103-اوصاف وویژگی های حاکم وکارگزاران نظام اسلامی

اوصاف وویژگی های حاکمان وکارگزاران اسلامی

ایمان وتقوی

ازجمله ویژگی های شخصیتی حاکم وکارگزار اسلامی داشتن ایمان وتقوی است.حاکم اسلامی باید دراین زمینه دارای خصوصیتی برجسته باشد وبین ملت خوداشتهارداشته باشد.

عدالت محوری

رسول گرامی (ص ) فرمود: یک لحظه امام عادل ازعباده هفتاد سال برتراست (غررالحکم)

مولاعلی علیه السلام فرمود:العدل جنه الدول (عدالت سپرمحافظ حکومت هاست)

عدالت درنگاه اسلامی معانی ومفاهیم عمیق وگسترده ای درزندگی جمعی وفردی  اشخاص فراددارد.حاکم وکارگزاراسلامی می باید دراندیشه ،زبان وعمل خود عادل باشد.دراداره امورمسلمین ومردمی که تحت حکومت اوهستند درهمه زمینه ها به عدل رفتارکند.

مسئولیت پذیری

رسول گرامی می فرماید:

کلکم راع وکلکم مسئول عن رعیته .فالامیرعلی الناس راع وهومسئول عن رعیته ..

(آگاه باشید همه شما دربرابرتعهدات خود ،نگهبان ومسئولید.پس حاکم درمقابل دربرابرمردم مسئول ومتعهد است.

ساده زیست باشد.

درنظام اسلامی تلاش برای یک زندگی مناست وبهترهمراه باحفظ ارزش های دینی وقرانی مورد ستایش وتقدیس است اما  کسی که زمام امورمردم رابرعهده می گیرد باید ساده زیست ومردمی باشد به نحوی که این سادگی موجب نزدیکی هرچه بیشترمردم باحکومت شود.ویکرنگی وصمیمیت دراین ارتباطات موج بزند.

بخشنده ومهربان باشد

امام سجاد(ع )می فرماید:حاکم باید مانند پدری مهربان برای مردم باشد.

بخشش دربستری ازمهربانی وعدالت مورد نظر معصوم ع می باشد.

خیرخواه مردم باشد

مولاعلی ع می فرماید: .....فاماحقکم علی فالنصحیه لکم...(نهج البلاغه ) واما حق شمابرمن این اس که خیرخواه شماباشم

مدیرخوب بودن

حاکم وکارگزار اسلامی بایدبتواند باداشتن سعه صدروباعلم ودانشی که شایسته اداره یک حکومت اسلامی است امورمملکت رادرعرصه های مختلف اقتصادی ،سیاسی ،فرهنگی ونظامی اداره کند.

بااندیشمندان وفرهیختگان متعهد مشورت کردن وازآن ها برای اداره امورکمک گرفتن وازافراد بخیل ،دروغ گو .متملق وچاپلوس دوری کردن ازتوصیه های امام علی علیه السلام است.

زیرک وکیس وبابصیرت بودن

حاکم باید دشمن شناس ،مردم شناس ،راه شناس وهدف شناس باشد.همچنین رازداروامین باشدودرمسیرهدایت مردم ازهیچ تلاش وکوششی دریغ نورزد.

عالم وآگاه وآشنا به امورباشد

حاکم باید عالم وآگاه به مسائل سیاسی ،اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی باشد.وازافراد متخصص وکاردان وشایسته درجهت  اداره امورمملکت استفاده کند.

انقلابی وشهادت طلب باشد

داشتن روحیه انقلابی وبه روز نگهداشتن آن ازالزامات شخصیتی وفردی حاکم اسلامی است.شهادت طلبی خود به تنهائی بسیاری ازاوصاف مثبت وایجابی رابرای شخصیت رهبروحاکم اسلامی به ارمغان می آوردوبسیاری ازصفات وخصوصیات ناپسند ،غیرشایسته وسلبی وی راپاک می کند

وبالاخره :

حاکم اسلامی باید مردانگی وشجاعت داشته باشد .داشتن قدرت وشجاعت درتصمیم گیری های مهم واجرای بموقع آنها ودوری ازشک وتردید ازخصائص حاکم ومسئول جامعه اسلامی است .رهبروحاکم اسلامی باید درحفاظت ونگهداری ازدین ومملکت ومردم توانا وهوشمند باشدوذرمقابل مهاجمین ودشمنان دین وحکومت ومردم ،مومن ،دلیروشجاع باشد. تجربه ها وآموزه های تاریخی به آزمون نشسته به ماآموخته است که ضعف وزبونی کارگزاران حکومت ،موجب خواری وذلت مردم ودرنهایت منجربه عقب ماندگی کشورخواهد شد.

102-عاشورامدرسه معرفت وبیداری

عاشورامدرسه معرفت وبیداری 

امام حسین ع دراوج نهضت عاشوراودرطول مسیرحرکت خود ازمدینه تا مکه وازمکه به کربلا به دنبال بیدارکردن وهدایت مردم بود .لحظه ای ازتبیین وارشاد مردم دست برنمی داشت .دغدغه امام جنگ وخون ریزی وعبورازروی نعش مخالفین ودشمنان نبود.بلکه همه هم وغم اوآشنا کردن مردم به فتنه وفسادی بود که براثر سکوت بزرگان وغفلت مشایخ اقوام برمسلمین چیره شده وحقائق دین رامسخ ویاوارونه جلوه می داد.امام حسین ع تاآخرین لحظات حیات مبارک خود به دنبال معرفی دین خدا ومسیرحق وحقیت بود .دربیانات خودبامردم ،دراحتجاجات بادشمن ،درشیوه مبارزه ،دربرگزاری عبادات ودربرخورد رودروباجمع ویااحاد دشمن درهنگامه جنگ وخون ریزی و حتی درآخرین لحظاتی که باخانواده واهل بیت خود خداحافظی می کرد،دائما درس دین ودینداری می داد.شناخت وتبیین این قسمت ازشخصیت امام ع وظیفه همه شیعیان آن حضرت بویژه علما ،ودانشمندان مسلمان است. شناخت ومعرفی منشورتربیتی امام حسین ع بدون درک همه جانبه شخصیت ایشان امکان پذیرنیست.امام حسین ع فقط قهرمان جنگ نابرابروظالمانه روز عاشورانیست.امام حسین ع راباید درهمه دوران زندگی ودرهمه عرصه های سیاسی ،اجتماعی واخلاقی شناخت وتحلیل کرد.شناخت همه جانبه شخصیت آن بزرگوارموجب می شود تا  به قول استاد مطهری ما مسلمانان علاوه برآگاهی پیداکردن به ماجراها ووقایع  دهشتناک وتاسف باری که در صفحه سیاه عاشورای حسینی توسط فریب خوردگان بی بصیرت اتفاق افتاد باآن صفحه وروی سفید ونورانی نهضت حسینی که پراز حماسه های بی بدیل شهامت ،شجاعت ،ایثار،ادب وعرفان ودرمجموع یک سبک موفق اززندگی دینی است هم آشنا بشویم .نهضتی که هرصفحه ازتاریخ گران سنگ آن می تواند ملتی ویاامتی رادردنیا وآخرت به سعادت وبهروزی برساند.به قول رهبرانقلاب اسلامی :

"امام حسین را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین است. به تبیین او، امر به معروف او، نهی از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منی و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بیانات عجیبی دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه‌ی کربلا و میدان کربلا، باید شناخت. در خود عرصه‌ی کربلا حضرت اهل تبیین بودند، میرفتند، صحبت میکردند. حالا میدان جنگ است، منتظرند خون هم را بریزند، اما از هر فرصتی این بزرگوار استفاده میکردند که بروند با آنها صحبت بکنند، بلکه بتوانند آنها را بیدار کنند. البته بعضی خواب بودند، بیدار شدند؛ بعضی خودشان را به خواب زده بودند و آخر هم بیدار نشدند. آنهائی که خودشان را به خواب میزنند، بیدار کردن آنها مشکل است، گاهی اوقات غیر ممکن"

(بیانات رهبری در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولی امرتاریخ پنجم مرداد سال هشتادهشت)

پس بیائید ازخداوند متعال بخواهیم به ما مسلمانان بویژه شیعیان آن حضرت معرفتی عنانیت فرماید که بتوانیم حسین ع رابشناسیم وسبک زندگیمان راباسبک وسیاق وسیره ایشان تطبیق دهیم .

101-حماسه حسینی و ضرورت شناخت قهرمان دشت کربلا

حماسه عاشورا و وضرورت شناخت شخصیت قهرمان دشت کربلا

ازنگاه استاد شهید مطهری

همانطوریکه نظم ونثر رامی توان به انواع غنائی ،رثائی ،حماسی واندرزی تقسیم بندی کرد،حوادث تاریخی راهم می توان بااین تقسیم بندی ها نام گذاری وتحلیل کرد.به طوریقین تاثیرات این حوادث تاریخی درزندگی بشر به نسبت نوع حوادث وبرداشتی که ملت ها ازاین وقایع وحوادث دارند متفاوت است.تاریخ مشحون ازحوادث غنائی ،عشق وعاشقی ،تراژدی ورثائی است .درتاریخ ادبیات ملت ها اسطوره هائی داریم که بسیاری ازآنها حماسی است .اما معمولااین داستان ها ویاافسانه ها مربوط به یک قوم خاص ویایک ملت است که با روح فرهنگی وفرازونشیب های تاریخ آن ملت ها درآمیخته است. حوادث واسطوره ها ی تاریخی درملت ها ومردمی که درآن سرزمین زندگی می کنند وتاریخ وفرهنگ مشترکی دارند ایجاد غرور،افتخاروانگیزه می کنند.
عاشورای حسینی هم یک هم حماسه تاریخی است .امایک حماسه ای که به همه ملت ها وبشریت تعلق دارد. حماسه عاشورا مربوط به سرزمین ویاجغرافیای خاصی نیست.حادثه کربلا فرا قومی وفرا سرزمینی است.مربوط به همه انسان ها ،همه مکان ها وهمه زمان هاست.
استاد شهید مطهری درکتاب حماسه حسینی می نویسد:

""آیا حضرت حسین بن عل ع یک حادثه حماسی داردیاندارد؟آیا شخصیت امام حسین ع یک شخصیت  حماسی است یانیست؟

ماباید شخصیت این کسی را که هرساله برای آن مراسم سوگواری داریم ،روزها راتعطیل می کنیم وبرای عزاداری آن پول ها هزینه می کنیم بشناسیم .بایدخصوصیات اوبرای ماشناخته شود.باید بدانیم آیا شخصیت امام حسین حماسی است و واقعه کربلادرمااحساس وانگیزیش حماسه ای ایجاد می کند ؟یایک احساس تراژدی ،مصیبت ،رثا ونفله شدن ایجاد می کند؟""

استاد مطهری تاکید می کند که حادثه کربلا دوصفحه دارد .یک صفحه سفید ویک صفحه سیاه .درصحفه سیاه این حادثه عظیم ،ظلم ها وجورها وجرم وجنایات هائی می بینم که ورق هائی ازتاریخ بشریت را برای همیشه سیاه وزشت کرده است.درکربلاومسیرحرکت وتوقف اسرا ،هرجنایتی راکه یزیدیان ظالم توانستند انجام دادند.اما این واقعه سهمناک تاریخی صفحه وروی دیگری هم دارد.صفحه سفید وافتخارآمیزی که درآن حسین قهرمان حماسی آن وحادثه عاشورایک حادثه حماسی تاریخی است که می تواند به عنوان سرچشمه حقیقت ،روح تشنه حق وحقیقت طلبی همه بشریت رابرای همیشه سیراب گرداند.اول باید قهرمان بودن وحماسی بودن واقعه کربلافهمیده شود،سپس صفحه سیاه آن دیده ودررثای آن مرثیه ها گفته شود وعزادری وسوگواری کرد.

ایشان دربخش دیگری ازکتاب حماسه حسینی می فرمایند:

((اینکه گفته اند رثای حسین بن علی ع باید همیشه زنده بماند،حقیقتی است وازخود پیغمبرگرفته اندوائمه اطهارع هم نیزبه آن توصیه وتاکید کرده اند .این رثاء ومصیبت نبایدفراموش شود .این ذکر ویادآوری نبایدفراموش شود.وباید اشک مردم راهمیشه بگیرند. اما دررثای قهرمان ،پس باید اول قهرمان بودنش برای شمامشخص شودوبعد درثای قهرمان بگریید.وگرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره وبی دست وپا ی مظلوم که دیگر گریه وزاری ندارد.وگریه ملتی برای اومعنی ندارد.دررثای قهرمان بگریید برای این که احساسات قهرمانی پیدا کنید.برای اینکه پرتوی ازروح قهرمان درروح شما پیدا شود.وشماهم تا اندازه ای نسبت به حق وحقیقت غیرت پیدا کنید.شما هم عدالت خواه شوید.شما هم باظلم وظالم نبرد کنید.شما هم آزادیخواه باشید.براین آزادی احترام قائل شوید.شماهم سرتان بشود عزت نقس یعنی چه !شرف نفس یعنی چه !کرامت انسانی یعنی چه !

اگرما صفحه نورانی تاریخ حسین راخواندیم آنوقت ازجنبه رثائیش می توانیم استفاده کنیم .وگرنه بیهوده است.))

 

 

مختصری درباره زندگی وشهادت امام موسی کاظم ع

مختصری پیرامون زندگانی حضرت امام موسی کاظم ع

موسی بن جعفر معروف به امام موسی کاظم وملقب به کاظم وباب الحوائج هفتمین امام شیعیان می باشد.تولد ایشان درسال 128قمری می باش .ایشان همزمان باانتقال قدرت ازامویان به خلفای عباسیان به دنیاآمد.وی درسال 148قمری بعد ازشهادت امام صادق ع به امامت رسید .دوران امامت ایشان همزمان با خلاقت منصور،هادی ،مهدی وهارون عباسی بود.وی درسال 183قمری درزندان به شهادت رسید.

ازامام کاظم ع بیش از3000 حدیث روایت شده است. آرامگاه آن حضرت به همراه نوه اش امام جوادع  درنزدیکی بغداد ،به حرم کاظمین شهرت دارد که زیارتگاه مسلمانان بویژه شیعیان می باشد.

همسر و فرزندان

تعدادهمسران امام کاظم ع به درستی معلوم نیست. نخستین آن ها "نجمه خاتون "مادرامام رضاع است.ازتعداد فرزندان واسامی آنها گزارش های متفاوتی رسیده است.به گزارش شیخ مفید 37 فرزند (18پسرو19دختر)داشته است.ازجمله فرزندان ایشان که درمنابع موثق آمده است ،امام رضاع ،ابراهیم ،شاهچراغ ،حمزه واسحاق ست.ازجمله دختران آن حضرت ،فاطمه معصومه حکیمه خاتون می باشد.

 

انشعاب شیعه

بذر نقاق ودشمنی که دردوره های قبل ازامامت امام موسی کاظم ع توسط دشمنان اسلام ومسلمین پاشیده شده بود درزمان حیات امام موسی کاظم ع به ثمرنشست وموجب انشعاب شیعه گردید.برخی ازشیعیان مرگ اسماعیل برادرامام موسی کاظم ع راباورنکردند واورامام دانستند (فرقه اسماعیلیه ) برخی دیگرطرفدارفرزند دوم امام صادق ع عبدالله افطح شدند.گروهی ازشیعیان فرزند دیگرامام صادق ع محمددیباج را که برعلیه عباسیان قیام کرده بود امام دانستندوازاوپیروی کردند.وبالاخره جمعی ازشیعیان هم به تبعیت ازشخصی به نام تاووس امامت رابا شهادت امام صادق ع تمام شده دانستند.اگرچه بسیاری ازاین افراد پس ازآزمایش این اشخاص ودرک این حقیقت که علم آنها کامل نیست ازاطراف آنها پراکنده شدند وامامت حضرت موسی کاظم راپذیرفتند ،اما اثارشوم این انشعابات تاسالیان زیادی بین شیعیان مردم ماند وموجب سردرگمی مردم گردید.

 

ازفرمایشات امام موسی کاظم (ع)

  -  ما قُسِّمَ بَيْنَ الْعِبادِ أفْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ أفْضَلُ مِنْ سَهَرِالْجاهِلِ.

هیچ چیزی برترازعقل بین بندگان خدا تقسیم نشده است.خواب عاقل برترازشب زنده داری جاهل است.

-  مَنْ نَظَرَ بِرَأيْهِ هَلَكَ، وَ مَنْ تَرَكَ أهْلَ بَيْتِ نَبيِّهِ ضَلَّ، وَ مَنْ تَرَكَ كِتابَ اللهِ وَ قَوْلَ نَبيِّهِ كَفَرَ.

هركس به رأى و سليقه خود اهميّت دهد و در مسائل دين به آن عمل كند هلاك مى شود، و هركس اهل بيت پيغمبر صلّى الله عليه وآله وسلّم را رها كند گمراه مى گردد، و هركس قرآن و سنّت رسول خدا را ترك كند كافر مى باشد. 

-  لَيْسَ الْقَبْلَةُ عَلَى الْفَمِ اِلاّ لِلزَّوْجَةِ وَ الْوَلَدِ الصَّغيرِ.

-  بوسيدن لب ها و دهان ـ براى يكديگر در هر حالتى ـ صحيح نيست مگر براى همسر و يا فرزند كوچك.

عوامل تباهی عقل

 عوامل تباهی عقل

یکی ازمعانی عقل " منع " است .وزانوبند شترراازاین رو"عقال "گویندکه زانوی شتررا باآن می بندندومانع حرکت نابجای آن می شوند. برخی عقل رابه دوقسمت نظری وعملی تقسیم می کنند.عقل نظری راهنما ورهبراندیشه وتفکرانسان است وعقل عملی راهنمای عملی وانگیزه اوست.

برخی ازعوامل تباهی عقل 

-         مستی گناه

مولاعلی علیه السلام فرمود:برعاقل است که خودراازمستی ثروت ،مستی قدرت ،مستی علم ،مستی مدح ومستی جوانی نگه دارد.

-         مستی شراب        (امام رضا ع)

-          خودپسندی وغرور (امیرمومنان علی ع)

-          همراهی بانادان    (امیرمومنان علی ع  )

-         گوش ندادن به نصایح خردمندان   (امیرمومنان علی ع )

-          بیهوده گوئی       (امیرمومنان علی ع )

-          شوخی زیاد        (امیرمومنان علی ع )

-          فقروتنگدستی    (امیرمومنان علی ع )

-          بیکاری                (امام صادق ع  )

-          زیاده روی درخوردن گوشت حیوانات   (امام رضا ع )

-          پرهیزازخوردن گوشت                         (امام صادق )

 

ازکتاب "مفاتیح الحیاه " آیت الله جوادی آملی 

98-دلم خنک شد

روزعیدغدیربود.مسجد محله مراسم باشکوهی به مناسبت بزرگداشت عید برگزارکرده بود.ازمجلس که بیرون آمدم طبق معمول تعدادی فقیروگدای سمج جلوی مسجد سدراه مردم  کرده بودند وبه زوروالتماس کمک می گرفتند.هرکسی ترفند خودش راداشت.درروایات دیده بودم که "تکدی گری وگدائی به خصوص بااصرار وفشار نکوهیده است".بی تفاوت ازکنارآنها ردشدم .یکی ازآنها که جوانی سی وچندساله بود باقیافه ای بسیارژولیده ولباسی ژنده درحالی که دریک دست خود دست دخترک خردسالی رابالباسهایی مندرس وچهره ای سیاه وسوخته دردست داشت ودردست دیگرش تعدادی جوراب ودستمال آشپزخانه بود ،مرتباالتماس می کرد وبااصرارطلب کمک می کرد.راستش رابخواهید وقتی که گفت :دخترم گرسنه است ودیشب هم غذانخورده است ،دلم سوخت ویاد کلام خداوند افتادم که فرموده است "واما السائل فلاتنهر"مجددا درکمک به اودچارشک وتردید شدم .راه افتادم که بروم .دنبالم آمد والتماس کرد.توجیه محکم تری برای کمک به اومی خواستم.ناگهان حدیثی ازامام صادق ع مثل برق به ذهنم خطورکرد.درحالی که این حدیث رازمزمه می کردم "مامنع رسول الله ص سائلا قط ،ان کان عنده اعطی والاقال :یائی الله به ""امام صادق ع فرمود:هرگز رسول خدا ص سائلی رامنع نکرد.اگرچیزی داشت به وی می دادواگرنداشت می فرمود:خداآن رامی آورد." ازاودستمالی خریدم ومبلغی به اوکمک کردم. خوشحال شد.دست به دعا برداشت . ازاین دعاها وخوشحالی او،آنهم دراین روز مبارک به قدری خوشحال شدم که متوجه اطراف خودم نشدم.مردی که بالباس شیک واتو کشیده روی  صندلی جلوی یک مغازه نشسته بودوماجرای مارا ازنزدیک رصد می کرد،لبخندی زد وسرش راخم کرد وازاوسوال کرد،بالاخره ازاوکمک گرفتی ؟مردکه هنوز مشغول دعا کردن بود باسرتایید کرد.مرد شیک پوش که ظاهری غلط انداز داشت لب ولوچه ای آمد وسری تکان دادوآهسته گفت : "تاوقتی که آدم های احمقی مثل اینها درجامعه است نان شما توروغن است."باآن همه احتیاط وتوجیهات دینی که داشتم این جمله مثل پتکی به سرم فرود آمد.ازشدت ناراختی صورتم داغ شد.بی مهابابرگشتم تابرخوردی تند کنم اما یادم به کلام خداوند افتاد"...واذاخاطبهم الجاهلون قالو سلاما"یواش یواش ازمعرکه دورشدم .هوای نفس مثل آتش ازدرونم شعله می کشید.باخودم درگیربودم.کسی بدون شناخت وآشنائی به من توهین کرده بود.مرااحمق خطاب کرده بود.آخرش طاقتم طاق شد ومنطق عوامانه برمنطق قرانی غلبه کرد .برگشتم ودرحضورچند نفری که به دوراین آقای روشنفکرماب حلقه زده بودند مودبانه گفتم : ظاهرا ازمنظرشمابنده یک آدم احمق ونفهمی هستم .اما من به پشتوانه فرهنگ قرآنی به این آدم کمک کردم.ولی خوب گوش کن  وببین ازنظرمن توچطورموجودی هستی ؟ چون قصد مجادله ندارم ،توجه شمارافقط به این بیت ازاشعارجناب مولوی جلب می کنم .

گوش خربفروش ودیگرگوش خر           که این سخن رادرنیابد گوش خر

دهنش ازتعجب بازماند.نیم خیزشداما نتوانست بلند شود.گویا خودش را خیلی تحویل گرفته بود.ازنگاه اطرافیان برداشت کردم که ازاین برخورد من خوششان آمده است. درحالی که دستمال خریداری شده رادردستم تکان می دادم آهسته ازآن جادورشدم .حالا دیگرآرام شده بودم .دلم خنک شده بود.راستی که نفس اماره آدمی هم بعضی اوقات نیازبه خنک شدن دارد.

97-روایت غدیرخم اززبان دانشمندان ومورخین اهل تسنن

 

حافظ بن عقده در"حدیث الولایه "به اسناد ازسهم بن حصین اسدی روایت کرده که گفت : من وعبدالله بن علقمه باهم به مکه آمدیم وعبدالله مدتها بود که بسیاربه علی ناسزا می گفت .به اوگفتم : آیا مایل هستی با این شخص ،یعنی ابوسعید خدری تجدید عهدی کنی ؟ گفت :آری .پس نزد ابوسعید آمدیم وعبدالله به اوگفت ،:آیا درباره علی منقبت وفضیلتی شنیده ای ؟ گفت : آری ،پس ازآنکه بیان کردم ، ازمهاجروانصاروقریش سئوال کن تاصدق وحقیقت آن برتوروشن شود.رسول خدا روز غدیرخم باسخنانی رسا وشیوافرمود:آیامن به مومنان ازخوشان سزاورترنیستم ؟گفتند:بلی ،واین پرسش راسه بارتکرارکرد.سپس فرمود: یاعلی نزدیک بیا. پس رسول خدادستهای علی رابالابردچندان که سفیدی زیربغلش نمودارشد،آنگاه گفت:هرکس که من مولای اویم ،علی مولای اوست.سهم بن حصین اسدی گوید:عبدالله بن علقمه به ابوسعید گفت :تواین سخنان راازرسول خدا شنیدی ؟ابوسعید گفت :بلی ،واشاره به دوگوش وسینه خود نمود.کنایه ازاینکه بادوگوش خودشنیدم ودرسینه آن راحفظ نمودم.عبدالله بن شریک گفت :پس ازاین جریان ،عبدالله بن علقمه وابن حصین نزد ماآمدندوپس ازآنکه فریضه ظهررادرهوای گرم به جا آوردیم ،عبدالله بن علقمه گفت:من به سوی خدا بازمی گردم وازناسزاهایی که به علی گفته ام ،طلب آمرزش می نمایم .وی سه باراین کلمات رابرزبان         

نقل ازکتاب "الغدیر" علامه امینی ج اول

96-دیدگاه امام خمینی (ره) نسبت به عید غدیر

 

حضرت امام خمینی می فرماید :غدیریک مساله روزاست .یعنی نباید دین را ازسیاست جداکرد.حکومت صالح وعادل ،عین اسلام ودین است.آنان که سیاست راازدین جدا می داننند،درحقیقت منکرغدیرهستند.بنابراین باید همیشه غدیررابه این معنا که گفته شد زنده نگاه داشت .ایشان درجائی دیگرمی فرمایند: این که حدیث غدیرراماحساب کنیم که می خواهد یک معنویتی رابرای حضرت امیرع یایک شانی برای حضرت امیردرست کند نیست.حضرت امیراست که غدیررا به وجود آورد.مقام شامخ اواسباب این شده است که خدای تبارک وتعالی اوراحاکم قراردهد.

95-درغدیرخم چه گذشت ؟

درروزغدیرخم خم چه اتفاقی افتاد؟

درسال دهم هجرت روز هیجدهم ماه مبارک ذیحجه ،درحالی که پیامبرگرامی اسلام باجمع زیادی ازمسلمین ازآخرین حج خود برمی گشت درنزدیکی برکه آبی به نام غدیرخم پیک وحی جبرئیل امین بروی نازل شدوازطرف پروردگارش پیام بسیارمهمی آورد.

"یاایهالرسول بلغ ماانزل الیک من ربک وان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس"

ای رسول آنچه ازجانب پروردگارت به تونازل گردیده است را ابلاغ کن .واگرچنین نکنی رسالت اوراابلاغ نکرده ای وخداوند توراازگزندمردم حفظ خواهد کرد. سوره مبارکه مائده آیه 67

پیامبراکرم ص دستورتوقف کاروان بزرگ زائران رامی دهد.مردم به دوررسول گرامی جمع می شوند .دستورتوقف درآن گرمای نیم روزی وآن افتاب سوزان برای مسلمانان وزائرانی که برای رفتن به وطن خود عجله داشتند  بسیارتعجب برانگیزورازآلود است.اما همگی می دانستند که حتما امرمهمی است که پیامبرخدا دستورتوقف وجمع شدن افراد راداده است.

پیامبراکرم ص دستورمی دهد تا ازجهاز شتران منبری درست شود وخود بربالای آن می رود.سپس درخطبه ای غرا ونسبتا طولانی ابتدا خداوند سبحان راحمد وستایش می کند واورابه وحدانیت وبی همتائی می ستاید .سپس فرازی چند پیرامون صفات وذات خداوند متعال می فرمایند.

الحمدالله الذی علافی توحیده    (حمد وستایش پروردگاری که درعظمت بی همتاست)

.......

وجل فی سلطانه                   (وسلطنت اوباعظمت است)

.....

وباری المسموکات                 (آفریننده آسمان ها ست)

وداحی المدحوات                   (گستراننده کهکشان هاست)

.......

قدفهم السرائر وعلم الضمائر،ولم تخف علیه المکنونات

به اسراربندگان دانا وبه رازهای درونی آنها بینا است وهیچ اندیشه ای ازاوپنهان نیست.

.......

.......

 

اشهد له بالربوبیه ،واودی ما اوحی الی حذرا من ان لا افعل فتحل بی منه قارعه لا یدفعها عنی احد وان عظمت حیلته وصفت خلته

گواهی می دهم به خداوند وانجام می دهم آنچه را که به من وحی فرماید،اگرخودداری کنم ازابلاغ آنچه به من وحی شده می ترسم به بلائی دچارشوم که احدی نتواند ازمن دفع نماید،هرچند تدبیراوزیادباشد.

......

بالاخره پیامبرگرامی پرده ازرازی که جماعت حاضرمسلمین راکنجکاوکرده بود برداشت وچنین ادامه داد:

فاوحی الی :

بسم الله الرحمن الر حیم ،یاایها الرسول بلغ ما انرل الیک .....................

وبعد ادامه داد وفرمود :

جبرئیل علیه السلام سه مرتبه برمن نازل شد وسلام پروردگاررابه من رساند . پروردگارنامش سلام است. ومرامامورکرد که دراین مکان قیام کنم وآنچه که ابلاغ کرده است ابلاغ کنم .

...اعلام می کنم که علی ابن ابیطالب برادرمن ووصی من وجانشین من وامام بعدازمن است.

....پیامبرص فرمود : ازجبریل سوال کردم آیا ممکن است که خداوند مرا ازاین ابلاغ معاف فرماید.

چراکه پرهیزگاران اندک هستند ومنافقین بسیارهستند.

اما دستورخداوند متعال روشن وآشکاروباجدیت صادرشده بود.وپیامبرمجبوربه ابلاغ بود.

.....

آنگاه فرمودند : فاعلموامعاشرالناس ..........

ای مردم آگاه باشید که خداوند علی راسرپرست وپیشوا برشما قرارداده وبه این سمت منصوب نموده واطاعت اورابرمهاجروانصار،شهری بیابانی ،عرب وعجم ،بنده وازاده ،کوچک وبزرگ ،سفید وسیاه

وهمه مردم واجب فرموده است.

........

ای مردم مبادا علی را تنها بگذارید وازاودوری کنیدوازپیشوائی اوسرپیچی نموده وتکبرکنید.

....اوتنها کسی است که شما رابه حق رهبری می کند.

بعد ازآن پیامبراکرم ص برخی ازامتیازات آشکارومخفی مولاعلی علیه السلام را که بسیاری ازآنها برای مسلمانان ونزدیکان پیامبرشناخته شده بود برشمردند.

-- علی اول کسی است که به خدا ورسول ایمان آورد.

-- کسی است که برای حفظ جان رسول خدا ازجان خود گذشت.

-- اولین کسی است که همراه من ،خدا راعبادت کرد.

.......

--ای مردم علی طرفدارحق است وخدوند درکتاب خود فرموده است "متمردین هنگام مرگ حسرت واندوه می برند که چرا ازطرفدارحق دوری کرده اند"

.....

-- ای مردم درفهم قرآن دقت وتامل کنید.آیات کتاب خدارابفهمید.به محکمات آن توجه داشته باشید.درمتشابهات آن پیروی ازهوای نفس نکنید.به خداسوگند هرگز روشن نمی نماید برشما نواهی قران راوواضح نمی کند برشما تقسیرکتاب خدارابه جز کسی که من دست آن راگرفته ام ونزد خود قرار داده ام وبازوی اورابلند کرده ام .....

.....

--علی وپاکان ازاولاد اوثقل اصغروقران ثقل اکبراست واین دوازهم جدا پذیرنیستند تادرقیامت که برمن وارد شوند.

-- اوشمارابه قران دعوت می کند

-- اوعامل به اعمالی است که مورد رضای پروردگاراست.

-- اوبادشمنان قران به جنگ برمی خیزد.

-- باپیروان قران دوستی می کند.

-- مردم راازمعصیت خدا بازمی دارد.

........

بعد ازشمردن بسیاری ازویژگی های شخصیت مولاعلی علیه السلام وشاهد گرفتن خداوند براینکه پیام اورابه مردم رسانده است ،فرمود:

 

الهم وال من والاه وعاد من عاداه والعن من انکره واغضب علی من جحد حقه

وبعد به دلیل کثرت جمعیت ازمردم حاضردرصحنه اقرارزبانی گرفت ومراسم تبریک وتهنیت به مولاعلی علیه السلام ازطرف مسلمانان بویژه بزرگان واکابراقوام برگزارگردید ودرآخرپیامبرگرامی اسلام با این دعا به مراسم غدیرخم خاتمه دادند.

 

الهم اغفرللمومنین والمومنات واغضب علی الکافرین والحمدالله رب العالمین .

 

وحقیرعرضه می دارد ،ان شاءالله خداوند کریم توفیق شناخت ومعرفت مولا علی علیه السلام وفرزندان بزرگوارآن حضرت رابه همه مسلمین ،بویژه شیعیان ایشان عنایت فرماید ودرسایه لطف وعنایت خودشان محبت مولا وسایراهل بیت علیه السلام را به همه ما تفضل فرماید که به جزپیروی ازاین بزرگان وقدم گذاشتن درباغ حکمت ومعرفت آنها وخوشه چینی ازمزرعه قول وفعل ایشان ،هرچه هست سراب ودروغ است .به قول حافظ شیرازی :    

سبزاست درودشت بیاتا نگذاریم      دست ازسرآبی که جهان جمله سراب است.  

درحقیت سرچشمه معرفت وعلم هدایت ،فقط دراختیارخاندان رسالت وامامت است .وبقیه هرچه هست سراب است.  

     پس جادارد ازسویدای دل ازآن بزرگواران بخواهیم که مارا به شیعه بودن ومحب بودن خودشان بپذیرند وهمواره این شعرلسان الغیب را زمزمه کنیم که

چوکحل بینش ما خاک آستانه شماست                    کجارویم  بفرما ازاین جناب کجا

                                                                                                                                                           والسلام