111-مهربان باشیم
اعیاد شعبانیه ،چه آنها که گذشت وچه آنهائی که هنوز نیامده است برشمامبارک باشد.به فرمایش معصوم علیه السلام :"عید واقعی آ ن روزی است که انسان درآن گناهی نکند"لطفا اگرخلقتان تنگ نمی شود وقلبتان درحال اقبال است ،این فراز ازفرمایاشات مولا علی علیه السلام را بادقت بخوانید ودرآن غوربفرمائید. "ای انسان !چه چیز تورا برگناهکاری دلیرکرد؟وچه چیزتورابه پروردگارت مغرورنمود؟وچه چیزتورابه هلاکتت دلبسته ساخت؟آیا برای دردت درمانی ،وبرای خوابت هیچ بیداری نیست ؟چرا آ ن گونه که به دیگران مهرمی ورزی درحق خودت مهربان نیستی ؟بساکسی رادرحرارت آفتاب می بینی وازسرترحم براو سایه می افکنی ،ُیابیماری رابنگری که سخت ناتوان شده وازروی دلسوزی براو اشک می ریزی .پس ازچه روبردرد خویش شکیبا گشته ای ؟وبرتحمل مصیبت های خودت توانمند شده ای؟چرابرجان خود که نزد توعزیزترین جان هاست اشکی نمی ریزی ؟چگونه ترس ازشبیخون خشم وکیفرخداوندتوراازخواب غفلت بیدارنمی کند؟حال آنکه گناهانت تورادرورطه قهر وسلطه اوافکنده است ؟
"پس بانیروی اراده وتصمیم درد سستی راکه دردلت افتاده درمان کن ،وبابیداری وهوشیاری خواب غفلت راازدیدگانت برطرف ساز.مطیع خداوند باش ،وبه یاد اوانس گیر".
راستی انسان برای دیگران چه دلسوزی های که نمی کند.وچه هزینه های مالی وجانی که برای نجات یک انسان ویاحتی یک حیوان ویایک گیاه نمی کند،حال آنکه ازهمه این ها به توجه ودرمان ونجات مستحق ترخود انسان است.اگرگذارشما به بوستانی ویاپارکی افتاد ،بادقت به رفتاربغضی آدم هاتوجه کنید.گاهی اوقات یک خانم یایک آقا کیسه ای سنگین ازاستخوان ویاته مانده های غذارا به دوش می کشد ورنج وخستگی راه را تحمل می کندتا سگی یاگربه ای گرسنه راپیداکند وشکمش راسیرکند.این توجه ودلسوزی نسبت به دیگران ولوبه یک حیوان ارزشمنداست . این درد عاطفه داشتن خود قابل ستایش است وشاید حکایت ازدرددرون ودردمندبودن انسان می کند . انسان همواره به دنبال پیداکردن مظلوم ویا ازیاد افتاده ای است تا به درمان اوبپردازد.این امری فطری است ،ومی تواند یکی ازتفاوت های رفتاری انسان باسایرموجودات باشد.اما.فاجعه زمانی است که انسان به دنبال نجات دیگران حتی ازخود هم می گذرد ولی ازنزدیکترین همسایه خود یعنی خودش غافل است.چقدراین فرمایش مولا علی ع که انسان رادعوت به بیداری وهوشیاری می کند ،عبرت آموزاست .می فرماید:"چرا آنگونه که به دیگران مهرمی ورزی درحق خودت مهربان نیستی ؟".چراآنگونه که به دیگران ترحم می کنی ،به خودت رحم نمی کنی ؟پس بیائید باخود مهربانترباشیم .بیائید مهارت بخشیدن رابیاموزیم ویاد بگیریم که خودمان راهم ببخشیم .البته بخشیدن خود به معنی ندیدن ودرنظرنگرفتن خطاها واشتباهات خودمان نیست.بلکه گاهی اوقات لازم است برای درمان زخم هائی که درجان آدمی ریشه زده ودائما تنوره می کشد،ازمعجزه بخشیدن وپاداش دادن استفاده کنیم .به جای سرزنش وتوبیخ ازتشویق وترغیب بهره ببریم .باید مهارت بخشیدن راتمرین کنیم ،تابتوانیم دیگران راوخودمان را ببخشیم وبامهربانی ومحبت دنیای خودی هارا پرازعشق واشتیاق به زندگی کنیم ونگاه دیگران راهم نسبت به خود وجامعه خودمان مثبت وزیباکنیم.
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.