92-کاخ یا کوخ
کاخ یاکوخ!
.من زنی رادیدم که کوله باری ازستم برپشت داشت وچه سنگین می رفت
ومسئولی به ظاهرمردمی که فرمان "پورشه" رمشت داشت وچه سبک می رفت
راستی :
این زن ، چه آسان وسبک، سنگینی ظلم تاریخ را برپشت خود می کشد!
حاشا ،به غیرت کسانی که به رنج ومرارت وصداقت این مادرکه مردخانه است خیانت کنند.
راستی هرگزبا خود اندیشیده ای که :
"مسئولیت چه واژه سنگینی است .وچه سبک انگاشته اند کسانی که سبک ازجا برمی خیزند ومی نشینند وبامختصرنسیمی که بوی قدرت ورفاه می دهد سرکه نه ،راس می چرخانند ودلق رنگین تملق می پوشانند."
.....چه سخت وسنگین است بارمسئولیت در نظام جمهوری اسلامی !
مولای ومقتدای ما که قراراست ما شیعه وپیرواوباشیم می فرماید:
سوگند به خدایی که دانه را شکافت و جان را آفرید، اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود، و یاران ، حجّت را بر من تمام نمی کردند، و اگر خداوند از علماء عهد و پیمان نگرفته بود که برابر شکم بارگی ستمگران ، و گرسنگی مظلومان ، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته ، رها می نمودم ، و آخر خلافت را به کاسه اوّل آن سیراب می کردم ، آنگاه می دیدید که دنیای شما نزد من از آب بینی گوسفندی بی ارزش تراست .
.....چه سخت وسنگین است بارامانت رابه منزل ومقصود رساندن !
رهبرانقلاب می فرماید:
عدالت هم در مکتب امام بسیار برجسته است. اگرچه به یک معنا عدالت هم از همان عقلانیت و نیز از معنویت برمیخیزد، اما برجستگی بُعد عدالت در منظر امام بزرگوار، آن را به طور مشخصتری در مقابل ما قرار میدهد. از اول پیروزی انقلاب، امام تکیهی بر طبقات ضعفا را اصرار کردند، تکرار کردند، توصیه کردند. تعبیر «پابرهنگان» و «کوخنشینان» جزو تعبیراتی بود که در کلام امام بارها و بارها تکرار شد. به مسئولین اصرار داشتند که به طبقات محروم برسید. به مسئولین اصرار داشتند که از اشرافیگری پرهیز کنند. این، یکی از توصیههای مهم امام بزرگوار بود. ما نباید اینها را فراموش کنیم. آفت مسئولیت در یک نظامی که متکی به آراء مردم و متکی به ایمان مردم است، این است که مسئولین به فکر رفاه شخصی بیفتند؛ به فکر جمعآوری برای خودشان بیفتند؛ در هوس زندگی اشرافیگری، به این در و آن در بزنند؛ این آفت بسیار بزرگی است. امام خودش از این آفت بکلی برکنار ماند و مسئولین کشور را هم بارها توصیه میکرد که به کاخنشینی و به اشرافیگری تمایل پیدا نکنند، سرگرم مالاندوزی نشوند، با مردم ارتباط نزدیک داشته باشند. ماها که آن روز جزو مسئولین بودیم، امام دوست میداشت که با مردم ارتباط داشته باشیم، مأنوس باشیم؛ اصرار داشت که خدمات به اقصی نقاط کشور برده شود؛ مردم نقاط دور، از خدمات عمومی کشور بهرهمند شوند. اینها ناظر به آن بُعد عدالت امام بزرگوار بود. امام اصرار داشت که مسئولین از میان مردم انتخاب شوند، از خود مردم باشند، وابستگیها ملاک قبول مسئولیتها نباشد. وابستگی به شخصیتها، به فامیلها، بلای هزار فامیلی که در دوران قاجار و دوران پهلوی بر سر این کشور آمد، امام بزرگوار ما را نسبت به این قضیه حساس کرده بود. گاهی در مقام تعریف از یک مسئولی میگفتند: این از دل مردم برخاسته است. ملاک را این میدانستند. از نظر امام بزرگوار، تکیهی به ثروت و تکیهی به قدرت برای گرفتن مسئولیت، جزو خطرهای بزرگ برای کشور و برای انقلاب بود. خب، اینها ابعاد خط امام است.
.......وچه تلخ وناگواراست اگرروزی وعده ها به قربانگاه وعید روند والبته که خداوند خود بهترین صادق الوعد است.
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.