برگ سبز
برگ سبزی ازپیرحکمت به نوجوان نون والقلم (این دل نوشته هدیه ای است ازطرف وبلاگ حکمت به وبلاگ نون والقلم که به تازگی پای درمجلس وب ها گذاشته است)
راستی هرگزازخودتان پرسیده اید که چراگاهی اوقات حال وهوای نوشتن داریدولی بعضی اوقات هم اصلاحوصله قلم به دست گرفتن ندارید؟
روزها چون ورق خوردن کتابی که درمسیر باداست ورق می خوردوتوباقلم غریبه ای .شب ها پی درپی رنگ می بازندو می میرندوقلم توقطره ای اشک نمی ریزد.
انگارنه دست تویارای کشیدن نوازشی به سروگو ش قلم دارد ونه قلم خود توان راست ایستادن ولغزیدن برورقی رادارد.
استادی می گفت:
نوشتن هم مثل شعرگفتن ،نیازبه انگیزه ای ازدرون و قلقلکی ازبرون دارد.
ایشان می گفتند:نوشتن همانند بسیاری ا زحرکات غیرارادی انسان ،به نوعی غیرارادی است. وقتی که انبان گفتنی های درون پرشدناچارابه بیرون می ریزد.
زمانی که وقت آن برسد،ناگهان احساس می کنی که دوست داری بنویسی .مهم نیست که چه چیزی بایدبنویسی .بایدخودت راخالی کنی .مثل آمدن عطسه است .نمی شود جلوی آن راگرفت.
آن زمان کافی ا ست قلم رابه دست بگیری وحتی اگرشده برکاغذ پاره ای ویاحاشیه کهنه روزنامه ای بنویسی .
مطالب هم باتوجه به احوال تووپالس هائی که ازمحیط بیرونی می رسد جورمی شود.قلم راکه بچرخانی واژها روی کاغذ رژه می روند.خودشان نظم می گیرندودرردیف های مناسب وهم آهنگ شکل می گیرند.گذرزمان رابه خوبی درک نمی کنی .وقتی به خود می آئی که قلم کارخود ش راکرده است.انگیزه واحساس قلمت رادرقالب ظرفیت ودانش توچرخانده وچیزی خلق کرده که تاقبل ازاین نبوده است.
آری ای عزیز،می توان گفت که ذات قلم بر نوشتن آفریده شده است.قلم آبستن جوهرآگاهی است تادرفرازوفرود روزگاربزاید واززایش آن نورواندیشه متولد شودونویسند قابله ای است که زایش اوراتسهیل و هدایت می کند.
آن زمان که قلم گوشه نشین خلوت جیب می شود ویادرتابوت کیف وقلمدان زندانی می گردد،اندنیشه ومعرفت منجمد می شودوانسان ازرفتن وتعالی می ایستد.
قلم بایدبنویسد.امابرمرکب این صاحب مرکب کسی باید سوارشودکه توان خوب تازیدن راداشته باشد.سوارکاراین فرشته ملکوتی ،بایدپای درزمین وسردرآسمان خداوتازیانه ای ازجنس نوروحکمت دردست داشته باشد تاشایسته صدرنشینی این نعمت الهی یعنی ن والقلم ومایسطرون باشد.وخداوند راشاکریم که این مرکوب راراکبی سزاوارآمده است.
ای کاش ماراهم قلمی بودآبستن اندیشه های ناب انسانی ،تابه پهنای آسمان عشق ونیاز،بارانی ازمهروعطوفت نثاربوستان دل های باصفای دوستان وعزیزان می کردیم. والسلام .
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.