
من اتخذ قول القرآن دلیلا هدی الی التی هی اقوم
هرکس سخن قرآن رادلیل وراهنمای خودقراردهد ،به سوی راه درست ومستقیم هدایت می شود.
قرآن کتاب هدایت است.کتاب نوراست.تاریکی های زندگی بشریت بوسیله قرآن روشن می شود.اگرانسان با قرآن باشد وفرامین اورادلیل وراهنمای خود قراردهد اورابه صراط مستقیم وراه نجات هدایت می کند.مشکل جدی امروز ودیروزبشریت وبویژه مسلمانان ،فاصله گرفتن ازقران است.بشرامروزه همانند غریقی دردریای پرازتلاطم ومواج گرفتاری های خود دست وپامی زندوهیچ نجات غریقی که بتواند اوراازغرق شدن نجات دهد دردسترس نیست .تنهاآیات نورانی وحکیمانه قرآن می تواند انسان سرگردان امروز را ازغرق شدن درمنجلاب بدآموزی هاوبداخلاقی های خود نجات دهد.
درمقایسه باکلام خداوند همه کلام هادردرجه اهمیت پائین تری قراردارند .به هیچ بهانه ای نمی توانیم قرآن راترک کنیم .تنها ریسمان محکمی که انسان رابه خالق بزرگ وصل می کند قرآن است.بقیه ریسمان ها به تبع قرآن اعتباردارند.چرادرجامعه مسلمان وشیعی ما ازقرآن واحکام نورانی اوفاصله گرفته می شود .جراقرآن دربین مامهجوراست.چراماقرآن راکه مرهم التیام بخش دلهای بیماراست ترک می کنیم وسراغ مکاتب ویاکسانی می رویم که خود در خم وپیچ کوچه های تنگ زندگی مانده اند وفریاد بی کسی آنها به جائی نمی رسد.
آیامامسلمانان که قوم وقبیله پیامبرورسول خدا هستیم ،صدای رسای او راازهم اکنون نمی شنویم که فریاد می زند:
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً آیه 30 سوره فرقان
پيامبر (در روز قيامت از روى شكايت) مىگويد: پروردگارا! قوم من اين قرآن را رها كردند.
اين آيه، از گلايهى پيامبر اسلام (صلوات اللَّه عليه) سخن مىگويد و آن حضرت چون «رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ» است نفرين نمىكند.ولی ازدست افرادی ازقوم وامت خودرا که قرآن رابه حاشیه زندگی خود برده اند وبه بهانه های مختلف سراغ اورا نمی گیرندبه خدای خود شکایت می کند.
مهجوربودن قرآن به معنی ترک کردن آن است وترک قرآن به معنی دوربودن ازقرائت ،تلاوت،تدبر،تفکر،تفقه وعمل نکردن به دستورات آن می باشد.
خلاصه آنکه هجرقرآن یعنی اینکه اگرچه قرآن راقبول داریم وبرای اواحترام قائل هستیم ،ولی به جای اینکه اورامنشورهدایت خود خود قراردهیم وبه متن زندگی بیاوریم، اورادرقفسه های شیشه ای وچوبی زندانی نادانی ونفهمی هاخود کرده ایم.
در روايات آمده است: هر روز پنجاه آيه از قرآن را بخوانيد و هدفتان رسيدن به آخر سوره نباشد، آرام بخوانيد و دل خود را با تلاوت قرآن تكان دهيد و هر گاه فتنهها همچون شب برشماهجوم می آورد به قرآن پناه ببرید.
امام رضا (عليه السلام) فرمود: دليل آن كه در نماز، قرآن مىخوانيم آن است كه قرآن از مهجوريّت خارج شود.
اکنون نظربعضی ازبزرگان ودانشمندان دین پیرامون قرآن واهمیت ارتباط ومجالست باآن آورده می شودتاشاید تنبهی باشد برای آن دسته ازهم کیشانی که همسایه قرآن هستند اماهم زبان وهم دل او نیستند.

ملا صدرا (ره) در مقدّمه تفسير سوره واقعه مىگويد: بسيار به مطالعه كتب حكما پرداختم تا آنجا كه گمان كردم كسى هستم، ولى همين كه كمى بصيرتم باز شد، خودم را از علوم واقعى خالى ديدم. در آخر عمر به فكرفرو رفتم كه به سراغ تدبّر در قرآن و روايات محمّد و آل محمّد (عليهم السلام) بروم. يقين كردم كه كارم بىاساس بوده است، زيرا در طول عمرم به جاى نور در سايه ايستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله كشيد، تا رحمت الهى دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا كرد و شروع به تفسير و تدبّر در قرآن كردم، درِ خانه وحى را كوبيدم، درها باز شد و پردهها كنار رفت و ديدم فرشتگان به من مىگويند:
«سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ».

فيض كاشانى (ره) مىگويد: كتابها و رسالهها نوشتم، تحقيقاتى كردم، ولى در هيچ يك از علوم دوائى براى دردم و آبى براى عطشم نيافتم، بر خود ترسيدم و به سوى خدا فرار و انابه كردم تا خداوند مرا از طريق تعمّق در قرآن و حديث هدايت كرد.

امام خمينى (ره) در گفتارى از اينكه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نكرده، تأسّف مىخورد و به حوزهها و دانشگاهها سفارش مىكند كه قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همهى رشتهها، مقصد اعلى قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ايّام جوانى تأسّف بخورند.
رابطهى ميان انسان و كتاب آسمانى، بايد دائمى و در تمام زمينهها باشد، زيرا كلمهى «هجر» در جايى به كار مىرود كه ميان انسان و آن چيز رابطه باشد.
بنا بر اين بايد تلاشى همه جانبه داشته باشيم تا قرآن را از مهجوريّت در آوريم و آن را در همهى ابعاد زندگى، محور علمى و عملى خود قرار دهيم تا رضايت پيامبر عزيز اسلام را جلب كنيم.
نخواندن قرآن، ترجيح غير قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبّر نكردن در آن، تعليم ندادنش به ديگران و عمل نكردن به آن، از مصاديق مهجور كردن قرآن است. حتّى كسى كه قرآن را فرا گيرد ولى آن را كنار گذارد و به آن نگاه نكند و تعهّدى نداشته باشد، او نيز قرآن را مهجور كرده است.
متاسفانه امروزه احساس می شود علی رغم شعارهای بسیارزیادی که داده می شود ، اخلاق قرآنی برجامعه ما حاکم نیست ودربسیاری اوقات اخلاق قرآنی جای خودش رابه رفتارهای کلیشه ای و بی محتوی داده است.
براساس آیات نورانی کتاب خداوند باید بدانیم که هستی وتداوم دین ما واحیای دنیاوآخرت مامسلمانان به ارتباط فکری وعملی همیشگی ماباقرآن است.باید باقرآن باشیم وتلاش کنیم آن رابفهمیم وبه اندرزهای زندگی بخش اوعمل کنیم ..بدون شک برای آغاز این رنسانس فرهنگی نیازبه دوعامل اساسی است:
1-عزم وارده عمومی
2-عنایت وتفضل الهی
البته دراین مسیر باید وعده های خداوند حکیم ورحمان راباورکنیم وبه فضل وعنایت اوامیدوارباشیم
خود قرآن عزیز می فرماید:ومن یتق الله یجعل له مخرجا
باتقوی الهی راه خروج ازبن بست ها وورود به دنیای نوروحکمت رحمانی پیدامی شود.اگرملتی بخواهد که قران رادلیل وراهنمای خود قراردهد ،لازمه آن درک شناخت ومعرفت آیات الهی است ،سپس باهمه وجود درمسیری که اومی فرماید قدم بردارد ویقینا دراین راستا مسئولیت احاد مردم به خصوص مسئولین فرهنگی کشوربسیارسنگین است. ومن الله توفیق