یکی ازمشکلات وآسیب های فرهنگی در جوامع انسانی بویژه جوامع مذهبی ،ریاوتظاهربه تقوی ودینداری است.دربین ملت هائی که عرق دینی بیشتری دارند، حاکم بودن ارزشهای دینی برفضای عمومی جامعه وگرایش مردم به این فضای معنوی،به طورطبیعی گروهی ازمردم راخودآگاه ویاناخودآگاه به طرف این فضای معنوی وارزشی می کشاند. کسب درجات معنوی ورسیدن به یک تعادل روانی بدون شناخت وکسب معرفت وتمرین وتکرارهمراه باانگیزه واشتیاق درونی امکانپذیرنیست ،بسیاری ازمردم به  طورفطری به دنبال تقوی ورسیدن به مقامات معنوی هستندودیگران راتوصیه به این کارمی کنند.اماحضوردرعرصه معنویت ویژگی های خاص خودش رادارد.کسی که قراراست دراین عرصه قدم بگذارد بایدابتدا درجویبارزلال صدق وصفا خودرابشویدودرمحیطی ازدرستی وراستی نفس بکشد.دروغ وکذب راازتمام صحنه زندنگی حذف کند.مردانگی ومروت رابه خانه دل ببردوآنطورکه فکرمی کنددرست است ویا دین ،اخلاق ووجدان اوحکم می کندزندگی کند.درکناراین صفای دل احکام شریعت راعایت کند.عمل به کتاب خدارادرسرلوحه زندگی قراردهد.تولی وتبری داشته باشدونظم زندگی خودوخانواده اش رابراساس اوامرونواهی الهی وتوصیه های پیامبروائمه اطهارتنظیم کند.به علمای دین وادب احترام بگذارد وتلاش کندتادرمسیرآنها قدم بردارد.البته طبیعی است که به دست آوردن این همه صفات انسانی بدون معرفت وشناخت دین خدا وآیات نورانی وحی وسنت معصومین علیهم السلام ومتکی شدن به قوه تعقل واستدلال ودرنهایت عمل به احکام دین ممکن نیست.

بسیاری اوقات آدم هایئ که دست به عمل ناشایست ریاوتظاهرمی زنند، ازظاهرسازی خودخوشحال نیستند.امابه دلایل فراوان توفیق ورود به دنیای صدق وراستی نصیب آنها نمی شود.اگرچه حضوردر میدان تقوی و اخلاص درهرزمانی امکانپذیراست اما بدون شک انسان برای رسیدن به درجات عالی تقوی واخلاص ،نیازبه اراده ،همت ،حرکت ،تلاش وصبربرسختی های مسیرراه دارد.البته هیچ حرکتی بدون لطف وعنایت پروردگارمهربان به سرانجام نخواهد رسید.واضح است که عنایت الهی به سادگی وبدون رعایت آن قانونمندی که بردستگاه عریض وطویل آفریدگارحاکم است نصیب هرکسی نمی شودواین همای سعادت مرغی نیست که برشاخه هردرختی بنشیند.بنابراین دریک دسته بندی ساده دوگروه ازمردم به دام ریامی افتند.یکی آن تعداداز مردم فرصت طلبی که شخصیت دروغین وساختگی آنها جزبرای فریب مردم ورسیدن به مطامع زشت شخصی آنهاشکل نگرفته است ودرهمه اوقات به همه کس حتی به خودشان هم دروغ می گویندتادراین سراپرده فسق وفسادی که خود برپاکرده اند چندروزی به خیال باطل خودزندگی کنند.ودیگرگروه ازمردم که درمسیرجاده کمال پائی رونده ودستی دامنگیرندارندودائم دررسیدن به هدف های معنوی خود کم می آورند.درحقیقت این گروه ازانسان هاآرزوی رسیدن به این درجات اخلاقی رادارند وبعضادراین راه تلاش هم دارندامابه دلیل داشتن ادعا وعدم توفیق دراثبات واقعی این دعوی ،دربسیاری اوقات ادای کسی رادرمی آورندکه مطلوب آن هاهست ولی هنوزبه آن نرسیده اند.این افراددردنیای مخفی خودبه دنبال این شخصیت مطلوب هستندولی معمولادرسعی وتلاش خود یابه انحراف می روند وراه راازچاه تشخیص نمی دهندویانفس اماره تلاش آنهاراکندویامتوقف می کند.این اشخاص ازآدم های فاسد ودروغ گوفاصله گرفته اندولی به انسان های وارسته ومخلص هم نرسیده اند.این تیپ ازانسان های مذهبی به دنبال دلی هستند که مقدمات آن رانتوانسته اندآماده کنندونمی خواهند ازکاروان روندگان درمسیرکمال هم روبرگردانند.تربیت خانواده وجامعه هم به آنها شهامت قبول واقعیت رابه آنها یادنداده است.معمولادربرخوردهای روزانه بابسیاری ازاین آدم ها روبروشده ایم .خیلی اوقات شناخت واقعی این گونه افرادویاتحلیل رفتارهای آنهامشکل است وناچارحمل برصحت می شود.برخلاف گروه اول که رفتارهای متناقض آنهاخودبیرقی است برگنبددروغی مسجد ضرارآنهاوتشخیص زمانی که ماسک     برصورت دارند بازمانی که ازلاک ریابیرون آمده اند راحت است،تشخیص وتفکیک رفتارهای همراه باریاودروغ این گروه بسیارسخت ودربرخی اوقات امکانپذیرنیست.

همه گیرشدن صفت ریاودوروئی دربین مردم یک کشور، میانگین شخصیت جامعه وهویت جمعی یک ملت رادچارپوکی وسستی می کند.ازآنجائیکه شخصیت مسئولین یک کشورنمادی ازشخصیت جمعی مردم خودشان است،بنابراین کم کم حتی مسئولین وتصمیم گیرندگان آن جامعه هم دربرآوردنیازهای واقعی جامعه وملت وحل مشکلات ومبتلابه های مردم به صفت زشت ریاو بزرگنمائی کارها وواقعی جلوه دادن اموری که حقیقت ندارند دچارمی شوند.درحقیقت فرهنگ یک جامعه درعرصه های مختلف دچارنفاق ،کذب وافتراخواهد شد.وسایه نوعی دروغ مقدس برشخصیت افراد وآحادجامعه وحتی بزرگان آن قوم می افتد.واژه مقدس به خودی خود بارارزشی مثبت ویامنفی ندارد.هرچیزی می تواند دربین مردم مقدس شود.یک سنگ ،یک درخت ،یک پرنده وحتی یک انسان می تواند برای یگ گروهی ازمردم ویاجمعی وسیع ترمقدس شودوبه یک تابو تبدیل شود.در حالی که بسیاری ازمردم  فرعونیت فرعون های خودراقبول ندارندودرباطن ازاین تفرعن بیزار نداما وقتی که پروردگارربودن فرعون هابه یک باورعمومی تبدیل می شود،آنوقت بسیاری ازمردم درعین اینکه دردل خود به این باورها می خندند ولی درجمع وشاید هم درخلوت خودشان این دروغ مقدس رامی ستایندوبه گفتن وقبول داشتن آن برخود می بالند.کم کم شعرا دروصف آن شعر می گویند.نقاشان باوسواس زیادنقش زیبا ولی خالی ازحقیقت آن  رامی کشند.مورخین ووقایع نگاران پیرامون آن تاریخ ها می نویسند.گذرزمان آن راعتیقه می کند ودربازارمکاره به تاجران دروغ پیشه وعیاران رند کیش ،به فروش می رساند.آنوقت این دروغ مقدس بخشی اززندگی  وحتی اعتقادات مردم می شود .پدید ه دروغ مقد س ازجمله بیماری های مهلک وساری فرهنگ وتمدن انسان درطول اعصاربوده وهست.

اگرچه قصد بزرگنمائی پی آمدهای منفی ریاویادروغ مقدس رادرزندگی مردم نداریم ونمی خواهیم ریشه همه مشکلات رابه این دروغ مقدس نسبت بدهیم ولی عملادربسیاری ازصفت های زشت ورذائل اخلاقی انسان وآسیب های فرهنگی یک ملت ردپای ریاودروغ دیده می شود. علی ایحال برخی ازپی آمدها وآثارمنفی این دروغ مقدس که برکرسی صفت ریاودوروئی انسانها تکیه زده است به اختصار آورده می شود.

1-کمرنگ شدن صدق واخلاص دربین مردم وجامعه

2-کمرنگ شدن راستی ودرستی

3-سست شدن دوستی ها ورفاقت ها

4-سست شدن عهد وپیمان دربین افراد جامعه

5-رشد مشاغل کا ذب که برپایه فریب مردم ایجاد می شوند

6-رشد تبلیغات کاذب وپروپگاندا درفضای تجاری وزندگی مردم

7-افزایش کینه ونفرت درجامعه

8-رشد فساد اخلاقی وجنسی

9-رشد تملق ودیگرستائی

10-رشد تکبر،نخوت وخودستائی

11-توسعه کلیشه ها وقالب ها

12-صوری شدن ارزش های اخلاقی دربین افراد وجامعه

13-تقلیدکورکورانه ورواج چشم هم چشمی

14-رواج مدگرائی به مفهوم منفی آن