زمین کتاب خداست تاتوسدره نشین باغ ملکوت شوی
افحسبتم انما خلقناکم عبثا وانکم الینا لاترجعون آیه 115 سوره مومنون
آیاپنداشتید همانا شماراعبث وبیهوده خلق کردیم وشما به سوی مامراجعت نمی کنید
زمین کتاب خداست وچمن سجاده ای است گسترده درباغ هستی وسروناز قلمی است دردست کاتب پیر روزگارکه به امرخالق خود،دائم بر حاشیه بوستان می نویسد:قدقامه الصلوه ،وآنگاه سرواین عروس سبزینه پوش باغ تسبیح، قامت به نمازی می بندد که قنوتش سرشب ورکوع وسجودش هنگامه سحردروقت گذربادصباست .وصبا آن پیک بزم وصفا، درصبح صادق می آید واین زاهد شب زنده دارچمن رابه رکوع وسجودی ملکوتی می خواند.
زمین کتاب خداست ورودخانه ها، پیامبران زلال وجاری طبیعتند که برگرده خاک،کلام تکوین پروردگار حکیم را می نویسند، وآبشاران منادی عشق وعرفانند درسرزمین معرفت گیاه ودرخت ،وپرستوهای مهاجرپیک حضر ت حق ،که برحاشیه آبی آسمان قوسی ازکمان آیات خدامی کشندودرذرات معلق آب آبشاران غسل طهارت می کنندوبرکمرکش کوه برسرسجاده دوست می نشینند.
زمین کتاب خداست ودرختان وجنگل درشب پرستاره ای که ماه به سجده رفته است،درسکوتی مقدس ،به نمازعشق ایستاده اندوبافرشتگان آستان ربوبیتش مناجات شبانه را زمزمه می کنند .
به قول سعدی علیه الرحمه :
دولت جان پرورست صحبت آمیزگار خلوت بی مدعی سفره بی انتظار
برگ درختان سبز درنظرهوشیار هرورقش دفتری است معرفت کردگار
دفترفکرت بشوی گفته سعدی بگوی دامن گوهربیاربرسرمجلس ببار
وبالاخره ،زمین کتاب خداست وآدم بهشت عدنی است پرازگوهرعقل وعشق ،وتو زبان ودست توانای خدائی، درقرائت وفهم کلام اووپاشیدن بذر ذکرش درمزرعه حاصلخیز دلت که امانت بی بدیل اوست درعالم خاک ،تاذخیره حکمت ومعرفت کنی برای راهی شدن راهی که ابتدای آن اراده وهمت توست وانتهای آن معراج حقیقت وقرب پروردگارمهربان است.درآسمان شوق وعشق بابال جبریل عقل آن قدرپرمی کشی تابه جائی برسی که پرازمرغ عقل بریزد وبال فرشته مقرب بسوزد.
ای انسان ،ای که درهیاهوی زندگی گم شده ای،آبشخورتوزمین نیست ،اگرچه زمین آیت خداست و درهدایت توبه سوی نور،چراغی است درمسیر تاریک زندگی ،راهنمائی است درجاده پرخطر رفتن، پیامبری است درظلمتکده گمراهی وضلالت.
باید اینک، قدم درجاده رفتن بگذاری وسختی های عروج رابه جان ودل بخری تادردیگرمنزل ،تورابرسریرعزت بنشانندوملائک خداکمربه خدمت توبندند.
باورکن : توبیهوده آفریده نشده ای .توآن همای سعادتی که روزی سدره نشین خلقت خدابودی .وامروز پاسخ گوی عهدی هستی که دیروز روزی درالست بستی .
وزود باشد، که به سوی آن کس که توراآفرید برگردی ودرآینه ای که توخود می سازی به تماشای چهره ات بنشینی.
وبدان که خداوند تورازیباآفرید،پس سعی کن زیبابمانی ودرآینده ای که چندان ازتودورنیست به زیبائی درمجلس زیبانشینان بنشینی وبه قول بزرگان همره وهمدم کلیم شوی .
شاعربزرگ مادراین خصوص می فرماید:
توچه پنداشتی که ایزد فرد ازپی بازیت پدیدآورد
عمرضایع مکن به بی خردی دورشو دورازصفات بدی
باددودیو چند هستی همنفس علم آموز تابه حق برسی
حکمت آموزتاحکیم شوی همره وهمدم کلیم شوی
آمیزگار: آمیزنده –خواهان معاشرت –بسیارمعاشرت کننده
فکرت: اندیشه
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.