در27کیلومتری شهررامسرودرارتفاع 2000متری ازسطح دریای خزرروستائی ازدهستان سخت سر به نام جواهرده قرارداردکه چون دری شاهواربرگردن البرزشمالی می درخشد.

بیشترمردم زحمت کش ومتدین این روستاهمانندسایرروستاهای سخت سر به کشاورزی ،دامپروری وباغداری مشغول هستند.علاوه برمحصولات کشاورزی ،صنایع دستی ازقبیل نمدمالی –سفال –آهنگری ومسگری دراین روستارایج است.عسل گون –عسل گل گاوزبان ونان سنتی درکناربرخی ازبافتنی های سنتی، ازجمله هدایای این روستاست  که مسافران این منطقه می توانند برای عزیزان خود به ارمغان ببرند.

مسجد آدینه باپیشینه ای هفتصد ساله ازمکان های دیدنی این روستاست که نشان ازاستقبالی است که  مردم این سرزمین ازاسلام وقران داشته اند.

.............

......وجود جنگلی پرپشت وزیباباآبشارهای کوچک وبزرگ ،رودخانه هائی باآب گازدارودریاچه ای مصنوعی ،جواهرده راازمراکزگردشگری وجذب توریست  نموده است.

جاده ای اسفالته  باپیچ وخم های زیادمشتاقان را، ازکمرکش دامنه سبزالبرزبه روستای جواهرده می برد.

درطول مسیر همواره مه غلیظی  همراه با قطرات ریزی ازنم و رطوبت ازمسافرین استقبال می کند.نسیم ملایمی  ازساحل دریا به سینه کش پرازدرخت وگیاه کوهستان می وزد ودرمیان شاخ وبرگ های متراکم درختان می پیچد وآنگاه به زمزمه ای گنگ ومبهم تبدیل می شودو برای مسافرینی که دراطراف جاده استراحت می کنند منظره جنگل رامبهم تر وسحرانگیزمی کند.

صدای ضرب آهنگ منقار دارکوب ها همراه باجیغ سهره ها ودیگرپرنده هائی که دیده نمی شوندارکسری وهم انگیزوزیبا خلق می کند.

ابرهای سفید آرامی که به زحمت دامن خودراازپنجه های مهربان جنگل بیرون می کشند چون حریری زیبا آستری برپهنه آسمان لاجوردی وافق روستاهای این منطقه می کشندوبدن لخت خورشید شمال راازنگاه مسافرین مخفی می کنند.

هوای ملایم نه سردونه گرم این سرزمین هرانسانی رابه وجد می آوردوخستگی سفرراازروح وجسم اومی زداید.

رنگ ها دراین منطقه ییلاقی به هم مخلوط می شوند وازبازتاب آنها تابلوئی بی نظیرساخته می شود و برزیبائی مناظرمنطقه می افزاید.ترکیب رنگ آبی دریا،رنگ لاجوردی آسمان و رنگ سبزجنگل  بارنگ خاکستری قله های پوشیده ازگل های گاوزبان وگون ،منشوری زیبا ودوست داشتنی می سازد و مسافران مشتاق این دیاررابه آرامش وسکوتی لذتبخش دعوت می کند.

حقیقتا وبدون اغراق این چنین مناظرطبیعی  برای انسان های خسته اززندگی ماشینی وافسرده ازسرعت وسرگردانی، که سالها می گذرد وهرگزنگاهی ازسرذوق وهنربه اطراف خود ندارند بی نظیراست.کافی است کمی همت وسرسوزن ذوقی باشد تاجنت خداراروی همین زمین ببینی .

آیاهرگزدرسرزمین عاریتی عرب هابوده ای ؟آیا مقایسه ای ساده بین طبیعت زیبای کشورعزیزمان باطبیعت گرم وخشن بسیاری ازهمسایگان کرده ای ؟آیاتنوع آب هوا،وتنوع فصول کشورایران راباسایرکشورهامقایسه کرده ای ؟بدون شک بسیاری ازشهروندان کشورهای همسایه آرزوی لحظه ای  دیدن مناظرطبیعی وبکرجواهرده  ونفس کشیدن هوای روح افزاآن رادارند.

اگرچه بعدازتصویراین همه زیبائی واشاره ای کوتاه به گوشه ای ازاین مملکت هزاررنگ وهزاربوی ،دوست ندارم کام خواننده راتلخ کنم ولی به هرحال ،ازاین قصه که بگذریم ،رنج نامه ای کوتاه هم ازخوابی  که آشنایان بیگانه ودشمنان دوست نما برای این جواهرزیبادیده اند بنویسیم ،باشد که تاضمن تخلیه عقده های متراکم  موردتوجه مسئولی دیندارویایک مجری  مردمدارواقع شودوبتواندکاری بکند.

راستش رابخواهید چندوقتی است دراین خصوص( تجاوزبه طبیعت ودزدی ازمنابع عمومی وبه قول قران انفال) ازهمه مسئولین ودست اندرکاران مربوطه  مایوس شده ام وامیدچندانی به بهبوداوضاع ندارم .وشک دارم  که مسئله را کماهوحقه بفهمند ویااینکه کاری بکنند.شایدلازم باشد این مشکل هم مثل خیلی ازمشکلات  دیگرباید به دست روزگارسپرده شود تاوقتی که به اوج خرابی رسید خود به خود آبادشود.

وامادردل ازچیست ؟

..باکمی دقت، خراش پنجه های نابخردانه سرمایه داری نوپا رابرسروصورت این عروس زیبای سبزینه پوش می توان دید.ویلاها وبرج هائی که باکلاه های قرمزشان مثل قارچ سمی ازدرون چنگل بیرون زده اند وبه هرچه آرامش وزیبائی است دهن کجی می کنند.مراتع و زمین های موات و طبیعی که درپائین دست وبالادست جنگل توسط دردانه ها وابستگان دولت ها تخریب وتصاحب شده اندوخلاصه تازه به دوران رسیده ها با رانت وپارتی وانبان هائی  پرازحرص وشهوت  به جان طبیعت بکراین کشورافتاده اند وبرای  رسیدن به آرزوهای فرعونی خودشان بی محاباتجاوزمی کنندواین وسط سادگی وبی عرضگی مسئولین مربوطه هم مزید برمشکل شده است.

دیری نخواهد پائید که عصمت این دختران زیبا ومعصوم طبیعت درجای  جای سرزمین شمال  دست خوش تجاوزکسانی خواهد شد که دیرآمده اند وزود می خواند به همه چیزبرسند .

""ماجرای جالبی که درحین نوشتن این رنج نامه اتفاق افتادومراازادامه نوشتن منصرف کرد خود گفتنی است.داشتم این مطلب رامی نوشتم که اخباربیست وسی دررابطه با تخریب منابع طبیعی دامنه های البرزمشرف به شهرتهران گزارشی ارائه داد.قصه زمانی جالبتروشنیدنی شد که دوربین گزارشگرنوشته  تابلوها ی نصب شده دراین ارتفاعات رانشان داد.باورش سخت است که روی این تابلوها نوشته بود"تعاونی مسکن سازمان محیط زیست تهران" وقسمت مسخره آن زمانی بود که بایک مسئول بی حال وازرمق افتاده بهزیستی تهران راجع به موضوع مصاحبه کردندواین مسئول گرامی ضمن تایید مطلب گفت متاسفانه مانمی توانیم کاری بکنیم "" حالاخواننده عزیزخودقضاوت کند که باچه انگیره ای این دردل راادامه بدهم .بهترآن است که هیچ ننویسم وتوهم هیچ نخوانی .وباهمدیگززمزمه کنیم که:

 "جواهرده ،گوهرشب چراغی  است که عنقریب، زیبائی ونور او توسط طوفان هوی وهوس عفریته های سرمایه داری نوظهورمی میرد"" وما تنها دردمندانه به تماشای مرگ اومی نشینیم وکاری ازهیچکس ساخته نیست.