دعااوج محبت پروردگارمهربان است به انسانی که تشنه آب حیات است (قسمت 2دعاودل)
"دعاودل دویاروهمراه جدائی ناپذیر ند.بدون دل دردمند ،مرغ دعاپروبالی نداردوتلاش اودروادی روحانی عشق ورفتن نتیجه ای ندارد .جنس پروازپرنده دعا ازجنس عشق واشتیاق وازجنس خداست.سکوی پروازاین طایرقدسی رادرسرزمین دل وجان ساخته اند.دل حرم امن الهی است.دل میقات ووعده گاه مبارک رازونیازباآفریدگارحکیمی است که ازسرمحبت ولطف نهال نیازرادرسرزمین دل نیازمندمی نشاند وبه شکوفه می نشاند.بوی عطرگل نیازرانسیم طلب واستخاره ازبهشت جان انسان های آرزومندبه آسمان نوروامیدمی برد.پروردگارمهربان صدای آهسته نجوای بنده ای راکه ازمحراب دل دردمندخود اورامی خواندمی شنودودعوت اورالبیک می گوید."
"دعاملازم بلاتنازع دل است .اگردعاازسرخواستن وبادلی آرام وامین همراه شد،پاسخش قطعی واستجابتش حتمی است.امااگردل هم آوای دعانبود،جزخستگی دست ولق لقه زبان حاصلی ازطلب مانیست .دعای دل آگاه ودردمند،اذانی است که ازبن جان به گلدسته های دست انسان می رود وصدای آن راملائک مقرب الهی به گوش خدای سمیع می رسانند.هدیه این دعا ،برای بنده ای که برسجاده نیازایستاده است،رحمت ومغفرت است،بخشش وعطوفت است.دراین تجارت الهی،دل می دهی وحال می گیری .پر می ریزی وبال می گیری.نفس سرکش به قتلگاه تواضع می کشانی ودل سلیم ازمعرکه شیطان به سلامت می بری."
*امام صادق علیه السلام می فرماید:
*هرگاه دعا کردی، بادل خوددعاکن ویقین داشته باش که دعای تومستجاب می شود.
*بازامام می فرماید،خداوند دعای دل پاک وآگاه راکه غافل نباشدمی پذیرد.
*امام معصوم ع تاکیدمی فرماید اگرحتی برای مرده ای دعامی کنید ازسرنیازودلی پاک دعاکنید،اگردل شماغافل بود دعانکنید.
"دعای دل غافل به جائی نمی رسد.ابردعادرآسمان آگاه وصاف دل معناومفهوم پیدامی کند.واگراین ابربانسیم صفابالارفت ازآن بارانی حاصل می شودکه مزرعه جان وروح ماراسیراب می کند.آنوقت است که توسبک می شوی .پروازمی کنی .اوج می گیری وتابردوست سفیرمی کشی ودرجوارحضرت حق منزل می کنی."
"پس همگی گوش جان به این کلام بی بدیل معصوم ع بسپاریم وتازمان عنیمت سپری نشده است ،دل ازآلودگی پاک کنیم وبادلی آرام ونرم، ازخداوند سمیع وعلیم ومهربان خودبخواهیم که ماراببخشدوبیامرزد.اندیشه وتوان مارادرجهت عبادت اووخدمت به خلق اویاری وبرکت دهد."
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.