109-عبادت یاعبودیت
.امروز روز میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام است.بزرگی می گفت : معنی زندگی عبادت نیست ،بلکه عبودیت است وعبودیت چیزی نیست مگر "تسلیم "یعنی تسلیم محض وبی قید وبند حضرت دوست شدن...ومصداق کامل این تسلیم شدن رادرحماسه شهادت حضرت ابوالفضل علیه السلام ودرماجرای عاشورای حسینی می توان دید.کلام آن حضرت،نگاه آن حضرت ،رفتارآن حضرت ودرنهایت شاید بدون شمشیر وتجهیزات جنگی ،بی درنگ به سوی فرات رفتن آن حضرت،همه وهمه حکایت ازتسلیم بی قید وشرط شدن آن سرداررشید درمقابل امام ومولای خویش است.حضرت عباس ع بردشمنان دین وقران عبوس وسخت گیربود وبردوستان دین وقران مهربان وتسلیم .اونوربود ،لذا عاشق نوربود ودرنورحسین مستغرق شد. مولای رومی درمضمون آیه 25سوره نور(......الطیبات للطیبین و...)می فرماید :
ناریان مرناریان راطالبند نوریان مرنوریان راطالب اند درجهان هرچیز چیزی جذب کرد گرم ،گرمی راکشید وسرد سرد خوب ،خوبی راکند جذب این بدان طیبات للطیبین بروی بخوان ونماشنامه حماسی کربلا ،نمایش ناریان ونوریان بود.قصه طیبین وطیبات بود.امام حسین ع درروزعاشورا ،آفتاب عشق ومحبت بود برای همه آنهائی که تشنه گرمی ونوربودندوتاریکی ظلمت بودبرای همه کسانی که هوس سردی ونارداشتند.درحقیقت امام حسین ع مظهر جمال وجلال خدابود.جمالش شیفتگان رابه آغوش زیبائی وبهشت می خواندوجلالش منکران رابه زشتی وقعرجهنم می کشاند.وامام نه تنها درآن روز که درهمه تاریخ بشریت منبع جذب نورودفع ناراست.نوری که گرمی دل می دهد تاقدم درراه بگذاری وناری که سردی روح می دهد تاقدم ازجاده بیرون بگذاری.ودرصحنه عاشورا حضرت عباس ع سرخیل وچاوو ش قافله نوریان بود . السلام وعلیک یاابوالفضل العباس علیه السلام
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.