101-حماسه حسینی و ضرورت شناخت قهرمان دشت کربلا
حماسه عاشورا و وضرورت شناخت شخصیت قهرمان دشت کربلا
ازنگاه استاد شهید مطهری
همانطوریکه نظم ونثر رامی توان به انواع غنائی ،رثائی ،حماسی واندرزی تقسیم بندی کرد،حوادث تاریخی راهم می توان بااین تقسیم بندی ها نام گذاری وتحلیل کرد.به طوریقین تاثیرات این حوادث تاریخی درزندگی بشر به نسبت نوع حوادث وبرداشتی که ملت ها ازاین وقایع وحوادث دارند متفاوت است.تاریخ مشحون ازحوادث غنائی ،عشق وعاشقی ،تراژدی ورثائی است .درتاریخ ادبیات ملت ها اسطوره هائی داریم که بسیاری ازآنها حماسی است .اما معمولااین داستان ها ویاافسانه ها مربوط به یک قوم خاص ویایک ملت است که با روح فرهنگی وفرازونشیب های تاریخ آن ملت ها درآمیخته است. حوادث واسطوره ها ی تاریخی درملت ها ومردمی که درآن سرزمین زندگی می کنند وتاریخ وفرهنگ مشترکی دارند ایجاد غرور،افتخاروانگیزه می کنند.
عاشورای حسینی هم یک هم حماسه تاریخی است .امایک حماسه ای که به همه ملت ها وبشریت تعلق دارد. حماسه عاشورا مربوط به سرزمین ویاجغرافیای خاصی نیست.حادثه کربلا فرا قومی وفرا سرزمینی است.مربوط به همه انسان ها ،همه مکان ها وهمه زمان هاست.
استاد شهید مطهری درکتاب حماسه حسینی می نویسد:
""آیا حضرت حسین بن عل ع یک حادثه حماسی داردیاندارد؟آیا شخصیت امام حسین ع یک شخصیت حماسی است یانیست؟
ماباید شخصیت این کسی را که هرساله برای آن مراسم سوگواری داریم ،روزها راتعطیل می کنیم وبرای عزاداری آن پول ها هزینه می کنیم بشناسیم .بایدخصوصیات اوبرای ماشناخته شود.باید بدانیم آیا شخصیت امام حسین حماسی است و واقعه کربلادرمااحساس وانگیزیش حماسه ای ایجاد می کند ؟یایک احساس تراژدی ،مصیبت ،رثا ونفله شدن ایجاد می کند؟""
استاد مطهری تاکید می کند که حادثه کربلا دوصفحه دارد .یک صفحه سفید ویک صفحه سیاه .درصحفه سیاه این حادثه عظیم ،ظلم ها وجورها وجرم وجنایات هائی می بینم که ورق هائی ازتاریخ بشریت را برای همیشه سیاه وزشت کرده است.درکربلاومسیرحرکت وتوقف اسرا ،هرجنایتی راکه یزیدیان ظالم توانستند انجام دادند.اما این واقعه سهمناک تاریخی صفحه وروی دیگری هم دارد.صفحه سفید وافتخارآمیزی که درآن حسین قهرمان حماسی آن وحادثه عاشورایک حادثه حماسی تاریخی است که می تواند به عنوان سرچشمه حقیقت ،روح تشنه حق وحقیقت طلبی همه بشریت رابرای همیشه سیراب گرداند.اول باید قهرمان بودن وحماسی بودن واقعه کربلافهمیده شود،سپس صفحه سیاه آن دیده ودررثای آن مرثیه ها گفته شود وعزادری وسوگواری کرد.
ایشان دربخش دیگری ازکتاب حماسه حسینی می فرمایند:
((اینکه گفته اند رثای حسین بن علی ع باید همیشه زنده بماند،حقیقتی است وازخود پیغمبرگرفته اندوائمه اطهارع هم نیزبه آن توصیه وتاکید کرده اند .این رثاء ومصیبت نبایدفراموش شود .این ذکر ویادآوری نبایدفراموش شود.وباید اشک مردم راهمیشه بگیرند. اما دررثای قهرمان ،پس باید اول قهرمان بودنش برای شمامشخص شودوبعد درثای قهرمان بگریید.وگرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره وبی دست وپا ی مظلوم که دیگر گریه وزاری ندارد.وگریه ملتی برای اومعنی ندارد.دررثای قهرمان بگریید برای این که احساسات قهرمانی پیدا کنید.برای اینکه پرتوی ازروح قهرمان درروح شما پیدا شود.وشماهم تا اندازه ای نسبت به حق وحقیقت غیرت پیدا کنید.شما هم عدالت خواه شوید.شما هم باظلم وظالم نبرد کنید.شما هم آزادیخواه باشید.براین آزادی احترام قائل شوید.شماهم سرتان بشود عزت نقس یعنی چه !شرف نفس یعنی چه !کرامت انسانی یعنی چه !
اگرما صفحه نورانی تاریخ حسین راخواندیم آنوقت ازجنبه رثائیش می توانیم استفاده کنیم .وگرنه بیهوده است.))
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.