101-حماسه حسینی و ضرورت شناخت قهرمان دشت کربلا

حماسه عاشورا و وضرورت شناخت شخصیت قهرمان دشت کربلا

ازنگاه استاد شهید مطهری

همانطوریکه نظم ونثر رامی توان به انواع غنائی ،رثائی ،حماسی واندرزی تقسیم بندی کرد،حوادث تاریخی راهم می توان بااین تقسیم بندی ها نام گذاری وتحلیل کرد.به طوریقین تاثیرات این حوادث تاریخی درزندگی بشر به نسبت نوع حوادث وبرداشتی که ملت ها ازاین وقایع وحوادث دارند متفاوت است.تاریخ مشحون ازحوادث غنائی ،عشق وعاشقی ،تراژدی ورثائی است .درتاریخ ادبیات ملت ها اسطوره هائی داریم که بسیاری ازآنها حماسی است .اما معمولااین داستان ها ویاافسانه ها مربوط به یک قوم خاص ویایک ملت است که با روح فرهنگی وفرازونشیب های تاریخ آن ملت ها درآمیخته است. حوادث واسطوره ها ی تاریخی درملت ها ومردمی که درآن سرزمین زندگی می کنند وتاریخ وفرهنگ مشترکی دارند ایجاد غرور،افتخاروانگیزه می کنند.
عاشورای حسینی هم یک هم حماسه تاریخی است .امایک حماسه ای که به همه ملت ها وبشریت تعلق دارد. حماسه عاشورا مربوط به سرزمین ویاجغرافیای خاصی نیست.حادثه کربلا فرا قومی وفرا سرزمینی است.مربوط به همه انسان ها ،همه مکان ها وهمه زمان هاست.
استاد شهید مطهری درکتاب حماسه حسینی می نویسد:

""آیا حضرت حسین بن عل ع یک حادثه حماسی داردیاندارد؟آیا شخصیت امام حسین ع یک شخصیت  حماسی است یانیست؟

ماباید شخصیت این کسی را که هرساله برای آن مراسم سوگواری داریم ،روزها راتعطیل می کنیم وبرای عزاداری آن پول ها هزینه می کنیم بشناسیم .بایدخصوصیات اوبرای ماشناخته شود.باید بدانیم آیا شخصیت امام حسین حماسی است و واقعه کربلادرمااحساس وانگیزیش حماسه ای ایجاد می کند ؟یایک احساس تراژدی ،مصیبت ،رثا ونفله شدن ایجاد می کند؟""

استاد مطهری تاکید می کند که حادثه کربلا دوصفحه دارد .یک صفحه سفید ویک صفحه سیاه .درصحفه سیاه این حادثه عظیم ،ظلم ها وجورها وجرم وجنایات هائی می بینم که ورق هائی ازتاریخ بشریت را برای همیشه سیاه وزشت کرده است.درکربلاومسیرحرکت وتوقف اسرا ،هرجنایتی راکه یزیدیان ظالم توانستند انجام دادند.اما این واقعه سهمناک تاریخی صفحه وروی دیگری هم دارد.صفحه سفید وافتخارآمیزی که درآن حسین قهرمان حماسی آن وحادثه عاشورایک حادثه حماسی تاریخی است که می تواند به عنوان سرچشمه حقیقت ،روح تشنه حق وحقیقت طلبی همه بشریت رابرای همیشه سیراب گرداند.اول باید قهرمان بودن وحماسی بودن واقعه کربلافهمیده شود،سپس صفحه سیاه آن دیده ودررثای آن مرثیه ها گفته شود وعزادری وسوگواری کرد.

ایشان دربخش دیگری ازکتاب حماسه حسینی می فرمایند:

((اینکه گفته اند رثای حسین بن علی ع باید همیشه زنده بماند،حقیقتی است وازخود پیغمبرگرفته اندوائمه اطهارع هم نیزبه آن توصیه وتاکید کرده اند .این رثاء ومصیبت نبایدفراموش شود .این ذکر ویادآوری نبایدفراموش شود.وباید اشک مردم راهمیشه بگیرند. اما دررثای قهرمان ،پس باید اول قهرمان بودنش برای شمامشخص شودوبعد درثای قهرمان بگریید.وگرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره وبی دست وپا ی مظلوم که دیگر گریه وزاری ندارد.وگریه ملتی برای اومعنی ندارد.دررثای قهرمان بگریید برای این که احساسات قهرمانی پیدا کنید.برای اینکه پرتوی ازروح قهرمان درروح شما پیدا شود.وشماهم تا اندازه ای نسبت به حق وحقیقت غیرت پیدا کنید.شما هم عدالت خواه شوید.شما هم باظلم وظالم نبرد کنید.شما هم آزادیخواه باشید.براین آزادی احترام قائل شوید.شماهم سرتان بشود عزت نقس یعنی چه !شرف نفس یعنی چه !کرامت انسانی یعنی چه !

اگرما صفحه نورانی تاریخ حسین راخواندیم آنوقت ازجنبه رثائیش می توانیم استفاده کنیم .وگرنه بیهوده است.))

 

 

مختصری درباره زندگی وشهادت امام موسی کاظم ع

مختصری پیرامون زندگانی حضرت امام موسی کاظم ع

موسی بن جعفر معروف به امام موسی کاظم وملقب به کاظم وباب الحوائج هفتمین امام شیعیان می باشد.تولد ایشان درسال 128قمری می باش .ایشان همزمان باانتقال قدرت ازامویان به خلفای عباسیان به دنیاآمد.وی درسال 148قمری بعد ازشهادت امام صادق ع به امامت رسید .دوران امامت ایشان همزمان با خلاقت منصور،هادی ،مهدی وهارون عباسی بود.وی درسال 183قمری درزندان به شهادت رسید.

ازامام کاظم ع بیش از3000 حدیث روایت شده است. آرامگاه آن حضرت به همراه نوه اش امام جوادع  درنزدیکی بغداد ،به حرم کاظمین شهرت دارد که زیارتگاه مسلمانان بویژه شیعیان می باشد.

همسر و فرزندان

تعدادهمسران امام کاظم ع به درستی معلوم نیست. نخستین آن ها "نجمه خاتون "مادرامام رضاع است.ازتعداد فرزندان واسامی آنها گزارش های متفاوتی رسیده است.به گزارش شیخ مفید 37 فرزند (18پسرو19دختر)داشته است.ازجمله فرزندان ایشان که درمنابع موثق آمده است ،امام رضاع ،ابراهیم ،شاهچراغ ،حمزه واسحاق ست.ازجمله دختران آن حضرت ،فاطمه معصومه حکیمه خاتون می باشد.

 

انشعاب شیعه

بذر نقاق ودشمنی که دردوره های قبل ازامامت امام موسی کاظم ع توسط دشمنان اسلام ومسلمین پاشیده شده بود درزمان حیات امام موسی کاظم ع به ثمرنشست وموجب انشعاب شیعه گردید.برخی ازشیعیان مرگ اسماعیل برادرامام موسی کاظم ع راباورنکردند واورامام دانستند (فرقه اسماعیلیه ) برخی دیگرطرفدارفرزند دوم امام صادق ع عبدالله افطح شدند.گروهی ازشیعیان فرزند دیگرامام صادق ع محمددیباج را که برعلیه عباسیان قیام کرده بود امام دانستندوازاوپیروی کردند.وبالاخره جمعی ازشیعیان هم به تبعیت ازشخصی به نام تاووس امامت رابا شهادت امام صادق ع تمام شده دانستند.اگرچه بسیاری ازاین افراد پس ازآزمایش این اشخاص ودرک این حقیقت که علم آنها کامل نیست ازاطراف آنها پراکنده شدند وامامت حضرت موسی کاظم راپذیرفتند ،اما اثارشوم این انشعابات تاسالیان زیادی بین شیعیان مردم ماند وموجب سردرگمی مردم گردید.

 

ازفرمایشات امام موسی کاظم (ع)

  -  ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.

هیچ چیزی برترازعقل بین بندگان خدا تقسیم نشده است.خواب عاقل برترازشب زنده داری جاهل است.

-  مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَكَ كِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ كَفَرَ.

هركس به رأى و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل كند هلاك مى شود، و هركس اهل بيت پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم را رها كند گمراه مى گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا را ترك كند كافر مى باشد. 

-  لَيْسَ الْقَبْلَةُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَةِ وَ الْوَلَدِ الصَّغيرِ.

-  بوسيدن لب ها و دهان ـ براى يكديگر در هر حالتى ـ صحيح نيست مگر براى همسر و يا فرزند كوچك.

عوامل تباهی عقل

 عوامل تباهی عقل

یکی ازمعانی عقل " منع " است .وزانوبند شترراازاین رو"عقال "گویندکه زانوی شتررا باآن می بندندومانع حرکت نابجای آن می شوند. برخی عقل رابه دوقسمت نظری وعملی تقسیم می کنند.عقل نظری راهنما ورهبراندیشه وتفکرانسان است وعقل عملی راهنمای عملی وانگیزه اوست.

برخی ازعوامل تباهی عقل 

-         مستی گناه

مولاعلی علیه السلام فرمود:برعاقل است که خودراازمستی ثروت ،مستی قدرت ،مستی علم ،مستی مدح ومستی جوانی نگه دارد.

-         مستی شراب        (امام رضا ع)

-          خودپسندی وغرور (امیرمومنان علی ع)

-          همراهی بانادان    (امیرمومنان علی ع  )

-         گوش ندادن به نصایح خردمندان   (امیرمومنان علی ع )

-          بیهوده گوئی       (امیرمومنان علی ع )

-          شوخی زیاد        (امیرمومنان علی ع )

-          فقروتنگدستی    (امیرمومنان علی ع )

-          بیکاری                (امام صادق ع  )

-          زیاده روی درخوردن گوشت حیوانات   (امام رضا ع )

-          پرهیزازخوردن گوشت                         (امام صادق )

 

ازکتاب "مفاتیح الحیاه " آیت الله جوادی آملی 

98-دلم خنک شد

روزعیدغدیربود.مسجد محله مراسم باشکوهی به مناسبت بزرگداشت عید برگزارکرده بود.ازمجلس که بیرون آمدم طبق معمول تعدادی فقیروگدای سمج جلوی مسجد سدراه مردم  کرده بودند وبه زوروالتماس کمک می گرفتند.هرکسی ترفند خودش راداشت.درروایات دیده بودم که "تکدی گری وگدائی به خصوص بااصرار وفشار نکوهیده است".بی تفاوت ازکنارآنها ردشدم .یکی ازآنها که جوانی سی وچندساله بود باقیافه ای بسیارژولیده ولباسی ژنده درحالی که دریک دست خود دست دخترک خردسالی رابالباسهایی مندرس وچهره ای سیاه وسوخته دردست داشت ودردست دیگرش تعدادی جوراب ودستمال آشپزخانه بود ،مرتباالتماس می کرد وبااصرارطلب کمک می کرد.راستش رابخواهید وقتی که گفت :دخترم گرسنه است ودیشب هم غذانخورده است ،دلم سوخت ویاد کلام خداوند افتادم که فرموده است "واما السائل فلاتنهر"مجددا درکمک به اودچارشک وتردید شدم .راه افتادم که بروم .دنبالم آمد والتماس کرد.توجیه محکم تری برای کمک به اومی خواستم.ناگهان حدیثی ازامام صادق ع مثل برق به ذهنم خطورکرد.درحالی که این حدیث رازمزمه می کردم "مامنع رسول الله ص سائلا قط ،ان کان عنده اعطی والاقال :یائی الله به ""امام صادق ع فرمود:هرگز رسول خدا ص سائلی رامنع نکرد.اگرچیزی داشت به وی می دادواگرنداشت می فرمود:خداآن رامی آورد." ازاودستمالی خریدم ومبلغی به اوکمک کردم. خوشحال شد.دست به دعا برداشت . ازاین دعاها وخوشحالی او،آنهم دراین روز مبارک به قدری خوشحال شدم که متوجه اطراف خودم نشدم.مردی که بالباس شیک واتو کشیده روی  صندلی جلوی یک مغازه نشسته بودوماجرای مارا ازنزدیک رصد می کرد،لبخندی زد وسرش راخم کرد وازاوسوال کرد،بالاخره ازاوکمک گرفتی ؟مردکه هنوز مشغول دعا کردن بود باسرتایید کرد.مرد شیک پوش که ظاهری غلط انداز داشت لب ولوچه ای آمد وسری تکان دادوآهسته گفت : "تاوقتی که آدم های احمقی مثل اینها درجامعه است نان شما توروغن است."باآن همه احتیاط وتوجیهات دینی که داشتم این جمله مثل پتکی به سرم فرود آمد.ازشدت ناراختی صورتم داغ شد.بی مهابابرگشتم تابرخوردی تند کنم اما یادم به کلام خداوند افتاد"...واذاخاطبهم الجاهلون قالو سلاما"یواش یواش ازمعرکه دورشدم .هوای نفس مثل آتش ازدرونم شعله می کشید.باخودم درگیربودم.کسی بدون شناخت وآشنائی به من توهین کرده بود.مرااحمق خطاب کرده بود.آخرش طاقتم طاق شد ومنطق عوامانه برمنطق قرانی غلبه کرد .برگشتم ودرحضورچند نفری که به دوراین آقای روشنفکرماب حلقه زده بودند مودبانه گفتم : ظاهرا ازمنظرشمابنده یک آدم احمق ونفهمی هستم .اما من به پشتوانه فرهنگ قرآنی به این آدم کمک کردم.ولی خوب گوش کن  وببین ازنظرمن توچطورموجودی هستی ؟ چون قصد مجادله ندارم ،توجه شمارافقط به این بیت ازاشعارجناب مولوی جلب می کنم .

گوش خربفروش ودیگرگوش خر           که این سخن رادرنیابد گوش خر

دهنش ازتعجب بازماند.نیم خیزشداما نتوانست بلند شود.گویا خودش را خیلی تحویل گرفته بود.ازنگاه اطرافیان برداشت کردم که ازاین برخورد من خوششان آمده است. درحالی که دستمال خریداری شده رادردستم تکان می دادم آهسته ازآن جادورشدم .حالا دیگرآرام شده بودم .دلم خنک شده بود.راستی که نفس اماره آدمی هم بعضی اوقات نیازبه خنک شدن دارد.

97-روایت غدیرخم اززبان دانشمندان ومورخین اهل تسنن

 

حافظ بن عقده در"حدیث الولایه "به اسناد ازسهم بن حصین اسدی روایت کرده که گفت : من وعبدالله بن علقمه باهم به مکه آمدیم وعبدالله مدتها بود که بسیاربه علی ناسزا می گفت .به اوگفتم : آیا مایل هستی با این شخص ،یعنی ابوسعید خدری تجدید عهدی کنی ؟ گفت :آری .پس نزد ابوسعید آمدیم وعبدالله به اوگفت ،:آیا درباره علی منقبت وفضیلتی شنیده ای ؟ گفت : آری ،پس ازآنکه بیان کردم ، ازمهاجروانصاروقریش سئوال کن تاصدق وحقیقت آن برتوروشن شود.رسول خدا روز غدیرخم باسخنانی رسا وشیوافرمود:آیامن به مومنان ازخوشان سزاورترنیستم ؟گفتند:بلی ،واین پرسش راسه بارتکرارکرد.سپس فرمود: یاعلی نزدیک بیا. پس رسول خدادستهای علی رابالابردچندان که سفیدی زیربغلش نمودارشد،آنگاه گفت:هرکس که من مولای اویم ،علی مولای اوست.سهم بن حصین اسدی گوید:عبدالله بن علقمه به ابوسعید گفت :تواین سخنان راازرسول خدا شنیدی ؟ابوسعید گفت :بلی ،واشاره به دوگوش وسینه خود نمود.کنایه ازاینکه بادوگوش خودشنیدم ودرسینه آن راحفظ نمودم.عبدالله بن شریک گفت :پس ازاین جریان ،عبدالله بن علقمه وابن حصین نزد ماآمدندوپس ازآنکه فریضه ظهررادرهوای گرم به جا آوردیم ،عبدالله بن علقمه گفت:من به سوی خدا بازمی گردم وازناسزاهایی که به علی گفته ام ،طلب آمرزش می نمایم .وی سه باراین کلمات رابرزبان         

نقل ازکتاب "الغدیر" علامه امینی ج اول

96-دیدگاه امام خمینی (ره) نسبت به عید غدیر

 

حضرت امام خمینی می فرماید :غدیریک مساله روزاست .یعنی نباید دین را ازسیاست جداکرد.حکومت صالح وعادل ،عین اسلام ودین است.آنان که سیاست راازدین جدا می داننند،درحقیقت منکرغدیرهستند.بنابراین باید همیشه غدیررابه این معنا که گفته شد زنده نگاه داشت .ایشان درجائی دیگرمی فرمایند: این که حدیث غدیرراماحساب کنیم که می خواهد یک معنویتی رابرای حضرت امیرع یایک شانی برای حضرت امیردرست کند نیست.حضرت امیراست که غدیررا به وجود آورد.مقام شامخ اواسباب این شده است که خدای تبارک وتعالی اوراحاکم قراردهد.

95-درغدیرخم چه گذشت ؟

درروزغدیرخم خم چه اتفاقی افتاد؟

درسال دهم هجرت روز هیجدهم ماه مبارک ذیحجه ،درحالی که پیامبرگرامی اسلام باجمع زیادی ازمسلمین ازآخرین حج خود برمی گشت درنزدیکی برکه آبی به نام غدیرخم پیک وحی جبرئیل امین بروی نازل شدوازطرف پروردگارش پیام بسیارمهمی آورد.

"یاایهالرسول بلغ ماانزل الیک من ربک وان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس"

ای رسول آنچه ازجانب پروردگارت به تونازل گردیده است را ابلاغ کن .واگرچنین نکنی رسالت اوراابلاغ نکرده ای وخداوند توراازگزندمردم حفظ خواهد کرد. سوره مبارکه مائده آیه 67

پیامبراکرم ص دستورتوقف کاروان بزرگ زائران رامی دهد.مردم به دوررسول گرامی جمع می شوند .دستورتوقف درآن گرمای نیم روزی وآن افتاب سوزان برای مسلمانان وزائرانی که برای رفتن به وطن خود عجله داشتند  بسیارتعجب برانگیزورازآلود است.اما همگی می دانستند که حتما امرمهمی است که پیامبرخدا دستورتوقف وجمع شدن افراد راداده است.

پیامبراکرم ص دستورمی دهد تا ازجهاز شتران منبری درست شود وخود بربالای آن می رود.سپس درخطبه ای غرا ونسبتا طولانی ابتدا خداوند سبحان راحمد وستایش می کند واورابه وحدانیت وبی همتائی می ستاید .سپس فرازی چند پیرامون صفات وذات خداوند متعال می فرمایند.

الحمدالله الذی علافی توحیده    (حمد وستایش پروردگاری که درعظمت بی همتاست)

.......

وجل فی سلطانه                   (وسلطنت اوباعظمت است)

.....

وباری المسموکات                 (آفریننده آسمان ها ست)

وداحی المدحوات                   (گستراننده کهکشان هاست)

.......

قدفهم السرائر وعلم الضمائر،ولم تخف علیه المکنونات

به اسراربندگان دانا وبه رازهای درونی آنها بینا است وهیچ اندیشه ای ازاوپنهان نیست.

.......

.......

 

اشهد له بالربوبیه ،واودی ما اوحی الی حذرا من ان لا افعل فتحل بی منه قارعه لا یدفعها عنی احد وان عظمت حیلته وصفت خلته

گواهی می دهم به خداوند وانجام می دهم آنچه را که به من وحی فرماید،اگرخودداری کنم ازابلاغ آنچه به من وحی شده می ترسم به بلائی دچارشوم که احدی نتواند ازمن دفع نماید،هرچند تدبیراوزیادباشد.

......

بالاخره پیامبرگرامی پرده ازرازی که جماعت حاضرمسلمین راکنجکاوکرده بود برداشت وچنین ادامه داد:

فاوحی الی :

بسم الله الرحمن الر حیم ،یاایها الرسول بلغ ما انرل الیک .....................

وبعد ادامه داد وفرمود :

جبرئیل علیه السلام سه مرتبه برمن نازل شد وسلام پروردگاررابه من رساند . پروردگارنامش سلام است. ومرامامورکرد که دراین مکان قیام کنم وآنچه که ابلاغ کرده است ابلاغ کنم .

...اعلام می کنم که علی ابن ابیطالب برادرمن ووصی من وجانشین من وامام بعدازمن است.

....پیامبرص فرمود : ازجبریل سوال کردم آیا ممکن است که خداوند مرا ازاین ابلاغ معاف فرماید.

چراکه پرهیزگاران اندک هستند ومنافقین بسیارهستند.

اما دستورخداوند متعال روشن وآشکاروباجدیت صادرشده بود.وپیامبرمجبوربه ابلاغ بود.

.....

آنگاه فرمودند : فاعلموامعاشرالناس ..........

ای مردم آگاه باشید که خداوند علی راسرپرست وپیشوا برشما قرارداده وبه این سمت منصوب نموده واطاعت اورابرمهاجروانصار،شهری بیابانی ،عرب وعجم ،بنده وازاده ،کوچک وبزرگ ،سفید وسیاه

وهمه مردم واجب فرموده است.

........

ای مردم مبادا علی را تنها بگذارید وازاودوری کنیدوازپیشوائی اوسرپیچی نموده وتکبرکنید.

....اوتنها کسی است که شما رابه حق رهبری می کند.

بعد ازآن پیامبراکرم ص برخی ازامتیازات آشکارومخفی مولاعلی علیه السلام را که بسیاری ازآنها برای مسلمانان ونزدیکان پیامبرشناخته شده بود برشمردند.

-- علی اول کسی است که به خدا ورسول ایمان آورد.

-- کسی است که برای حفظ جان رسول خدا ازجان خود گذشت.

-- اولین کسی است که همراه من ،خدا راعبادت کرد.

.......

--ای مردم علی طرفدارحق است وخدوند درکتاب خود فرموده است "متمردین هنگام مرگ حسرت واندوه می برند که چرا ازطرفدارحق دوری کرده اند"

.....

-- ای مردم درفهم قرآن دقت وتامل کنید.آیات کتاب خدارابفهمید.به محکمات آن توجه داشته باشید.درمتشابهات آن پیروی ازهوای نفس نکنید.به خداسوگند هرگز روشن نمی نماید برشما نواهی قران راوواضح نمی کند برشما تقسیرکتاب خدارابه جز کسی که من دست آن راگرفته ام ونزد خود قرار داده ام وبازوی اورابلند کرده ام .....

.....

--علی وپاکان ازاولاد اوثقل اصغروقران ثقل اکبراست واین دوازهم جدا پذیرنیستند تادرقیامت که برمن وارد شوند.

-- اوشمارابه قران دعوت می کند

-- اوعامل به اعمالی است که مورد رضای پروردگاراست.

-- اوبادشمنان قران به جنگ برمی خیزد.

-- باپیروان قران دوستی می کند.

-- مردم راازمعصیت خدا بازمی دارد.

........

بعد ازشمردن بسیاری ازویژگی های شخصیت مولاعلی علیه السلام وشاهد گرفتن خداوند براینکه پیام اورابه مردم رسانده است ،فرمود:

 

الهم وال من والاه وعاد من عاداه والعن من انکره واغضب علی من جحد حقه

وبعد به دلیل کثرت جمعیت ازمردم حاضردرصحنه اقرارزبانی گرفت ومراسم تبریک وتهنیت به مولاعلی علیه السلام ازطرف مسلمانان بویژه بزرگان واکابراقوام برگزارگردید ودرآخرپیامبرگرامی اسلام با این دعا به مراسم غدیرخم خاتمه دادند.

 

الهم اغفرللمومنین والمومنات واغضب علی الکافرین والحمدالله رب العالمین .

 

وحقیرعرضه می دارد ،ان شاءالله خداوند کریم توفیق شناخت ومعرفت مولا علی علیه السلام وفرزندان بزرگوارآن حضرت رابه همه مسلمین ،بویژه شیعیان ایشان عنایت فرماید ودرسایه لطف وعنایت خودشان محبت مولا وسایراهل بیت علیه السلام را به همه ما تفضل فرماید که به جزپیروی ازاین بزرگان وقدم گذاشتن درباغ حکمت ومعرفت آنها وخوشه چینی ازمزرعه قول وفعل ایشان ،هرچه هست سراب ودروغ است .به قول حافظ شیرازی :    

سبزاست درودشت بیاتا نگذاریم      دست ازسرآبی که جهان جمله سراب است.  

درحقیت سرچشمه معرفت وعلم هدایت ،فقط دراختیارخاندان رسالت وامامت است .وبقیه هرچه هست سراب است.  

     پس جادارد ازسویدای دل ازآن بزرگواران بخواهیم که مارا به شیعه بودن ومحب بودن خودشان بپذیرند وهمواره این شعرلسان الغیب را زمزمه کنیم که

چوکحل بینش ما خاک آستانه شماست                    کجارویم  بفرما ازاین جناب کجا

                                                                                                                                                           والسلام

94- پدیده شوم بی عدالتی درکشور

به نام خدا

پدیده شوم بی عدالتی درکشور

چراپارتی بازی وبی عدالتی درکشوراسلامی وانقلابی ما بیداد می کند؟

 

عدالت چیست ؟

عدالت عبارت است ازاینکه هربشری به موجب خلقت خود وبه موجب استعداد وکاروفعالیت خودش ،استحقاقی دارد که باید به اوداده شود ویابه او برسد.

نقطه مقابل عدالت ظلم است .یعنی آنچه که فردواحاد ملت حق دارند به آنها داده نشود. ویابه آنها نرسد.

نقطه دیگرمقابل عدالت تبعیض است.تبعیض به معنی این است که دوفردکه درشرایط مساوی قراردارند ،یک موهبتی رابه یکی ازآنها بدهند وبه دیگری ندهندوازاودریغ کنند.

بنابه تعریفی دیگر عدالت درفارسی به معنی همان داد است وظلم وتبعیض هم به معنی بیداد است .

به قول استاد مطهری عدالت یعنی هرچیزی رادرجای خود گذاشتن وظلم برعکس آن است.

امام صادق ع می فرماید :

سه چیزاست که تمام مردم دنیا به آن نیازمندند.

1 امنیت وآرامش 2 عدالت ودادگستری 3 فراوانی نعمت وارزاق عمومی همچنین ازامام صادق ع منقول است که انسان ها تازمانی که میان آنان عدالت تحقق نیابد وتبعیض نباشد به رفاه واقعی وغنی نمی رسند.

مولاعلی علیه السلام می فرماید:

بالعدل تصلح الرعیه

یعنی ملت باعدل اصلاح می شود.

حال این سوال مطرح است که اگرریشه عدالت درفطرت انسان ها ست وعدالت خواهی یک کمال است ورعایت عدل وداد وعدالت موجب اصلاح امت است وامورمردم راسامان می بخشد،چه عواملی باعث می شود تابی عدالتی وتبعیض درنظام جمهوری اسلامی که مبانی نظری حکومت آن برپایه عدالت ودادگستری است همه گیرشود .تاآن جا که شائبه تولید فساد ازبرخی ازدستگاه های اجرائی آن لقله زبان ها وقلم های دیگران وحتی دلسوزان نظام شود؟

-        آیا مسئولین ومتولیان ما عدالت وترویج عدل وداد راباورندارند؟

-        آیاحکومت دینی ازاداره امورمملکت ومردم عاجزاست؟

-        آیا مردم تشنه عدل وداد هستند ولی به دلایل شناخته شده ونشده مسئولین دراجرای عدالت سهل انگاری می کنند؟

-        آیامردم ومسئولین همگی به دنبال یک جامعه پرازعدل ودادهستند ولی عامل یاعواملی دیگری که دراختیارویاتوان آنها نیست مانع اجرای عدالت درسطح جامعه می شودومردم ازاین نعمت بی بدیل محروم می شوند.

دربررسی وتحلیل سیرحرکت انقلاب درنزدیک به چهاردهه گذشته وحتی دوران ستم شاهی قبل ازانقلاب به عوامل وفاکتورهائی می رسیم که همواره مانع اجرای عدالت درحوزه های اقتصادی ،سیاسی واجتماعی کشورشده است.

ازجمله عواملی که بیشترین سهم رادرعقب ماندگی کشوروعقیم شدن رشد وتوسعه وگسترش بی عدالتی وتبعیض داشته است ،رانت دادن ورانت خواری ودرنتیجه ظهور طبقات اجتماعی ویاقبیله های رانت بازورانت خواراست.

رانت چیست؟

رانت یک امتیاز است که درحوزه های مختلف اقتصادی ،سیاسی ومراکزقدرتی تولید ومبادله می شود.واین امتیازات ویژه مشمول حال دیگران ویاقاطبه ملت نمی شود.

درواقع هرامتیاز غیرقانونی وغیرشرعی که خارج ازمقررات جاری وقابل قبول مردم به فرد ،گروه ،حزب ویاطبقه ای داده شود رانت است .این گونه رانت ها رقابت انسان ها راازبین می برد ومقوله کاروتلاش راکه شرط اساسی رشد وتوسعه یک ملت وتثبیت کننده نظام سیاسی آن کشوراست دچاررکود وسستی می کند.خلاقیت ها ازبین می رود وجوانان وافراد فعال وتحصیلکرده جامعه یاجذب بازارکارغیرمولد می شوند ویاهم علی رغم میل باطنی خود وخانواده شان مجبوربه ترک سرزمین ودیارخودمی شوند.

اگرچه درموقعیت های تعریف شده وکارشناسی شده،می توان ازرانت ودادن امتیازهای ویژه به فرد وگروهی خاص ، به عنوان مشوق هائی  درجهت شکوفائی اقتصاد وپیشرفت کشور استفاده کردوتجربه ملت های پیشرفته تایید کننده این مطلب می باشد اما دراین جا منظورمااز رانت همان امتیازهای غیرقانونی وغلطی است که موجب هرج مرج نظام اداری کشورمی شود ومردم رانسبت به اصل حکومت بدبین ومتنفرمی می کند.

پروسه نامشروع رانت دادن ورانت خواری ،منجربه ایجاد بستری مسموم وخطرناک می شود که بسیاری ازامراض وبیماری های اقتصادی وسیاسی واجتماعی درآن رشد می کنند وبه بدنه جامعه سرایت می کنند.این مولود نامشروع ابتدادرحوزه های محدود ستادی وتصمیم گیرنده حکومتی متولد می شود وطولی نمی کشد که به مسئولین میانی وازآنجا به سازمان ها ،ادارات ونهادهای اجرائی سرایت می کند .درنتیجه امورمملکت ومردم بادرنظرداشتن همین چرخه معیوب حل وفصل می شود.

نتیجه این بده بستان های نامشروع ونامعقول کم کاری ،فساد،رشوه ،اختلاس ودست اندازی به حقوق حقه مردم وارباب رجوع می باشد.

ازاین ها خطرناک ترایجاد طبقات اجتماعی نوظهوری است که به دنبال این رویکردبرای نزدیک شدن به مراکزقدرتی وتصمیم گیری وبرای رسیدن به منابع وامکانات عمومی کشورازهرنوع سعی وکوششی دریغ نمی ورزند.بین این طبقات ودولتمردان ارتباطات گسترده ومحکمی به صورت مخفیانه برقرارمی شود .هرکدام برای تعریف جایگاه خود وتثبیت آن درموقعیت های متفاوت ،ازبیت المال وامکانت سخت افزاری ونرم افزاری حکومت به دیگری وام می دهد.

متاسفانه علی رغم همه تلاش های دلسوزان نظام وانقلاب ،وبه دورازنگاه های گروهی وحزبی ،قسمت عمده پیکره دولت ها ازاین طبقات تشکیل می شوند.

حضور هسته های رانت خوارورانت پرور درپیکره دولت ها وتشکیل لابی های پیچیده وتوانمند،مانع هرگونه اصلاح ویاحرکت انقلابی است که توسط برخی نیروهای دلسوزوکارآمددنبال می شود.

درداخل یک دولت ،دستگاه قضائی واجرائی ودرمجموع هیئت حاکمه یک کشورکه به مرض رانت خواری مبتلاشده است ،فساددرمفهوم کلان خودچون یک دیوپلید وسیاه درآسمان زندگی مردم ظاهرمی شود وعلاوه برایجادعدم امنیت وآرامش دربین مردم ،کارهای خوب وارزشمند دولت ها ونیروهای مسئول وپاسخگوراهم زیرسوال می برد.

 انواع رانت :

-        رانت قضائی .به مفهوم دستکاری ساختارومحتوی تشکیلات ومقررات دستگاه قضا به نحوی است که امکان پی گیری تخلفات کلان دولت ها ودستگاه های اجرائی وافراد دانه درشت ازآن گرفته شودویاامکان پشتیبانی ازیک دولت خدمتگزارونیروهای دلسوزومخلص رانداشته باشد.

-        رانت اطلاعاتی

-        رانت تورم وجهش های بی قاعده وغیراصولی درحوزه اقتصادی

-        رانت سیاسی

-        رانت فرهنگی به خصوص درحوزه رسانه

-        رانت خواری موسسات به اصطلاح خیریه وکمک رسانی

-        رانت خواری درحوزه ان جی اوها

به طورمختصرپیشنهادات زیر درسطح کلان کشوردرجهت حذف ویاتعدیل رانت ورانت خواری واصلاح امورارائه می گردد.

 

-        شفاف سازی تصمیمات واقدامات مسولین ومتولیان اموروآشکارسازی  فرآیند گردش کاراین فعالیت ها درهمه عرصه های اقتصادی ،سیاسی واجتماعی

-        طراحی وتقویت دستگاه های نظارتی وکنترل کننده درکشور

-        استفاده ازنظرات وپیشنهادات اساتید ،کارشناسان وصاحب نظران دانشگاه ها وحوزه علمیه ودعوت ازافراد متخصص وصاحب ایده برای شرکت دراطاق های فکروتصمیم سازی دولت ها(البته به دورازگزینش های معمول ومرسوم)

-        پاسخگوبودن مسولین به مردم دردستگاه های قانون گذاری ،قضا ئی واجرائی(منظورازمردم همین مردم کوچه وبازاروشهرورستاست)

-        طراحی سازوکارهای درست واصولی وپایداربرای اخذ وبکارگیری نظرات مردم ،به دورازفضاسازی های تبلیغاتی وپروپگاندائی

-        استقبال ازمقوله نقد ونقادی به مفهوم درست آن دراطاق های فکرومراکزتصمیم سازی وتصمیم گیری ودستگاه های اجرائی کشور

-        تشویق گروه ها وجمعیت ها به تشکیل حزب

ونظارت وهدایت این احزاب درجهت حرکت روبه جلوی مملکت  

- اصلاح ساختارپیچیده وناکارامد دولت وسبک کردن پیکرسنگین وزمین گیردولت ودستگاه اجرائی

- واگذاری درست واصولی وظائف غیرحاکمیتی دولت به مردم وپررنگ کردن وظائف نظارتی وهدایتی دولت درحیطه مختلف

- راه اندازی وتقویت دستگاه های نظارتی درحوزه های اقتصادی مانند سازمان های بورس کالاوانجام بسیاری ازخریدوفروش ها ازطریق این تشکیلات ها

- ایجاد یک انقلاب تمام عیارونه اصلاح ورفورم درامورآموزشی وتربیتی کشوربویژه آموزش وپرورش ،خاصه دوره ابتدائی (تاوقتی که خواسته هاومطلوب های مورد نظر یک حکومت دردوره های تحصیلی سطوح پائین آموزش وپرورش که اساسا دراین دوره ها شخصیت نونهالان کشور شکل می گیرد دیده نشود هیچ اتفاق چشمگیری رخ نخواهد داد.)

- زنده کردن تعاونی های تولید،توزیع ومصرف درحوزه های اقتصادی واجتماعی بانگرش مثبت والهام گرفتن ازفرهنگ دینی وقرانی وقانون اساسی (به تبعیت ازقانون اساسی کشور)

- ودرنهایت بذل توجه ویژه به آموزش های عمومی مردم درسطوح مختلف درجهت قانون پذیری ،مسئولیت پذیری وپاسخ گوبودن ودرمجموع آموزش مهارت های لازم برای آماده کردن یک شهروند مسلمان وکارآمد.

- استفاده ازتجربیات دیگرکشورها وملت ها ئی موفق ،بویژه مردم وملت هائی که وجوه اشتراک فرهنگی وسرزمینی بیشتری بامردم ایران دارند.

- انتخاب رویکرد ایجادتفاهم وهمدلی بین مسئولین ،نخبگان سیاسی وخاصه مردم

 

البته پرواضح است که این پیشنهادات واین مهمات به اجراومنصه ظهورنمی رسد مگرباحضورفعال نیروهای مومن ،انقلابی ،دلسوزوولایت مدارکه وام داروبدهکارهیچ گروه وشبه حزبی نیستندوقرارنیست خود به خیل رانت خواران ورانت بازان موجود بپیوندند.البته شرکت مدیران ونیروهای حزبی دراداره امورمملکت ،به شرط داشتن حزب به معنای واقعی وداشتن مواضع روشن وتایید شده ازطرف حاکمیت ورعایت شایسته سالاری دردرون همان تشکیلات نه تنها مانعی برای رشد وتوسعه مملکت نیست ،بلکه به دلیل شفاف بودن مواضع این افراد وارتقاء کمی وکیفی حق انتخاب مردم ،کاردرست وبه جائی است .بسیاری ازاین ضربه ها وضایعه های سخت وغیرقابل جبرانی که توسط مدیران سطح بالای حکومت به مردم وارد می شود،درنتیجه روشن نبودن مواضع وسمت وسوگیری های مخفیانه وزیرزمینی همین مسئولین است.به نظرمی رسد دریک پروسه درازمدت تشکیل حزب وآموزش مردم برای آشنا شدن با قاعده بازی دراحزاب ،خود ازجمله اموری است که ازرانت ورانت خواری ودرنتیجه پارتی بازی ،رشوه خواری ،تولید آقازاده هاویقه سفید های خودبین وطرح  شوخی های بی مزه ای ازقبیل نژاد بهترو ژن برترممانعت می کند.

93-الماس های درخشان

الماس های درخشان

امروزسالگرد بازگشت افتخارآفرین آزادگان سرافراز ملت به دامان وطن اسلامی می باشد.برای تقدیرازاین عزیزان که اسوه والگوی مجاهدت وایثاردرجبهه های حق علیه باطل وصبرومقاومت درزندان ها وبیدادگاه های دشمن بعثی بودند، فرازی ازفرمایشات مقام معظم رهبری راکه دریکی ازاین دیدارها ومالاقات بااین عزیزان داشتند ،به ساحت مقدس آنها هدیه می کنیم وازخداوند منان می خواهیم که به آنها عاقبت به خیری وبه ما توفییق پاسداشت ازمیراث بی بدیل آنها که همان ارزش ها وحماسه هائی است که خلق کردند عنایت بفرماید.همچنین به مسئولین ما توان فکری وعملی ادامه راه این فرزندان راستین ملت رابدهد.ان شاء الله

رهبرمعظم انقلاب اسلامی دردیدارآزادگان فرمودند:

"دوران پررنج اسارت آزادگان ما را به الماس‌هایی درخشان تبدیل کرده است.

ایشان با اشاره به نیاز همیشگی جامعه به آگاهی و عبرت‌آموزی از داستان زیبای ایستادگی آزادگان، از کم‌کاری در زمینه‌ی بازخوانی و بازگویی حقایق دوران اسارت این عزیزان در عرصه‌های مکتوب و هنری انتقاد کردند.

رهبر انقلاب افزودند: باید چندین برابر کتاب‌های چاپ‌شده درباره‌ی خاطرات و واقعیت‌های دوران اسارت کتاب نوشته شود و هنرمندان و مسئولان رسانه‌ها در سطح عالی به تهیه‌ی فیلم و برنامه از آن دوران تاریخی بپردازند.

ایشان آزادگان را ذخائر و سرمایه‌های اسلام، جمهوری اسلامی و ملت ایران دانستند و با اشاره به بازگشت پیروزمندانه‌ی آنان به عنوان تحقق یک وعده‌ی الهی افزودند: امروز که ملت ایران با سلطه‌گران و زیاده‌خواهان جهانی در حال مقابله است، به عبرت و تأمل در این سنت الهی احتیاج جدی دارد.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: آن روز که فرزندان ملت در اردوگاه‌ها و شکنجه‌گاه‌ها اسیر بودند، بر حسب ظاهر دریچه‌ی امیدی بر روی آنان باز نبود، اما به علت پایبندی و عمل به آن‌چه پروردگار فرموده است، سنت صادق الهی درباره‌ی آنان محقق شد و سرافراز و پیروزمند به میهن بازگشتند و دشمنان آنان به زباله‌دان تاریخ پیوستند.

ایشان افزودند: امروز نیز ملت ایران در مقابل امریکا دچار چالش‌هایی است که اگر همچون آزادگان عزیز، ‌ به آنچه خدا گفته است عمل نماید، بدون هیچ تردیدی بر اساس وعده‌های راستین پروردگار پیروزی از آنِ او خواهد بود."

92-کاخ یا کوخ

کاخ یاکوخ!

.من زنی رادیدم که کوله باری ازستم برپشت داشت وچه سنگین می رفت 

ومسئولی به ظاهرمردمی که فرمان "پورشه" رمشت داشت وچه سبک می رفت

   راستی :

این زن ، چه آسان وسبک، سنگینی ظلم تاریخ را برپشت خود می کشد!

حاشا ،به غیرت کسانی که به رنج ومرارت وصداقت این مادرکه مردخانه است خیانت کنند.

راستی هرگزبا خود اندیشیده ای  که :

"مسئولیت چه واژه سنگینی است .وچه سبک انگاشته اند کسانی که سبک ازجا برمی خیزند ومی نشینند وبامختصرنسیمی که بوی قدرت ورفاه می دهد سرکه نه ،راس می چرخانند ودلق رنگین تملق می پوشانند."

.....چه سخت وسنگین است بارمسئولیت در نظام جمهوری اسلامی !

مولای ومقتدای ما که قراراست ما شیعه وپیرواوباشیم می فرماید:

سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود، و یاران ، حجّت را بر من تمام نمی کردند، و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران ، و گرسنگی مظلومان ، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته ، رها می نمودم ، و آخر خلافت را به کاسه اوّل آن سیراب می کردم ، آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی گوسفندی بی ارزش تراست .

.....چه سخت وسنگین است بارامانت رابه منزل ومقصود رساندن !

رهبرانقلاب  می فرماید:

 عدالت هم در مکتب امام بسیار برجسته است. اگرچه به یک معنا عدالت هم از همان عقلانیت و نیز از معنویت برمیخیزد، اما برجستگی بُعد عدالت در منظر امام بزرگوار، آن را به طور مشخص‌تری در مقابل ما قرار میدهد. از اول پیروزی انقلاب، امام تکیه‌ی بر طبقات ضعفا را اصرار کردند، تکرار کردند، توصیه کردند. تعبیر «پابرهنگان» و «کوخ‌نشینان» جزو تعبیراتی بود که در کلام امام بارها و بارها تکرار شد. به مسئولین اصرار داشتند که به طبقات محروم برسید. به مسئولین اصرار داشتند که از اشرافی‌گری پرهیز کنند. این، یکی از توصیه‌های مهم امام بزرگوار بود. ما نباید اینها را فراموش کنیم. آفت مسئولیت در یک نظامی که متکی به آراء مردم و متکی به ایمان مردم است، این است که مسئولین به فکر رفاه شخصی بیفتند؛ به فکر جمع‌آوری برای خودشان بیفتند؛ در هوس زندگی اشرافی‌گری، به این در و آن در بزنند؛ این آفت بسیار بزرگی است. امام خودش از این آفت بکلی برکنار ماند و مسئولین کشور را هم بارها توصیه میکرد که به کاخ‌نشینی و به اشرافی‌گری تمایل پیدا نکنند، سرگرم مال‌اندوزی نشوند، با مردم ارتباط نزدیک داشته باشند. ماها که آن روز جزو مسئولین بودیم، امام دوست میداشت که با مردم ارتباط داشته باشیم، مأنوس باشیم؛ اصرار داشت که خدمات به اقصی نقاط کشور برده شود؛ مردم نقاط دور، از خدمات عمومی کشور بهره‌مند شوند. اینها ناظر به آن بُعد عدالت امام بزرگوار بود. امام اصرار داشت که مسئولین از میان مردم انتخاب شوند، از خود مردم باشند، وابستگیها ملاک قبول مسئولیتها نباشد. وابستگی به شخصیتها، به فامیلها، بلای هزار فامیلی که در دوران قاجار و دوران پهلوی بر سر این کشور آمد، امام بزرگوار ما را نسبت به این قضیه حساس کرده بود. گاهی در مقام تعریف از یک مسئولی میگفتند: این از دل مردم برخاسته است. ملاک را این میدانستند. از نظر امام بزرگوار، تکیه‌ی به ثروت و تکیه‌ی به قدرت برای گرفتن مسئولیت، جزو خطرهای بزرگ برای کشور و برای انقلاب بود. خب، اینها ابعاد خط امام است.

 

.......وچه تلخ وناگواراست اگرروزی وعده ها به قربانگاه وعید روند والبته که خداوند خود  بهترین صادق الوعد است.