فرهنگ اصطلاحات عرفانی حافظ (دیرمغان)
حافظ ازترکیب پیرطریقت وپیرمیفروش پیرطریقت رامی سازد.وازترکیب خانقاه ومیخانه خرابات یادیرمغان رامی سازد.
دریک کلام باید گفت که دیرمغان درشعر حافظ برابرباکوی مغان،سرای مغان ،خرابات مغان وخرابات است.وشالوده اصلی وچهارستون اصلی آن همان میکده ومیخانه است.اماحافظ به این ابعاد دیرمغان ،بعد معنوی وعرفانی واساطیری می بخشد که دیگر میخانه محض نیست بلکه رنگ صومعه وخانقاه والبته نه صومعه وخانقاه رسمی که آماج طعن وطنز حافظ است، به خود گرفته است.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 21:50 توسط غفارمحمدی
|
همانطوریکه ابرباید ببارد،قلم هم باید بنویسد.چه خوب ،چه بد،چه ضغیف وچه قوی ،درهرحال ذات قلم برنوشتن است.قلم شکل به خصوصی ندارد.دل که مرکز شاکله شخصیت انسان است خودقلم است.