برداشتی ازصفت صدق درکلام پروردگار
ازیکی ازبزرگان دین سئوال شد که تعریف شماازدین چیست؟درپاسخ گفت که اگرچندین بارازمن سئوال شودکه دین چیست ؟همیشه پاسخ خواهم داد که صدق .درقرآن مجیدبه مناسبت های مختلف ودرآیات زیادی، ازکلمات صدق وکذب سخن به میان آمده است.یکی ازاین موارد درآخرسوره حضرت مریم"س" درآیه ۴۱ می باشد.می فرماید:
واذکرفی الکتاب ابراهیم ،انه کان صدیقانبیا
ودراین کتاب سرگذشت ابراهیم رایادکن.یقینااوبسیارراستگوونبی بود .
درآیه ۵۱همین سوره می فرماید:
واذکرفی الکتاب موسی ،انه کان مخلصاوکان رسولانبیا
ودراین کتاب سرگذشت موسی رایادکن ،همانا اومخلص ورسول ونبی بود.
درآیه ۵۳همین سوره مجددا دربارحضرت اسماعیل می فرماید:
واذکرفی الکتاب اسماعیل ،انه کان صادف الوعد وکان رسولانبیا
ودراین کتاب سرگذشت اسماعیل رایادکن،اووفاکننده به عهدوفرستاده خداونبی بود
وبالاخره درآیه ۵۶همین سوره می فرماید:
واذکرفی الکتاب ادریس ،انه کان صدیقا نبیا
ودراین کتاب سرگذشت ادریس رایادکن،اوبسیارراستگوونبی بود.
درحقیقت درآخرسوره حضرت مریم که ازسوره های عجیب وتاثیرگذار است ونیازبه زیادخواندن وتامل ودقت فراوان درآیات آن دارد ،درخصوص چهارنفرازپیامبران که ب رخی ازآنها نبی وبرخی رسول ونبی می باشدصحبت شده است.دراین آیات بلااستثناء ،قبل از اعلام کلمه پیامبرورسول ازواژه ها ی صدیق ،مخلص ،صادق الوعدوصدیق استفاده شده است.
واژه صدیق صیغه مبالغه است و به معنی بسیارراستگو می باشد.همانطوریکه درتشهدقبل ازرسالت پیامبربه بنده بودن آن گواهی داده شده است، ودرحقیقت بنده خدابودن به نوعی بررسالت ترجیح داده شده است،در زمانی که قراراست ازرسالت ویانبی بودن یکی ازپیامبران خداصحبت شود،قبل ازآن صدق واخلاص و صادق الوعدبودن صحبت شده است.طبیعتا این خود دلیل بسیارگویاوروشنی است براهمیت راستی وراستگوتی وضرورت بی پیر ایه بودن عمل ،رفتار وگفتار .
درخصوص حضرت موسی علیه السلام کلمه مخلص رابکاربرده است.این واژه به معنی کسی است که اورابه اخلاص رسانده اند.درواقع خداوند می فرمایدقبل ازاینکه حضرت موسی رابه پیامبری برگزیند،اورابه درجه اخلاص رسانده است.واین مقام بسیاروالائی است.
باتکیه برمتون دینی بویژه قرآن مجید ،می توان استنباط کردکه بدون صدق واخلاص نمی توان ادعا ی مومن بودن ویامتقی بودن کرد.صدق دامنه وسیعی دارد.صدق درگفتار،صدق درکردار،صدق درنوشتاروصدق دراندیشه ونیت وکلاصدق درادعاهائی که مابه عنوان یک مسلمان داریم.برعکس این کلمه کذب است. کذب ،همان دروغ افتراوانکاراست.پایه توحیدبرقبول وباورصادقانه است. کسی که دروغ بگویدودرانکارتوحید بماندنمی تواند ازهمان قدم های اول واردعرصه دین دینداری شود.وازاساس عتقادات آن غلط وبرحاشیه است.پس صدق وکذب درحوزه اندیشه ونیت انسان ازمهمات دین است.اماصدق وکذب درحوزه های شرعی وانجام واجبات ودرعرصه های اخلاقی ،بویژه درزمینه رفتارهای اجتماعی نقش بسیارمهم وتعیین کننده ای دارند.درظهوروسقوط تمدن ها وتکوین وسرنگون شدن فرهنگ ها ی ملت ها ،رعایت صداقت ودوری ازکذب درهمه عرصه ها،ازاقتصاد،سیاست گرفته تاسایررفتارهای جمعی وتعاملات فرهنگی ،بازیگران نقش اول هستند.
خدانکند ،عارضه دروغ گفتن دربین مردم یک کشوری باب شود ویاعادی شود.وخدانکندکه این عارضه بین مسئولین یک قوم ویاملت ویاکشوری رایج شود.درآن زمان حتمافساددرامورات مختف جامعه نفوذخواهد کرد وکم کم یشه درخت اطمینان ووثوق دربوستان فرهنگ آن مردم می خشکدوعنقریب دیوارساختاراجتماعی وحتی حکومتی آن قوم فرو می ریزد.وبه فرمایش قرآن کریم :وکم اهلکناقبلهم من قرن هل تحس منهم من احدا وتسمع لهم رکزا آیه ۹۸سوره حضرت مریم ع می فرماید:وچه بسیاراقوامی که قبل ازشمابودند وهلاکشان کردیم وامروز شماآن هاراحس نمی کنیدوازآنها هیچ صدائی آهسته نمی شنوید. خداوند دردستگاه آفرینش خود قانون های اساسی وتغییرناپذیر وضع کرده است.باهیچ قوم ویاملتی ازهردین ومسلک قوم وخویشی ندارد.البته دراین بین برای انسان های مومن ومتقی براساس برخی قوانین دیگرحساب های دیگری بازکرده است.آنچه که ازمتون مختلف دینی بهره برداری می شود،این است که اگراین قوانین الهی باتکیه برتوحید ویگانگی خداوندحکیم توسط آدم ها رعایت شود،در های رحمت وسعادت برروی آنها بازمی شود ونعمت وبرکت درزندگی دنیاوآخرت آنها بازمی شود.وزهی سعادت خوشبختی واگرتقوی و اوامرونواهی الهی رعایت نشود ،آنوقت به فرمایش قرآن صدیق وماکان الله لیضل قومابعد اذ هدیهم حتی یبین لهم مایتقون.
ازخداوند رحمان ورحیم می خواهیم ،همواره مارا درزمره مخلصین وصدیقان قراردهد.ودرآخرت مارابااین بزرگان محشورقرماید.آمین یارب العالمین
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.