نامه امام حسین ع به مردم کوفه بعد ازرسیدن نامه های سران کوفه
بسم الله الرحمن الرحیم . من حسین بن علی الی الملاء من المومنین .
اما بعد ،بدانید که هانی وسعید بن عباس رسیدند.نامه شما رارسانیدند ومضمون آن معلوم شد.درآنچه مطلوب ومقصود شماسمت تقصیرنخواهم کرد.برادروپسرعم خویش ،مسلم بن عقیل رافرستادم تا آنجا آید وکیفیت حال وصدق مقال شما معلوم کند.چون آنجا رسد ،اورابراحوال خویش اطلاع دهید واگرهم برسرآن قولید که درنامه نوشته اید بامسلم بیعت کنید ویاری دهیدواورافرو مگذارید که امامی که به کتاب خدای تعالی کارکند وعادل وعالم باشدباامامی که ظالم وفاسق باشد،برابرنیاید.خدای تعالی ماراوشمارادرراه راست وتقوی جمع کناد. وانه سمیع الدعاء والقادرعلی مایشاء،والسلام علیکم ورحمه الله وبرکا ته
امام حسین ع دراین نامه باتوجه به دعوت پیاپی سران کوفه واطمینان دادن ازاینکه همه چیز آماده است ولشکرها حاضروکمرخدمت وجان نثاری برای اوامراوبسته اند،بدون ارزیابی فضای سیاسی حاکم برکوفه وبدون راستی آزمائی صدق وکذب دعوت کنندگان ازهرگونه اقدام عجولانه خودداری می کند ،لذا مسلم بن عقیل پسرعم خود را که جوانی باایمان ،عالم ،شجاع وباوفابوده ،برای برگزاری این آزمون سرنوشت سازعازم کوفه می کند.ماجراهائی که بعدا اتفاق می افتد نشان می دهد که امام ع ،رهبروفرماندهی است که به سیاست روزکاملاآشنا بوده ودر بهره برداری ازتجربیات تاریخی مسلط بوده وبایک استراتژی کاملا حساب شده به سوی شهرکوفه حرکت می کرده است.مطلب مهم دیگری که دراین نامه به چشم می خورد این است که امام دراین نامه کوتاه ،فصل مهمی ازفلسفه قیام ورسالت خود رابرای سران کوفه ومردمی که درانتظار ایشان هستند برمی شمارد.امام می فرماید:"امامی که به کتاب خدا(قرآن) عمل کند وعادل وعالم باشد با امامی که ظالم وفاسق باشد برابرنیست " ایشان تلویحا می فرمایند که باید زمام امورمسلمین راکسی برعهده بگیرد که باتوجه به احکام قرآن ودستورات نبی اکرم ص ،شایستگی این مسئولیت واین امانت راداشته باشند .امام تاکید می فرماید که رهبرمردم باید عادل وعالم باشد.لذا پیروی ودنباله روی کردن از رهبران وامامانی که به ناحق برکرسی های فرمانروائی تکیه زده اندوبه دروغ ودغل برمسلمین حکومت می کنند غلط است.این فرمایش واین یادآوری امام ع درفضای گفتمانی آن زمان که بر نشست ها وپرسش وپاسخ ها ئی که بربسیاری ازبزرگان ومسلمانان حاکم بوده ومردم رادچارسردرگمی وانحراف کرده است کاملابه جا ومناسب اوضاع واحوال بوده است.درحقیقت امام ع دراین فرازکوتاه ازفرمایشات خودپاسخ کسانی راکه به دلیل دنیاطلبی ویاترس ازظالمانی که بی رحمانه مسلمان رابه زرونقره ویابه زوروتهدیدمطیع خود می کردند می دهد.کسانی که جبهه حق رامی شناختند ولی به دلایل مختلفی سکوت می کردند ویادرجبهه دشمنان می جنگیدند.این افراد که عموما ازمشایخ ومشاهیر مسلمانان بودند وبرخی ازآنها حتی سابقه نسبتا خوبی هم داشتند، فریب رنگ وریب حکومت ظالم وفاسق وقت رامی خوردند وبه جای قرارگرفتن درکنارامام عادل وعالم ،درکنارقوم باطل وفاسد قرارمی گرفتند وبرای خالی نبودن عریضه ،دست به توجیهاتی می زدند که مردم عامی رادچارشک وتردید وانحراف می کرد.ازجمله استدلال وتوجیهات این جماعت این بود که خلیفه جانشین وولی پیفمبر است وباید مسلمانان تسلیم امرمولاوخلیفه وقت خود باشندتا سرنوشت مردم دچارتفرقه وچنددستگی نشود.این گروه ازدنیاطلبان که دین رابه دنیا فروخته بودند همواره تاکید داشتند که بایدازوالی ورئیس حکومت وقت که ولی امرمسلمین است تبعیت کرده وعدم بیعت باخلیفه مسلمین به منزله خارج شدن ازدین است ولذافرادازدین خارج شده هم مستحق مرگ هستند.امام حسین ع دراین نامه خودبه این منطق ضعیف وغیراسلامی که جایگاهی درسنت پیامبرگرامی اسلام واحکام قران مجید ندارداشاره می کند وحکومت راشایسته کسانی می داند که عالم به دین خدا وعادل دراجرای احکام اوباشند .والبته این ویژگی ها فقط درامام معصوم ع مستطر بود.ودیگران فقط ادعای دروغین آن راداشتند والبته تاریخ خود گواه منصفی است براین مدعا.