نبوغ یاپشتکار

برای بیشترمردم بویژه جوانان این سئوال مطرح است که آیانبوغ موجب پیشرفت وفتح قله های کامیابی است یاتلاش وپشتکار؟اگرچه توفیق بک انسان درکسب موفقیت وعبورازمشکلات وتنگنناهای زندگی وطی مدارج کمال ،معلول عوامل زیادی است،امابه جرات می توان گفت که نقش سعی وتلاش وجدیت دربه دست آوردن اهداف وآرزوها بیشتر ازنبوغ وخلاقیت والهام واشراق است.مروری کوتاه  برکتاب زندگی افراد موفق وچهره های ماندگارعلمی وادبی جهان تااندازه ای می تواند صحت این مدعارااثبات کند.

ادیسون یکی ازنوابغ روزگاربود که درطول دوره حیات خود بیش از1093اختراع به بشریت عرضه کرد.دریادداشت ها وخاطرات مکتوبی که از ادیسون باقی مانده است، درجای جای آن هاعامل پشتکارواستقامت رادرکسب موفقیت ها وبه اشتهاررسیدن ایشان می بینیم .

ادیسون می گوید:

"نودونه درصد نبوغ عرق ریختن ویک درصد آن الهام است."

ابوعلی سینا نابغه مسلمان و بی نظیر مشرق زمین ،ازجمله بزرگانی است که آثارنبوغ و خلاقیت ازهمان دوران کودکی وخردسالی درشخصیت وی هویدابودوخانواده ودیگراطرافیان اوبه روشنی این تفاوت رابه نسبت سایرهمسن وسالانش می دیدند.قدرت یادگیری وتوانائی استدلال اودرسنین خردسالی بادانشمندان بزرگ معاصرخودقابل قیاس بود.اماباوجود هوش سرشار واستعداد فراوان ،این تلاش وپشتکاروی در آموختن وتحقیق وتفحص است که مثال زدنی وآموختنی است.درحقیقت صبرواستقامت شبانه روزی وخستگی ناپذیرابوعلی سینا موجب گردید تا وی درعصرخودعالم به اکثرعلوم روزگارخود شود.

اگرچه داشتن گوهر نبوغ درکنارمناسب بودن محیط  تربیتی ، تاثیرات زیادی دریادگیری ورشد شخصیت انسان دارد ،ولی بدون سعی وتلاش هدفمند، گوهرگرانبهای استعداد درزیرلایه های لجن سستی وتنبلی مدفون خواهد شد وبه نتیجه دل خواه نخواهدرسید.به قول یکی ازدانشمندان جوان کشورمان،" نبوغ یک ویژگی موروثی نیست بلکه نبوغ ثمره پشتکارمستمراست."(البته امروزه اثبات شده است بسیاری ازاستعدادها ونبوغی که درانسان به صورت بالقوه به ودیعه گذاشته شده موروثی است و برای به  فعلیت  رساندن آنها عوامل زیادی ازجمله  تلاش وجدیت درکارواستمراردرتمرین موردنیازاست)

مداومت وپشتکارابوعلی سینا درکسب علم ودانش ،همچنین در مطالعه وتحقییق چنان بودکه خوددراین باره می نویسد:

"درشانزده سالگی هیجده ماه تمام به مطالعه پرداختم ،درتمام این مدت یک شب درمیان خوابیدم وازاندیشه به مسائل روزمره دست می کشیدم .هروقت که بامشکلی مواجه می شدم به مسجد می رفتم وتاحل مشکل خویش به عبادت می پرداختم وشب هنگام به خانه بازمی گشتم وپس ازافروختن چراغ دوباره به خواندن ونوشتن می پرداختم."

نیوتن می گوید:

"اگرمن به جائی رسیدم براثرکاروکوشش است"

الکساندرهامیلتون یکی ازنوابغ دنیا می گوید:

"مردم می گویند تونابغه هستی .من ازنبوغ خود خبرندارم .فقط می دانم شخص زحمت کشی هستم "

علامه امینی صاحب مجموعه ارزشمندالغدیربرای تالیف این اثربی بدیل خود به کشور های مختلف سفر کرد.یکی ازکشورهائی که حدود شش ماه سفراوبه طول کشید ،هندوستان است.پس ازبازگشت ازاوپرسیدند:هوای هندوستتان چگونه بود؟پس ازاندکی تفکرپاسخ داد:من به دلیل این که همواره سرگرم مطالعه بودم ،نفهمیدم هوای آن جا چگونه است.

برای اثبات نقش موثر تلاش وکوشش درموفقیت افراد می توان نمونه های زیادی را مثال زد. یقینا افراد درزندگی روزمره خودشان می توانند شاهد موارد مختلفی باشند.

اینکه تمدن بشر وروند پیشرفت آن مدیون انسان های خاص ونابغه ست ویاافرادی که ازنظر هوش واستعداد نابغه نیستند ولی دارای تلاش وپشتکار زیادی درانجام کارهاهستند ،موضوع نوشته مانیست .اجمالاباید گفت که بین صاحب نظران اختلاف نظرهست .برخی اعتقاد دارند که جهش روبه جلوی تمدن ها وپیشرفت های چشمگیری که بشریت دررشد وتوسعه مدنیت داشته است ،معلول ومدیون تعداد انگشت شمارنوابغ وانسان های خلاق است.آقای دکترافروز استاد روانشناسی که مطالعاتی دراین زمینه داشته اندو تحصیل کرده آمریکاهستند ،دریکی ازسخنرانی های خودشان تاکید د اشتند که پیشرفت وتوسعه آمریکادرقرون اخیر مدیون دویست تادویست وپنجاه نابغه علمی است که درآن کشورزندگی می کنند وتحت حمایت جدی دولت هستند. امابرخی دیگرازاساتید به این نظراشکال می گیرند ومعتقدند که میراث بشردر مجموع ودرحوضه های مختلف علمی ،اجتماعی ،اقتصادی ،فرهنگی ،حاکمیتی وبویژه تکنولوژی وامدارانسان های تلاشگروساعی است که باصبروپشتکارپلکان ترقی رایکی پس ازدیگری بالارفته اند ودائماازشکست ها وناکامیابی ها انسان ،تجربه مفید گرفته وهمواره قافله تمدن بشررابه پیش برده اند.

آنچه که بیشترحائزاهمیت است ،نوع نگاه متولیان تربیتی مابه این مسئله است .طبیعی است اگررویکرد متولیان تربیتی جامعه مابه متمایل به نخبه موثری ودرنتیجه نخبه پروری باشد ،نتیجه آن معطوف شدن جهت گیری  وثقل وسنگینی تصمیمات به سمت وسوی  پرورش نخبه ها است که اقلیت کمی ازجامعه راتشکیل می دهد واحتمالامغفول ماندن تربیت جدی وکارامد قشروسیعی ازفراگیران است.

دراین جا ازبحث نخبه گزینی ونخبه پروری خارج می شوم وقصد دارم یک مطلب ظریف تری رامطرح کنم که به ظن وگمانم درمقوله آموزش وپرورش نوجوانان وجوانان مامهم است.این نکته ای که وارد شدن به آن راحت نیست ،مقوله کمرنگ شدن فرایند تفکروتامل درتصمیم سازی وتصمیم گیری وبی ا رزش شدن سعی وتلاش ومقاومت در درانجام وپی گیری کارها ست.خودآگاه ویاناخودآگاه نظام تعلیم وتربیت ما به جای تربیت انسان های فکوروخردمند که برای رسیدن به اهداف خود به مهارت هائی ازقبیل عشق وعلاقه داشتن به کاروتلاش  ولذت بردن ازموفقیت هائی که درنتیجه تلاش واستقامت درکارهابرای انسان خاصل می شود ،همچنین عادت به جدیت واستقامت دربرابرمشکلات وکمبودهای که درمسیرحرکت انسان پیش می آید ،انسان هائی تربیت می کند که کفه ترازوی احساسات وگرایش های عاطفی  آن ها برکفه عقلانیتشان می چربد.بنابراین درنتیجه این جابجائی، سبک زندگی افراد جامعه به سمت یگ الگو وسبک زندگی غیرمعقول وبه دورازواقعیت می رود.جوانان وافراد فعال جامعه به جای کارکردن به دنبال تصاحب موقعیت هاازطریق راه های میانبرومسیرهای سهل وساده هستند.شاید یکی ازدلایلی که میانگین ساعت کارمفید درجامعه ماخیلی پائین ترازبسیاری ازکشورهاست وجوانان مارغبت زیادی به کاروکوشش وصبروقبول رشدوکمال تدریجی نمی دهند وبه دنبال این هستند که یک شبه راه چندساله رابروند ،همین مطلب باشد.متاسفانه برخی ازتفسیرها ی غلطی که توسط افرادغیرمتخصص وبی صلاحیت ازاحادیث ونقل وقول هائی که پیرامون کارورزق وروزی ازبزرگان دین رسیده است ،موجب می شود تاتنبلی وسستی جایگزین سعی وتلاش وصبربرمشکلات شود.

امانقش معلمین ومربیان تربیتی درآموزش وراهنمائی نوجوانان برای کسب مهارت های زندگی، ازقبیل کار،تلاش ،صبر،مقاومت وپشتکارنقش بسیارتعیین کننده وسرنوشت سازی است.ازآن جائیکه مدرسه به عنوان یک نهاد تربیتی رسمی وساختارمند دائما ازسایرنهاده های تربیتی مانندجامعه وخانواده درحوزه های شناختی ،باورهای دینی،الگوهاو روش های تربیتی تاثیرمی پذیرد،مدیران آموزشی ومربیان تربیتی باید به شدت مواظب باشند تااین تاثیرپذیری روش های تربیتی راازخط انحراف واعتدال دورنکرده ووارد عرصه افراط وتفریط نکند.مشکلات زمانی بیشترنمایان می شود که برخی ازاین مولفه های انحرافی، ساختارفکری واعتقادی مربیان مارادچارانحراف ویانوسانات نامعقول کند.به عنوان مثال گاهی اوقات به دلایلی معلوم ویانامعلوم گرایش فکری جامعه به سمت وسوی پذیرش افراطی احساسات ورونق گرفتن  باورهای سطحی،همچنین دورشدن ازتعقل وتفکر ودرنتیجه ضعیف شدن وبه سایه رفتن رفتارهای عقلانی متمایل می گردد.دراین هنگام به طرزعجیبی مردم ازاستفاده مفید وموثرازعقل واراده وتحلیل منطقی مسائل خسته می شوند.درچنین فضائی تربیتی اکثریت مردم برای رسیدن به مقصود خود سراغ راه های میانبروکم دردسرمی روند.به جای تبلیغ وترویج فرهنگ واقعیت گرائی وتحلیل مسائل به شیوه منطقی ،راه هاوروش های احساسی وپناه بردن به امورخارق العاده وترویج خرافات وموهوماتی که بافرهنگ قرآنی قرابتی ندارد جایگزین می گردد.

چنانچه مدارس وعوامل تربیتی مدارس ،به تبع فرهنگ رایج جامعه دچاراین رکودفکری شوند ،طبیعتا نسلی که دردامن این تفکرپرورش پیدامی کند ،ازسرمایه گرانقیمت کاروتلاش واستقامت وپشتکاربی بهره می شود وبه جای آن سستی ،تنبلی وتوقعات زیادوغیرواقعی حاکم می شود.

ازجمله ماموریت های مسئولین فرهنگی کشوربویژه مربیان تربیتی مدارس ،تلاش درجهت پیداکردن خط اعتدال وآشناکردن فراگیران به این مسیراعتدال درزندگی است.یکی ازراه های آشناکردن فراگیران بافرهنگ سعی وتلاش ،ارزش گذاری  این مقوله های تربیتی ازطریق معرفی زندگی دانشمندان و بزرگان دین وکشوروبرجسته نمودن تلاش وسعی شبانه روزی آنها برای رسیدن به اهدافشان می باشد.بدون شک زمینه سازی برای آموزش تفکرمنطقی ومعتدل ،انجام رفتارهای عقلانی و به دورازهرگونه افراط وتفریط ،قضاوت صحیح ،نقد منصفانه وپذیرش انتقادازدیگران،داشتن آستانه تحمل بالادربرابرنظرات ورفتاردیگران ودرنهایت یادگیری مهارت های ضروری زندگی برای حضوردریک زندگی تعاملی بادیگرشهروندان، همه وهمه ازنتایج تربیت صحیح توسط نهاده های تربیتی بویژه مدرسه است که بدون آماده کردن زیرساخت ها وساختارهای کاری وتهیه محتوی توسط مسئولین نظام فرهنگی کشورامکان ندارد.باید ازخودمان سئوال کنیم که جوانان وحتی بزرگسالان ماتاچه اندازه رفتارشان باارزش های دینی ،فرهنگی جامعه اسلامی انقلابی ماهماهنگ ویاحتی همسواست.آیایک آسیب شناسی اصولی وعلمی دراین خصوص انجام شده است.آیابرنامه ای قابل اجرابرای اصلاح رفتارنونهالان خود داریم .تاکی خودمان راپشت واقعیت های تلخ جامعه مخفی می کنیم.

حالاکه دستگاه های مسئول مابرای تعییررفتارفرزندانمان برنامه ای محکم وکاراندارند .شرع ووجدان به مامربیان تربیتی اعم ازمدیر،معلم ،پدرومادر،چه درمدرسه وچه درخانواده حکم می کند که خودمان دست به کارشویم .نسل جدید مابه کمک نیازدارد.این کمک ویاری راازآنهادریغ نکنیم .امااول خودمان بدانیم وعمل کنیم ،بعدابه فرزندانمان آموزش بدهیم ، یابهتربگویم هدایت وراهنمائی کنیم .درنهایت اگرنتوانستیم خوب تربیت  کنیم ،به قول آقای عبدالعظیم کریمی  به جای بدتربیت کردن :"چگونه تربیت نکردن رایادبگیریم "