عصاره کلام وحکمت مولاناازآیات نورانی قران ،فرمایشات حکماو بزرگان دین وادب گرفته شده است ،وی درخصوص اهمیت کلام  ومدیریت زبان درجای جای مثنوی توصیه های  گهرباری دارد.درداستان طوطی وبازرگان بعد ازآنکه پیام طوطی دربند رابه طوطیان آزاد درجنگل می رساند،یکی ازطوطیان به محض شنیدن پیام دوست دربند خود ازبالای درخت بیهوش به زمین می افتد وظاهرا می میمرد.مولاناضمن پی گرفتن داستان ،مثل همیشه تا زمینه ای رابرای توصیه های حکیمانه خود مساعد می بیند ،فارغ ازداستان طوطی وبازرگان چند بیتی رابه مخاطبان خود یعنی آنها که گوش جان دارند هدیه می کند.

این زبان چون سنگ هم آهن وشست                          وانچه بجهد اززبان چون آتش است

سنگ وآهن رامزن برهم گزاف                                  گه زروی نقل وگه ازروی لاف

زانکه تاریکست هرسوپنبه زار                                درمیان پنبه چون باشد شرار

مولوی زبان انسان رابه سنگ وآهن تشبیه کرده است .به هم زدن بیهوده سنگ وآتش ،جرقه وسپس آتش تولید می کند .وی توصیه می کند که لازمه به کارگرفتن زبان اشتفاده ازعقل ودرایت است.واستفاده بی جا اززبان وکلام  وپیروی از نقل بدون مبنای صحیح ولاف ودروغ رابه شدت نهی می کند.سخن بیهوده وغیرعقلانی راچون آتش ناخواسته ومهارنشده ای درمیان پنبه زار می داند.همانطوریکه یک جرقه نابجا ممکن است یک مزرعه پنبه رابسوزاند،چرخیدنبیهوده زبان و سخن گفتن بدون فکروتعقل هم ممکن است شخصیت یک انسان ویایک جمع رایک جابسوزاندودیگرهرگزاحیاءنشوند.نیازی به استدلال نیست که  زخم زبان دربسیاری ازاوقات اززخم های دیگربدتروتاثیرآن نامطلوب تراست .البته به همان اندازه که سخن نسجیده خطراتی دارد به همان اندازه ویاشاید بیشتر ،سخن درست وصحیح درهدایت وبه کمال رساندن افراد  وجامعه تاثیرگذاراست.

مولانابعدازآنکه زبان رابه یک آتش زنه قدیمی تشبیه می کند،وخطرات آن رابه انسان توصیه می کند این چنین ادامه می دهد:

ظالم آن قومی که چشمان دوختند                                 زآن سخن ها عالمی راسوختند

عالمی رایک سخن ویران کند                                      روبهان مرده راشیران کنند

دراین جامولوی آثارتخریبی زبان هائی راکه چشم بسته  وبدون بهره گیری ازعقل وخرد وخویشتن داری  سخن می گویند،عنوان می کند وبه خوبی تاثیرویران کننده سخن غیر عقلانی ونسنجیده رادروارونه جلوه دادن حقیقت بیان می کند.

ازمصراع آخراین دوبیت ،می توان دوبرداشت کرد.هم می توان گفت که سخنان نابجا روباه مرده وبی ارزشی رابه دروغ شیرجلوه می دهدوهم می توان برداشت نمود ، برخلاف آنکه سخن ناروا وظالمانه دنیای معنوی ومادی انسان هاربه مخاطره می اندازد،برعکس آن ،سخن درست وصحیح می تواند ازیک روباه ضعیف ومردنی شیری قوی وبا شوکت بسازد.

مولانا به دنبال این هشدارها یک قاعده کلی را که ازجهان بینی اوکه درحقیقت ازجهان بینی دینی وقرانی گرفته شده است بیان می کند.

وی می گوید:

جان ها دراصل خود عیسی دمند                            یک زمان زخمند وگاهی مرهمند

گرحجاب ازجان ها برخاستی                                گفت هرجانی مسیح آساستی

دراین جامولانا به اصل فطرت انساناشاره ای می کند ومی گوید همه جان های آدمیان که ازجان خالق هستی منشعب شده است ،درحقیقت عیسی دم وپاک هستند.این انسان ها هستند که به دلیل بیراهه رفتن ونادیده گرفتن توصیه های حضرت پروردگاروانبیاء الهی ،این جان پاک ونورانی راکه ودیعه خالق دانا وحکیم است غرق ججاب های ظلمانی می کنند ،و بلافاصله نتیجه می گیرد که اگراین حجاب ها کناربروند وجان حقیقت گوی وحقیقت بین ازاین آلودگی های نفسانی آزادشود،آنوقت سخن هرجانی ویابهتربگوئیم هرشخضی مسیح آسامی شود .وسخنان مسیحائی هم مرهم زخم های کهنه وقدیمی انسان های تشنه آگاهی و معرفت می شود.

سپس حضرت مولانا بااشاره ای کوتاه وگذرا به معالجه این بیماری یعنی  سخن های نابجاوغیرحکمیانه  که انسان رابه دنائت وپستی می کشاندمی پردازد.وی کلید حل مشکل رادرصبروخویشتنداری می بیند وادامه می دهد:

گرسخن خواهی که گوئی چون شکر                                صبرکن ازحرص واین حلوامخور

صبرباشد مشتهای زیرکان                                             هست حلواآرزوی کودکان

هرکه صبرآورد گردون بررود                                        هرکه حلواخردواپس تررود

مولوی شرط سخن گفتن چون شکرراصبرعالمانه می داند.وی انسان های داناراازحرص برسخن ودوری از شیرینی کاذب سخنانی که لهوولغو هستند وجایگاهی درعرصه تفکروتامل ندارندتوصیه می کند.مولانادراین ابیات انسان هارابه دوگروه تقسیم می کند.یکی انسان های کودک صفتی که اشتهای خوردن حلوای شیرین دنیا رادارندودائم به دنبال  آرزوهای کودکانه ای هستند که شهد وشیرینی ظاهروآنی دارد.ودیگرانسان های فرزانه ودانائی که بازیرکی ازاین شیرینی زودگذرد روی برمی تابند وباصبرآگاهانه به دنبال رشدوکمال واقعی هستند. درحقیقت مولانایک اصل تربیتی رابرای اصلاح سخن ومدیریت زبان ورشدوکمال انسان عنوان می کند که ریشه درقرآن مجیدداردوآن صبراست.البته بسیارواضح است که برای آنکه شخص صبرکمال افزاپیداکند باید نگاهی قرانی به این مقوله داشته باشد.واین سعادت به یقین  مشمول کسی خواهدشدکه ازاصول اعتقادی ،اخلاقی وعبادی کتاب خداوند یعنی قرآن مجید درک درستی داشته باشد وبه اوامرونواهی پروردگارمهربان درهمه عرصه های زندگی عمل کند.درحقیقت منشورتربیتی قرآن منشوری همه جانبه وکامل است .بارعایت همه جنبه ها ووجوه مختلف این منشورحیاتبخش ،می توان به صبری کمال گرادست پیداکرد.

مقوله صبروسخن درآیات نورانی کلام خداوند به وضوح وروشنی آمده است.دراین جا به منظور تیمن وتبرک این نوشته به چندمورد اشاره می شود.

خداوند درآیات متعدد وبه دلایل مختلقف توصیه به قول وکلام  درست وصحیح وبه دورازگژی ونقصان کرده است.درچند جا میفرماید قول معروف ،قول لین ،قول کریم ،قول میسوروقول سدید داشته باشید .کافی است بدانیم که خداوندحکیم درآیه 9 سوره نساء به مومنین  می فرماید : یاایهاالذین آمنوقولواقولاسدیدا یعنی ای مومنین قول سدیدبفرمائید.سدید به نقل ازعلامه طباطبائی ازماده سدادبه معنای اصالت رای وداشتن رشاد است.سدید به مفهوم کلمه ای است که مطابق باواقع باشد وهم لغونباشدومایه فسادنباشد.باتوجه به تعاریفی که برای حکمت شده است قول سدید می تواند همان قول حکیمانه بادشد.

درخصوص صبردرقرآن آیات زیادی است که می توان استنباط کرد صبرازپایه های ایمان است .خداوند مهربان باصبروخویشتنداری وعده جنت وحریرداده است (انسان آیه 12) وعده یاری دادن وکمک کردن  داده است.(سوره بقره آیه 45)باتوصیه به صبروعمل صالح  وعده جبران خسران داده است (سوره والعصر آیه 3)

مولاعلی علیه السلامکه خودقران ناطق است ،می فرماید :صبربهترین جامه ایمان است وازبرترین ویژگی های اخلاقی است.

مولاعلی ع درخصوص اهمیت سخن می فرماید : آدمی به گفتارش سنجیده می شود وبه رفتارش ارزیابی می گردد.ودرادامه به  انسان ها توصیه میفرماید، سخنی بگوئید که کفه نخست سنگین ترشودوکاری کنید که ارزش رفتارتان بالاتررود.