صدق اززبان خواجه شیراز
بسم الله الرحمن الرحیم
به صدق کوش که خورشید زایدازنفست که ازدروغ سیه روی گشت صبح نخست
"ای حافظ ،سخن توهمچون ابدیت بزرگ است.زیرآن راآغازوانجامی نیست.کلام توچون گنبدآسمانهاتنها به خود وابسته است.لاجرم ،میان نیمه غزلت ،بامطلع ومقطع آن فرقی نمی توان گذاشت.چون همه آیت جمال وکمال است.اگرروزی دنیابه سرآید،ای حافظ آسمانی ،آرزو دارم که تنها باتوودرکنارتوباشم.همراه توباده بنوشم،وچون توعشق ورزم ،زیرااین افتخارزندگی من ومایه حیات من است.
این بریده ای ازکلام زلال وجاری شاعر وادیب مشهورآلمانی "گوته" است که دروصف حافظ وشعراوگفته ویانوشته است.
گوته که خودچون شاهبازی همواره درآسمان ادب وفرهنگ جهان سیروصیرورت می کند،غزل های حافظ راهمه آیات "جمال وکمال "می داند.
ماهم به نشانه تعظیم وتکریم ازخواجه شیراز ،سربرسجاده اخلاص وصفای اومی گذاریم وباترنم این بیت ازغزل زیباوجاودانه اش ،تلاش می کنیم تاگوشه ای اززحمات اوراپاس داشته وشکراندیشه بلنداورابه جاآوریم.ازخداوندعلیم می خواهیم که جامعه مسلمان ورشید ماراباروح وافکارعاشقانه این مانوس عالم وحی وحافظ کتاب خداآشناکندوازحلاوت وسکرزمزمه های شبانه اش شعله ای ازعشق ومستی به عارفان ما،وازنگاه عالمانه وعمیق اوبه دنیا ومافیها،روزنه ای ازنوروروشنائی به عالمان ما،وازپندواندرزدلسوزانه اش ،ساعاتی تفکروتامل به واعظان ماوازسیردرآفاق وانفسش ،لحظاتی دریدن پرده غفلت وبی خبری به زاهدان ماعنایت فرمایند.
ازباغ حیات بی حدیقه اش ،تنها به برگ سبزی که هدیه این درویش بی نواست بسنده می کنیم ونصیحت مشفقانه اش را سرلوحه کتابت خودقرارمی دهیم وبی وقفه زبان رابه دارسکوت وگوش رابه دیواراندیشه والای اوبه صلیب عشق می کشانیم،زیرا:
بربساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست یاسخن دانسته گوای مردعاقل یاخموش
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.