5-قول سدید
اندیشه قبل ازسخن
درباب فواید اندیشیدن قبل ازسخن، ازبزرگان علم وادب آثارماندگاروسخنان گرانباری به جا مانده است. تامل درکلام بزرگان ،وتلاش درعمل به آنچه که دراین مهم گفته شده است می تواند سرمایه های فرهنگی وادبی بسیارارزشمندی برای ماوجامعه اسلامی مابه جاگذاردوبرمیراث فرهنگی جامعه ایرانی اسلامی مابیفزاید. اگرچه قرآن مجید ازقول خداوند بزرگ وحکیم آخرین وبرترین کلام رافرموده است وامکان آوردن سخن ویاحکمتی برترازآن وجودندارد،اما یقینا نشستن پای صحبت تربیت شده گان مکتب قران وعترت می تواند مارابه توصیه های وحی و عرصه نوری که خالق متعال وعده داده است نزدیکترکند.
یکی ازبزرگانی که نام اودرصحیفه روزگار ثبت شده ودوست ودشمن بردانائی وحکیم بودن آن اذعان دارند ،شیخ اجل سعدی علیه الرحمه می باشدکه نه تنها مردم کشورمابلکه دانش پژوهان واهل فکرواندیشه سایرملل هم برعظمت وبزرگی اوصحه می گذارند
سعدی (ره) کتاب بی نظیر خودیعنی گلستان راکه در واقع گلستانی ازحکمت،علم ،ادب وتوصیه های اخلاقی درقالب نظم ونثراست ،به هشت باب تقسیم بندی کرده است . علاوه برآنکه درسراسراین کتاب به نوعی انسان به تفکروتامل وتوصیه به عقلانیت واعتدال دررفتاروگفتاردعوت شده است،باب چهارم کتاب به فوایدخاموشی اختصاص داده شده است.شیخ سخن وحکمت ،درخصوص این فصل بندی چنین گفته است:"امعان نظردرترتیب کتاب وتهذیب ابواب ایجازسخن ،مصلحت دید تابراین روضه غناوحدیقه غلبا چون بهشت هشت باب اتفاق افتادازآن مختصرآمدتابملال نیجامد." وبعد هشت باب رابه ترتیب آورده است که باب اول درسیرت ملوک وباهشتم درآداب صحبت است.
درمقدمه ای که سعدی (ره)خود براین کتاب نوشته است ،درباب ضرورت اندیشه کردن قبل ازصحبت این چنین آورده است:
...طایفه ای ازحکمای هندوستان درفضایل بوزرجمهرسخن می گفتند ،بآخرجزاین عیبش ندانستند که درسخن گفتنش بطئی است .یعنی درنگ بسیارمی کندومستمع رابسی منتظربایدبودن تاتقریرسخنی کند.بزرجمهرشنیدوگفت:
"اندیشه کردن که چگویم به ازپشیمانی خوردن که چراگفتم"
سخندان پرورده پیرکهن بیندیشد آنگه بگویدسخن
مزن بی تامل بگفتاردم نکوگوی گردیرگوئی چه غم
بیندیش وآنگه برآورنفس وزان پیش بس کن که گویند بس
بنطق آدمی بهتراست ازدواب دواب ازتوبه گرنگوئی صواب
اگرچه سخن بزرگان چون چراغی روشن ،همواره روشنگرتاریکی های راه پرپیچ وخوبشر است،وهرکس به نسبت ظرفیت واستعداد خود می تواند ازآن استفاده کند،ولی ازآن جائئ که جنس این سخنان ازجنس نوروحکمت است وحکمت هم ظاهری وباطنی دارد ،بنابراین بهره بردن کافی ازاین گوهرهای شب چراغ ورسیدن به کنه واقعی این توصیه های انسانی ،نیاز به مقدماتی وموخراتی دارد.
به منظور ایجازدرسخن وشاید مفیدبودن کلام،برخی ازعناصروعواملی که نیازاست تاانسان بتواند به قله معرفت وشناخت سخن بزرگان دین ومعرفت برسدودرجهت رسیدن به مقاصدو اهداف بلند این گنجینه ها ی علم و حکمت برسند،به اختصاروتااندازه ای به ترتیب آورده می شود:
1-باورداشتن سخنان وتوصیه های بزرگان علم وحکمت
2-اراده دربکارگیری این پند واندرزها
3-شنیدن این سخنان باگوش جان
4-عمل کردن به آن ها درهمه اوقات زندگی (عمل کردن به این توصیه ها نیازبه تلاش مستمروطولانی دارد تاخلق وخوی حال مابه ملکه تبدیل شود.البته پرواضح است که این خود قصه ای دراز وپرماجرادارد. به قول حضرت مولانا :
آدمی رادشمن پنهان بسی است آدمی باحذرعاقل کسی است.
خلق پنهان زشتشان وخوبشان می زند دردل به هردم کوبشان
آدمی ازدرون موردهجوم شیطان های زیادی است که این شیاطین انسان رابه افراط وتفریط دراندیشه وعمل تشویق می کنند.برای اینکه انسان درشنیدن ،گفتارورفتار به طرف تعادل برود بایدابتدااین تعادل رابیاموزد وسپس درجهت رفتن به سوی تسویه وتعادل، سالها زحمت بکشدوتمرین وممارست کند تاشایدباهمت خودو یاری خدایش موفق شود)
5-مواظبت دردوری ازافراط وتفریط دربکارگیری این نسخه های شفابخش .داشتن یک الگوویاالگوهای متعادل وصادق که ایمان قلبی به گفتارورفتارآنها داشته باشیم . خوشبختانه برای مامسلمانان بویژه شیعیان کاربسیارآسان ترازدیگرملت هاست. مابا داشتن سرمایه وحی الهی وانسان های کامل والگوهای عملی یعنی حضرات معصومین علیهم السلام بسیاری ازمشکلات حل شده ودرمسیرحرکت ما تابلوهای راهنما ی فراوانی نصب شده است . همچنین حضورعلمای فرزانه که درپیروی ازقرآن وعترت صادقانه وعالمانه حرکت می کنندودرراهنمائی وارشاد مردم ازهیچ سعی وکوششی دریغ نمی کنند می تواند برای طالبان حق وحقیقت وکسانی که به دنبال قلب سلیم وعقل وحیانی هستند همواره فرصت های بسیارمناسبی باشد، تاسالکان حقیقت رابه ماواو ومقصدانسانی والهی خودشان برسانند.
...واینک بایداذعان داشت که گرچه ظاهرسخنان این بزرگان بسیارساده وآسان به نظرمی رسد ولی بطون ولایه های درونی این دردانه های حوزه کلام وسخن می تواند تابی نهایت باشدوبرای فهم هربیشترورسیدن به اعماق این کلام های نورانی ،بایدبسیارآموخت وبسیاراندوخت وبساررفت.ان شاءالله
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.