجب می شود تافرایند یاددهی ویادگیری وطرح پرسش وپاسخ درمسیری منطقی وسازنده دنبال شود.  

ازجمله کاربردهای این مهارت ،مدیریت صحیح گوش وزبان ودرنتیجه تعامل درست باواقعیت ها ومسائل اجتماعی است.امروزه بسیاری ازمشکلات جامعه ما،معلول ندانستن ویانداشتن همین مهارت است. حتی درسطح مدیریت های کلان جامعه عوارض این عارضه نامیمون دیده می شود.آموزش درست این مقوله  مهم ،خودمی تواند مهارت "نمی توانم" رابرای افراد به دنبال داشته باشد که تاثیرآن برای شخص وجامعه پیرامونی ،کمترازموردقبل نیست. اگربخواهیم بسیارگذرابه اثرات مخرب عدم آموزش این مقوله های تربیتی اشاره ای کرده باشیم ،وضعیت موجودجامعه خودمان مثال روشنی است که می تواند توجیه کننده بسیاری از مشکلاتی باشد که ناشی ازخلاءاین گونه سرفصل های آموزشی دربرنامه تربیتی مدارس وخانواده های می باشد.(البته دراین جا واژه نمی توانیم باشعارملی" مامی توانیم " که مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران برای خودکفائی واستقلال کشورسرمی دهندتفاوت دارد)

نبودن یک راهبرد اساسی دراداره نظام حکومتی ما،وگسسته وپراکنده عمل کردن درسطح دستگاه های اجرائی کشور،وقرارگرفتن افراد غیرمتخصص درجایگاه هائی که نیازبه تخصص ودانش فنی مرتبط می باشد ،همه وهمه ازاین مشکل زیربنائی تربیتی حکایت می کند .اکثر شهروندان ایرانی به زعم وخیال خودشان درهمه کارها وامورسررشته و تخصص دارند.تقریبا بسیارنادراست که ازمسئولین ویا متولیان امور شنیده شود که بگویند من دراین زمینه تخصص ندارم ویافاقد صلاحیت هستم ویااینکه  دیگری ازمن صلاحیت بیشتری دارد .اصولا درکشورماواژه "نمی دانم " دررفتارهای شخصی واجتماعی، یک ضد ارزش است .اگرکسی هم درجائی ازاین کلام استفاده کند ،برداشت دیگران ازوی منفی است.

به قول بزرگان و مشاهیر علم وادب ،قبول یک مطلب بدون دلیل ،انسان راازکسوه ولباس یک انسان آگاه وهوشمند بیرون می بردوبرعکس آن رد کردن یک ادعا بدون دلیل حکایت ازجهل ونادانی انسان دارد.

درمجموعه آثاراستاد مطهری ج 22 ص 699 دوجمله تکان دهند ه ازفیلسوف نابغه حکیم ابوعلی سینا نقل شده است که می تواند پشتوانه نظری این بحث ماباشد.

حکیم ابن سینا می فرماید:

من تعود ان یصدق بغیردلیل فقد انخلع  من کسوه الانسانیه

هرکس که عادت کرده حرف دیگران رابدون دلیل قبول کند ازلباس آدمی بیرون رفته است.یعنی آدم نبایدادعاویا حرفی رابدون دلیل بپذ یرد ونقطه مقابل آن کسانی است که هرچیزی رابدون دلیل انکارمی کنند، که این هم عادت بسیارزشتی است که معمولاموجب جدل درمباحث وسستی کلام می شود.

بوعلی سینا دراین خصوص می فرماید:

کل ماقرع سمعک من العجائب فذره فی بقعه الامکان مالم یذدک عنه قائم البرهان

اگریک چیز عجیبی شنیدی ،مادامی که دلیلی برامکان یاعدم امکانش نداری رد نکن وقبول هم نکن ،بگو ممکن است اینطورباشد.

استاد مطهری می فرماید انسان واقعی کسی است کمه قبول وردش براساس معیارودلیل باشد وهرجا که دلیل نداشت بگوید "لاادری "نمی دانم

خداوند به مردم ماشهامت" لاادری"گفتن رادرجریان زندگی عنایت بفرماید.

وبه مسئولین ومدیران ماهم توان وشهامت گفتن  "نمی دانم " "نمی توانم" و"دیگری ازمن صلاحیتش بیشتراست" راعنایت فرماید.

همچنین ،به معلمین واساتیدما  توفیق آموزش این مهارت هارابه فرزندان ونونهالان آینده کشوراسلامیمان عنایت فرماید.